آرمان - دشمنی دیرینه و عمیق گروه دونالد ترامپ علیه ایران که متاسفانه حد و مرزی ندارد، باعث تشویق دشمنان منطقهای ایران یعنی اسرائیل و عربستان گردیده و همه دارند به سرعت اختلافات خود را به دعوت آمریکا کنار میگذارند تا به یک دشمنی یعنی دشمنی با ایران بپردازند. در این میان به نظر نمیآید ایران حتی یک دوست واقعی داشته باشد که در مقابل این موج سنگین سیاسی بایستد و از کشورمان حمایت نماید. دوستان ایران عموما در حد ایستادگی تا مرزهای منافع زودگذر خودشان هستند که هرگاه مابه ازای آن را از آمریکا دریافت دارند، دست از دوستی با ایران برمیدارند. شاید دوستان نسبتا قابل اعتماد ایران هنوز در اروپای غربی و چند کشور در آسیا نظیر روسیه، ترکیه، چین و هند بتوان یافت که عوامل مختلف سیاسی، میزان اعتماد به آنان را برای ایران نامطمئن میسازد. عملکرد روسیه در صادرات نفت ایران و در صحنه سوریه و بمبارانهای اسرائیل نشان داده چقدر تعهد این کشور به ایران شکننده است. چین و هند کشورهایی هستند که در تحریمها در جستوجوی بهرهبرداری بیشتر از شرایط به نفع خود هستند ولی تا حدودی با ایران همکاری مینمایند. ترکیه ضمن اینکه چشم به گاز ارزان ایران دوخته، میزان نزدیکی و دوری خود را با ایران در منطقه و بهویژه در صحنه سوریه میسنجد. اگر عوامل بر ترکیه سخت آید، مایل است ایران را در کنار خود برای مقابله با آمریکا و اعراب داشته ولی اگر شرایط بر وفق مراد ترکیه باشد، این کشور در راستای رقابت منطقهای، خواستار تضعیف ایران خواهد بود. اما کشورهای اروپای غربی بهویژه فرانسه، آلمان و بریتانیا که مصمم پای برجام ایستادهاند، دارند به این نتیجه میرسند که صبر ایران در ادامه انجام تعهداتش در برجام رو به پایان است و احتمال دارد که از سال 2019 از این توافقنامه بینالمللی خارج گردد. یقینا تعهد دست و پای شکسته اروپای غربی برای حمایت از ایران تا آن تاریخ پابرجا خواهد بود. فرانسه و آلمان با تحمل سختی و بهرغم وجود شرایط مخالف، دارند به تنظیم سازوکار SPV ادامه میدهند درحالی که هر کدام خواستههای اجابت نشدهای از ایران دارند و همین باعث شکنندگی اراده آنان برای حمایت از ایران و SPV گردیده است. اروپای غربی ساز استقلال در مقابل آمریکا را هم مایل است بنوازد ولی اولا نه به هر قیمتی و ثانیا خود نمیداند این استقلال سیاسی، اقتصادی و مالی تا کجا قدرت دوام دارد. ایران ممکن است تصور نماید اروپاییها چون میخواهند آزمایش استقلال در مقابل آمریکا را به تجربه درآورند، پس بقیه تعهدات و ملاحظات خود را فراموش نموده و پا به پای ایران حرکت مینمایند، این هم عملی نیست. در این صورت ایران باید برای خروج از این حلقه تنگ با اروپاییها همکاری نماید. وقتی وزیر آلمانی به درست یا براساس سوءتفاهم میگوید ایران با جاسوسی در آلمان تیر به پای خود شلیک میکند و وقتی بقیه نظیر فرانسه، دانمارک، بلژیک و دیگران ابراز ناراحتی مینمایند، همه هیزمی است بر آتش افروخته توسط ترامپ، نتانیاهو و محمد بنسلمان. گروه ترامپ همه تلاش خود را به کار گرفته که با اجلاس لهستان نوعی اجماع جهانی علیه ایران به وجود آورد. عقل سلیم ایجاب میکند رفتار ما در راستای ایجاد این اجماع جهانی نباشد و برعکس تلاش کنیم کشورهای محتمل شرکت کننده در اجلاس لهستان را قانع سازیم از همراهی با آمریکا خودداری نمایند و این تغییراتی در سیاست خارجی میطلبد که دیر نشود. اگر مایک پمپئو موفق شود اجلاس تبلیغاتی لهستان را به اجلاس سیاسی تبدیل نماید، پیش درآمد یک ائتلاف نظامی علیه ایران تلقی میشود. یارگیری و قرار و مدار با دوستان ایران در این مقطع بسیار کمکساز خواهد بود. به طور مثال، ارتباط سازمان مجاهدین خلق(منافقین) با دولت افغانستان هشداری جدی در جدا شدن دوستان از ایران است. با اینکه تشکیل چنین اجلاسی در لهستان با اصول حقوق بینالملل و منشور ملل متحد در تضاد و تناقض است، ولی اگر اکثریت کشورهای دعوت شونده ابراز آمادگی بر هدفی نمایند و اجماع حاصل شود، خود تبدیل به یک قانون نانوشته بینالمللی میشود که حتی توسط بقیه کشورها علیه ایران میتواند بهکار گرفته شود.