آرمان - گفتوگوی ملی در مرحله نخست نیاز به همنشینی و باور به اصالت اصل صداهای متکثر دارد. قبول گفتوگوی ملی آغازی بر گسترش مشارکت فزونتر، دموکراسی غنیتر و پایین آمدن هزینههای اجتماعی و سیاسی برای رسیدن به اهداف تعریف شده ملی است. از این رو هیچ کس نمیتواند به نفی گفتوگوی ملی بپردازد. همگان کم و بیش بر گفتوگوی ملی تاکید دارند، اما تا چه اندازه بدان باور دارند و این باور را در صحن عملی تعریف عملیاتی از آن شکل و محتوا میبخشند، مهم است. اولین گام برای گفتوگوی ملی برای رسیدن به بخت مشترک در یک جامعه ایجاد سازوکارهای کارآمد، تضمین شده و تامین شده معنوی و مادی برای انجام همنشینیهای هدفمند میان صداهای متکثر است که در جامعه ممکن است در تقابل و حتی تعارض و ضدیت با یکدیگر خود را به نمایش گذاشته باشد. زمانی که این باور وجود داشته باشد و هرگونه حرکت تقابلی و تعارضی را مبنی بر رودررویی و تمایز از همکاری یا جهتگیریهای منفی قلمداد کنیم اساسا نقطه آغازین انجام یک گفتوگوی ملی شکل نخواهد گرفت و نطفهای ناقص را شکل خواهد داد که میتواند نتایج ابترگونه به جای گذارد. براین مبنا آغازین نقطه عزیمت شکلگیری نطفههای گفتوگوی ملی در یک اصل اساسی فکری و جهتگیری ذهنی میتواند استحکام پیدا کند که عبارت است از باور به صداهای متکثر در یک جامعه ملی و حفظ حرکت صداهای متکثر را مورد توجه عینی قرار دادن. این میتواند موجب ایجاد «ه» اول یعنی همنشینی شود. همنشینیها باید هدفمند و هشیارانه باشد. به عبارت دیگر هدف این همنشینیها نه ایجاد ارتباط ابزاری بلکه ارتباط ماهوی در ایجاد همفکری باشد و اگر میخواهیم همفکری بهوجود آوریم و «ه» دوم را شکل دهیم باید سازوکارهای ایجاد اتاقهای فکر و طوفانهای فکری را از منظر هوشیارانه شکل بدهیم. بدین معنا که با هدف ایجاد اجماع ملی و مشارکت ملی افکار متفاوت را مورد احترام قرار داده و اندیشههای گوناگون را به عنوان اندیشههای قابل احترام در جهت مرور آنها و تضمین بیان آنها در حرکت آینده مورد وثوق جدی قرار دهیم. به گونهای که صداهای متکثر در بیان اندیشههای خود تضمینهای عینی برای بیان آشکار و همهجانبه جریانات ذهنی خود را چه در بیان و چه بعد از بیان دارا باشد و اینها را سازوکارهای عملیاتی در چارچوبهای قانونی تلقی کند. بهنظر میرسد امروز بسیاری از صداهای متکثر برای بیان دیدگاههای خود در یک فضای مطمئن و متکی بر اعتماد و اعتبار برای بیان نکات خود قرار ندارند و این بعد از همنشینی میتواند چالش جدی برای همفکری بهوجود آورد. اگر همنشینیها بهوجود آید، اما منتهی به همفکری نشود هزینههای ملی را بالا خواهد برد. در پس همفکری نیاز به همگامی وجود دارد، یعنی پذیرش اندیشهها بار عملیاتی پیدا میکند؛ بدین معنا که اگر اندیشهها را پذیرفتیم و در قالب اندیشهها، ساختارها، عاملیتهای منطبق بر این اندیشهها در مسیر بازی همگامی و اقدام پذیر نباشند و انحصار در عمل و اقدام در سازمانها و نهادها در چارچوب محدود کردن انتخاب عاملیتها به بهانههای گوناگون بهوجود آید این مسیر با گونهای از تعارض درونی روبهرو و باز هزینههای موجود در همنشینی و همفکری را به فرجام نخواهد رساند. لذا باید تضمینهای عملی و حقوقی در جریان ایجاد فضای مناسب برای حضور عاملیتهای متعدد برخاسته از رسیدن به یک همفکری با ثبات وجود داشته باشد تا موجب همگامی شود. لذا اگر این همگامی بهوجود آید گام چهارم و پنجم یعنی همدلی و همبختی مشترک به طور طبیعی در تضمین استمرار این همگامیها ایجاد خواهد شد. چرا که همگامی موجب ایجاد فضای معنادار برای ایجاد همدلی خواهد شد و این همدلیها وقتی چسبندگی پایا و پویا در مسیر عمل پیدا کند موجبات بخت مشترک و ایجاد وفاق و اتحاد ملی برای رسیدن به اهداف عینی تعریف شده یک جامعه را فراهم خواهد آورد. همه اینها در گرو ارادهای برای پذیرش صداهای متکثر ملی در قالبهای گوناگون عینی آن میباشد.