آرمان - اصلاحطلبان، اعتدالگرایان و حتی بسیاری از اصولگرایان بر این مساله صحه میگذارند که با حمایت تمامقد اصلاحطلبان از آقای حسن روحانی مخصوصا در انتخابات سال96 بود که وی به ریاست جمهوری رسید. حال مشخص نیست که رئیس دفتر رئیسجمهور از گفتن سخنان تفرقه افکنانه میان دولت و جریان حامی درصدد چه اهدافی است. هیچ تحلیلگر و صاحب نظری که از انصاف، تجربه و خرد سیاسی برخوردار باشد در این شرایط که دولت به شدت نیاز به وحدت، هماهنگی و از همه مهمتر حمایت حامیان خود دارد چنین سخنانی اظهار نمیکند. از این جهت مساله از چند حال خارج نیست، یا آقای واعظی خدای ناکرده از این دولت و آینده آن قطع امید کرده و میخواهد بگوید که اگر قهرمان یا شکست خورده هستیم خودمانیم و زیر بار منت دیگران نیستیم یا اینکه متعمدانه در میان حامیان آقای روحانی اختلاف ایجاد میکنند. اکنون شرایطی نیست که وی بخواهد بگوید که اصلاحطلبان هیچ نقشی نداشتند. هیچ غنیمتی پخش نمیشود که آقای واعظی بگوید من باید در تقسیم غنایم اقتصادی و اجتماعی و سیاسی باید دست بالاتر را داشته باشم. همه میدانند که آقای روحانی چه در سال 92 و بهویژه در این دوره در سال 96 خیلی شفاف و روشن از اصلاحطلبان در خواست کمک کرد. اصلاحطلبان نیز به دلایل زیادی از جمله شرایط خطیر کشور، کمک به افزایش مشارکت ملی، کمک به افزایش ظرفیت و پتانسیل دولت در مذاکرات بینالمللی و... از دولت حمایت کردند، لذا در آن زمان دولت باید با رأی بالاتری نسبت دوره گذشته در مذاکرات داخلی، منطقهای و بینالمللی حضور پیدا میکرد. اقتضای شرایط چنین بود که اصلاحطلبان از آقای روحانی حمایت کنند که به این امر مبادرت ورزیدند. حال اگر آقای واعظی اصرار دارد که بگوید حزب اعتدال و توسعه یا دوستان نزدیک وی عامل پیروزی آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری بودند؛ تصور میشود که آقای واعظی یا سرنا را از سر گشاد آن میزند یا اینکه تحلیل درستی از اوضاع ندارند یا توهم قدرت وی را برداشته که تصور میکند اگر اصلاحطلبان کنار بروند آقای واعظی بهتر میتواند میدانداری کند. در همه این شرایط آنکه ضرر میکند دولت و شخص آقای واعظی است. لذا بهنظر نمیرسد که وی بخواهد خارج از دولت تبدیل به چهرهای تعیین کننده در مناسبات قدرت باشد. از این رو با تمام احترامی که برای حزب اعتدال و توسعه و سایر دوستان حزبی در سراسر کشور قائل هستیم باید اذعان داشت؛ این حزب اساسا از پیش از سال 92 و روی کار آمدن آقای روحانی خیلی ایفای نقش جدی نکرده وپس از روی کار آمدن وی به فعالیت و نَشو و نمو پرداخته است. حال اگر بخواهیم اینگونه با حقایق و وقایع سیاسی روبهرو شویم که کتمان حقیقت و واقعیت کرده، شرایط را درست تحلیل نکنیم و افرادی مثل آقای واعظی بخواهند اینگونه با مسائل اجتماعی مواجهه داشته باشند، طبیعتا از خیلی از افراد دیگر که در این عرصهها دستی بر آتش ندارند یا از نزدیک در جریان این حقایق سیاسی نبودهاند، نباید توقع زیادی داشته باشیم. لذا تصور میشود که آقای واعظی باید تحمل داشته باشد و اطلاعاتش را اصلاح و بازنگری کند و حتی با بررسی مجدد مبنای تحلیل وی برای رسیدن به این سخنان را تغییر دهد.