آرمان - رفتارهای دونالد ترامپ را در دو حوزه باید مورد بررسی قرار دهیم؛ یک بعد شخصیتشناسی است و بعد دیگر از جهت پوزیشن به عنوان رئیس جمهور آمریکا که به نظر میرسد این دو، یکی نیستند. ترامپ در شخصیت حقیقی خود ماجراجوست، دنبال بهانهای برای مطرح شدن و به شدت دارای کیش شخصیت است. او دوست دارد به عنوان یک رهبر تاثیرگذار در جهان مطرح باشد. ترامپ یک شخصیت حقوقی هم به عنوان رئیسجمهور ایالت متحده آمریکا دارد که در این شخصیت حقوقی مجبور است در چارچوب سیاستهای ایالات متحد آمریکا رفتار کند و موضع بگیرد. به نظر میرسد اخبار منتشره مبنی بر اعلام آمادگیاش برای سفر به تهران به منظور مذاکره، به شخصیت حقیقیاش برمیگردد. یعنی تمایل نفسانی داخلیاش برای مطرح شدن و برای اینکه در اخبار باشد وعنوان کند همچنان دنبال گفتوگو و مذاکره است و به عنوان یک شخصیت تاریخی مطرح شود که بعد از 40سال، اولین رئیس جمهور آمریکاست که به تهران سفر میکند! ولی واقعیت این است که از نظر شخصیت حقوقی که رئیسجمهور ایالتمتحده آمریکاست ملزم به رعایت 12مادهای است که وزیر خارجه آمریکا، مایک پمپئو مطرح کرده است. البته رئیسجمهور میتواند از لحاظ قانونی این مواد را نادیده بگیرد ولی واقعیت این است که میخواهد در چارچوب سیستم آمریکا فعالیت کند. در درون سیستم حاکمیتی ایالاتمتحده آمریکا، ترامپ بالاخره میخواهد به این هدف برسد که ایران هم مجبور به مذاکره با ما شد؛ چه من به تهران بروم و چه آنها به واشنگتن بیایند و چه در کشور ثالثی مذاکره کنیم. برای ترامپ مهم این است که ایران را به مذاکره با ایالات متحده آمریکا و نه با شخص ترامپ اجبار کرده است. در اینجا این نکته حائز اهمیت است که تنها در صورتی که ترامپ به عنوان یک شخصیت حقوقی رسما اعلام کند 12شرط پمپئو را کنار گذاشته و همچنان در برجام و چارچوب آن عمل میکند، میتوان باور کرد واقعا دنبال مذاکرهای که نتیجهای در آن باشد، است. ولی وقتی همچنان 12شرط را دنبال میکند بیشتر به بهرهبرداری تبلیغاتی شبیه است، لذا این اخبار را نباید خیلی جدی تلقی کرد. در این میان برخی معتقدند «درعالم سیاست دوست و دشمن دائمی وجود ندارد». واقعیت این است که ما در عالم خلأ بسر نمیبریم و در یک عالم واقعی روی زمین داریم صحبت میکنیم. یک اصل خوب وجود دارد که گفته میشود ما دوستان و دشمنان دائمی نداریم و منافع دائمی داریم که سخن زیبایی است، اما ما در اداره کشور و اعمال سیاست خارجی نباید با الفاظ بازی کنیم و قرار نیست جملات قصار بگوییم که خوشایندمان باشد بلکه باید دستور کاری برای کشور داشته باشیم و بتوانیم سیاست مشخصی را هدایت کنیم. اگر ترامپ به دنبال توافق برد-برد است که در برجام به آن رسیدیم و آنها زیر میز زدند ولی اگر مذاکرهای بخواهد که مفهوم آن در نهایت تسلیم طرف مقابل باشد، کدام عقل سلیم میپذیرد که وارد چنین مذاکرهای شود؟ ایران با دو وجه سیاست آمریکا طرف است؛ یک بخش سیاست اعلانی آمریکاست که میتوانیم در رسانهها در موردش بحث کنیم و یک بخش سیاست اعمالی که لازم نیست در صحنه رسانه مطرح کنیم و باید عمل کنیم، کارهایی را انجام دهیم که آمریکا را به تجدیدنظر وادار کند. آمریکا اگر واقعا ایران را با قدرت حس کند و به پشتیبانی مردم مستظهر ببیند به طوری که مردم ایران بهرغم همه تبلیغات وسیع آمریکا که علیه ایران در صحنه رسانهها انجام میدهد، یکپارچه از حکومت حمایت میکنند و در صحنه حضور دارند، قطعا مجبور به تجدیدنظر میشود. همچنان که باراک اوباما، در دیماه91 پذیرفت غنی سازی ایران ولو محدود ادامه پیدا کند. آنها مدتها این شرط را برای گفتوگو با ایران مطرح میکردند که ایران غنی سازی را متوقف کند. 6 قطعنامه ذیل فصل هفتم منشور ملل را تصویب کرده بودند که طی آن از ایران میخواستند غنی سازی را فورا متوقف کند. اما چرا تجدیدنظر کردند؟ چون دریافتند این سیاست عملا به جایی نمیرسد و ایران با پشتیبانی مردمی به راه خود ادامه میدهد لذا مجبور شدند و پذیرفتند که ایران غنی سازی را ولو محدود در چارچوب برجام ادامه دهد و مذاکرات به نتیجه رسید. آمریکاییها باید به این جمعبندی برسند که سیاست فروپاشی از درون یا ایجاد اختلاف در داخل به جایی نمیرسد و سیاست تحریم بهرغم اینکه اثراتی دارد ولی آنها را به اهدافی که طراحی کردهاند، نمیرساند. در این صورت آنها تجدیدنظر میکنند و دنبال مذاکراتی خواهند آمد که دو طرف سود ببرند و منافع هر دو کشور در نظر گرفته شود. به رغم بعضی پیش بینیها که این احتمال در دوره ریاست جمهوری ترامپ بعید به نظر میرسد اتفاقا غیرقابل پیشبینی بودن ترامپ ممکن است او را به این جمعبندی برساند که نمیتواند سیاستی که درمقابل ایران به سفارش اسرائیلیها و پشتیبانی عربستان اعمال کرده را ادامه دهد. همانطور که اخیرا صحبتهایی از کنار گذاشتن وزیر خارجه آمریکا به گوش میرسد خود گواه بر این است که دونالد ترامپ نتوانسته در سیاست خارجی به نتیجه برسد و مجبور به تغییر دومین وزیر خارجه شده است. دونالد ترامپ تاکنون 38 مقام رسمی آمریکا را عوض کرده که حداقل طی سه دهه اخیر در تاریخ آمریکا بی سابقه است. رئیس جمهوری که طی سه سال از رئیس کارکنان کاخ سفید که همپایه نخست وزیر در سایر کشورهاست و مقام بالایی محسوب میشود را تغییر داده تا مشاور امنیت ملی، وزیر دفاع، وزیر خارجه و رئیس سازمان امنیت کشور.