آرمان - رئیس دفتر رئیسجمهور اعلام کردند که: «سخنگوی دولت به زودی انتخاب میشود». این پرسش مطرح است که آیا دولت حرفی برای گفتن ندارد که چندین ماه است خود را از داشتن سخنگو محروم کرده است و یا در امر پاسخگویی اهمال میورزد و یا دولت زبان الکنی در پاسخگویی به افکارعمومی دارد؟ دولت وظیفه دارد تا به شایعات و شائبههای فراوان پیرامون خود، پاسخ دهد. واقعیت این است که تاکنون دلیل روشنی برای نداشتن سخنگو، ابراز نداشته است. شاید بتوان گفت چون شرایط کشور تغییر و سخت شده است، شرایط پاسخ گفتن هم تغییر کرده است. اگر کسی بخواهد شرایط را دقیق و روشن برای مردم تبیین کند، باید تسلط کافی بر مشکلات و مسائل داشته و همچنین اجازه ویژهای برای بیان و پاسخ به همه پرسشها داشته باشد. اگر دولت یا سخنگوی آن بخواهد پاسخی دیپلماتیک بدهد و با سنجیدن همه جوانب بیان خود را ابراز کند، ممکن است پاسخ «اقناعی» نباشد. بنابراین شاید دولت به این دلیل چند ماه سخنگو نداشته که کسی را نیافته که پاسخ مناسبی به رسانهها و افکارعمومی بدهد یا فردی که ملاحظاتی را رعایت کند و یا این ملاحظات و پاسخهای دیپلماتیک نتواند جامعه را اقناع کند، در این شرایط دولت ترجیح داده تا صورت مسأله را پاک کند و خود را از داشتن سخنگو محروم نماید به این دلیل که نداشتن سخنگو بهتر از این است که خیلی دیپلماتیک پاسخ دهد و یا بر عکس بسیار صریح و رک پاسخگوی مردم و رسانهها باشد. زیرا هر دو وجه فوق میتواند پیامدهایی را برای دولت داشته باشد. اگر همدلانه با دولت به این مساله نگریسته شود، نیافتن فردی است که هم بتواند اقناعی سخن بگوید و هم با کلام و بیان خود از پس پرسشهای جدی امروز برآید که بخشی از این پرسشها مستقیما مخاطبش دولت است. در هر صورت جامعه انتظار دارد دولت پاسخگوی مسائل مختلف کشور در تمام حوزهها باشد. شاید بتوان گفت که این پیچیدگیهای عنوان شدهاست که دولت را در انتخاب فرد مورد نظر مردد کرده و کار را برای دولت سخت نموده است، زیرا جامعه نه با عدم دادن پاسخهای اقناعی راضی میشود و نه از پاسخهای اغواگرانه! به طور کلی وقتی فردی و یا جریانی میپذیرد که به حاکمیت و اداره جامعه ورود پیدا کند، باید تمام تبعات آن را نیز بپذیرد. از جمله این تبعات، مورد پرسش قرار گرفتن از سوی مردم و رسانهها و طبعا پاسخگویی به پرسشهاست. اکنون دولت و دولتها در موقعیتی هستند که برای نشان دادن مردمسالاری و دموکراتیک بودن خود، باید وجه اقناعی در پاسخگویی به جامعه را اولویت و از اهم وظایف خود بدانند. این پاسخگویی درهمه ارکان کشور و نهتنها در دولت و نداشتن سخنگو، بلکه در حوزههای دیگر هم ناتوان و ضعیف جلوه کرده است و از این وجه مهم، غفلت شده است که در واقع از وظیفه ذاتی حکمرانی خوب فاصله گرفته میشود. دو ویژگی مهم حکمرانی خوب، پاسخگویی و شفاف سازی در جهت اقناع افکار عمومی و پرسشهای جامعه و اعتمادسازی است این مهم بدون یک پاسخگویی مناسب، امکانپذیر نیست. در شرایط پیچیدهای که جامعه امروز ایران با آن روبهروست، دولت برای همراه داشتن مردم، باید حقایق را بگوید و در جهت اعتمادسازی جامعه گام بردارد و اوضاع را تبیین کند. در عین حال با شفافسازی است که مردم میتوانند به کمک دولت و حاکمیت بیایند. در چنین شرایط سختی، نیاز به همراهی و همیاری آحاد جامعه و با دولت و سایر قوا بیش از پیش احساس میشود که قطعا یکی از ابزارهای مهم همکاری مردم با مسئولان، اقناع جامعه است. این اقناع تحقق نخواهد یافت مگر با پاسخگویی مناسب، دقیق و شفاف که یکی از امکانات این امر، وجود یک سخنگوی آگاه به مسائل و مشکلات دولت است. اما حقیقتا دولت باید فردی را در منصب «سخنگویی دولت» قرار دهد که زبانش به زبان مطالبات مردم نزدیک باشد. زبان سخنگو باید با خوانش و فهم جامعه همسو باشد. بنابراین دولت باید فردی را برگزیند که هم زبان دولت و هم زبان مردم را بداند و بفهمد. توانمندی و بیان مناسب و آشنایی به دولت و رویکردها و مسائل دولت و همچنین قدرت اقناعی، باید از ویژگیهای «سخنگو» باشد که البته انتخاب چنین فردی دشوار است، اما گریزی از این واقعیات ویژگیها نیست.