آرمان - مرحوم آیتا... هاشمی رفسنجانی، شخصیت تاثیرگذار و مهم 4دهه اخیر انقلاب بود و کمتر سیاستمداری را میتوان یافت که به اندازه ایشان و برای یک مدت طولانی، اثرگذار باشد. شواهد نشان میدهند که حتی پس از فوت او هم از عملکرد، نظرات و عقایدش همچنان سخن گفته میشود. بهطور قطع نمیتوان جامعه را بازداشت تا درباره هاشمی سخن نگویند و یا انتظار داشت هر کسی که از ایشان سخن میگوید، با احترام از ایشان یاد کند. اما اخلاقا نباید به کسی که از دنیا رفته است، جسارت و توهینی صورت بگیرد. باید حرمت درگذشتگان را حفظ کرد و این اصلی است که احترام به آن لازم است. طبیعی است که نقدها و نظرها پیرامون شخصیت و عملکرد آیتا... هاشمی رفسنجانی ادامه خواهد داشت. در این میان طرفداران ایشان وظیفهای دو چندان دارند یعنی زمانی که درباره زندگی، شخصیت و سخنان ایشان تحریف صورت میگیرد، بدون کم و کاست موضع گرفته شده و شفاف سازی انجام شود، در عین حال باید با صبوری در برابر نقدها ایستاد. در این باره صرفا نباید از خانواده آقای هاشمی توقع دفاع داشت، زیرا آنها تعلقات ویژه عاطفی دارند. اما دوستان و سیاسیون نزدیک به ایشان بهویژه در حزب کارگزاران سازندگی، وظیفه اخلاقی دارند تا از مرحوم هاشمی حمایت و دفاع و حقایق تاریخی را بازگو کنند. اما غیر از مسأله تحریف و دروغسازیهایی که ممکن است اتفاق بیفتد، ممکن است افرادی که در انقلاب نقش اساسی داشتند و از نیروهای نسل اول و بزرگان انقلاب محسوب میشوند، در معرض نقد و پرسش و پاسخ قرار داشته باشند. البته این نقد نباید بهگونهای باشد که به منازعات سیاسی دامن بزند. نقدها باید با رعایت انصاف باشد و همه نکات اخلاقی و تاریخی لحاظ شود. اساسا نباید نگران نقد شخصیتهای انقلاب بود؛ چه افرادی که در قید حیات هستند و چه درگذشتگان. از سویی همواره در کشور افرادی وجود داشته و دارند که هویت خود را در تهاجم به هاشمی رفسنجانی میدیدند. این جماعت هنوز هم هستند و دست به تخریب میزنند. ممکن است دوران فعالیت سیاسی هاشمی، مورد انتقاد باشد. اما فراموش نکنیم در زمان حیات آقای هاشمی، افرادی بودند که برخوردهایشان از سر کینه بود و نسبت به ایشان، پرده دری کردند. برخی همچنان فکر میکنند که توهین علیه هاشمی و یا به قول خودشان افشاگری، برایشان وجهه و شخصیت سیاسی به همراه خواهد داشت که قطعا چنین فکری اشتباه است. اما بحثی هم مطرح میشود درباره اوضاع کنونی کشور و شرایط سیاسی و اقتصادی موجود. ممکن است عدهای بگویند که اگر مرحوم هاشمی زنده بود، برخی مسائل طی این مدت و یا مشکلات اقتصادی کشور و غیره، رخ نمیداد و یا تعدیل میشد. اما باید گفت که حیات ایشان هم احتمالا در تغییر شرایط و روی دادن حوادث یکسال اخیر، نمیتوانست تاثیر چندانی داشته باشد. ریشه بخشی از مشکلات اقتصادی کشور خارج از ایران است و کسی نمیتوانست دخالت آنچنانی داشته باشد. درباره عملکرد دولت و مقامات مسئول اجرایی، برخلاف تصور که اگر هاشمی بود طور دیگری امور به انجام میرسید و میتوانست مسیر تصمیمات دولت را تغییر دهد، گمانی نزدیک به حقیقت نیست. زیرا در زمان حیاتشانهم دولت و وزرای کابینه روحانی، راه خود را میرفتند. کما اینکه درباره رئیس دولت اصلاحات هم چنین تصوری نمیتوان داشت؛ ایشان نقش و اثر دارند اما در تصمیمات مقامات دولتی، نفوذ خاصی ندارند. به عنوان مثال تصور شود که اگر مرحوم هاشمی زنده میبود، تاثیری بر نرخ دلار و ارز میداشتند و یا از التهابات بازار و گرانیها جلوگیری میکردند، چندان با واقعیت نمیتوانست همراه باشد و معلوم نبود تاثیر ایشان تا چه حد میتوانست موثرباشد، زیرا اساسا مرحوم هاشمی در مباحث تخصصی و فنی، دخالت مستقیم نمیکردند و کار را به متخصصان هر حوزه میسپردند. اما عمده نقش را مرحوم هاشمی در وقایع کلیدی و تاریخی و تفسیرهای کلیدی مربوط به انقلاب میتوانست داشته باشد. به عنوان مثال بحثی که هفته گذشته درباره نحوه عملیات کربلای چهار در جامعه ایجاد شد، شخص آقای هاشمی از افراد اصلی و مطلع آن رویداد بودند. ممکن بود در صورت حیات، ایشان با یک اعتراف تاریخی کمنظیر بحث را روشن کنند و یا توضیحی میدادند که میتوانست بسیاری را قانع کند و یا در مقابل نقد جدی جامعه، از پاسخ میماندند. اما قطعا چنین مسائل مهمی که جامعه نسبت به آن حساسیت دارد، نیاز به فردی دارد که روشنگری کند. باید توجه داشت که هنوز مسائل بسیار مهمی طی این 4دهه رخ داده است که نیاز به پاسخگویی و تنویر افکار عمومی دارد. مهم است برخی مسائلی که تاکنون رخ داده است، برای جامعه روشن شود تا تکلیف مسائل آینده معلوم شود. مانند بحثهای مربوط به مسائل هستهای، سیاست خارجی، مقطعی از جنگ و یا مساله مک فارلین، مذاکرات با آمریکا، قطعنامه و دهها مورد دیگر که متاسفانه از سوی مرحوم هاشمی روشنگری و تبیین نشد و همچنان ناگفته باقی ماند. بنابراین اگر هاشمی زنده بود، نقشش در روشنگری نسبت به گذشته جنگ و انقلاب و مسائل مهم کشور میتوانست باشد، آن هم نه صرفا به عنوان یک شاهد تاریخی بلکه فردی که تاثیر مستقیم بر بسیاری از مسائل داشت و میتوانست با واکاوی خود، راه آینده کشور را روشن کند. با توجه به اینکه مرحوم هاشمی در اواخر عمر خود نسبت به مسائل گذشته حسن ظنی یافته بودند، میتوانست شجاعت و شهامت، بسیاری از اشتباهات گذشته را پذیرا باشد. اگر چنین اتفاقی میافتاد امر ویژهای رخ میداد. به یقین سخنان صادقانه شخصی مانند آیتا...هاشمی رفسنجانی میتوانست بسیاری از مسائل را روشن کند به دلیل اهمیت خود هاشمی و نه سخنی که مطرح میکرد. بنابراین از این نظر حضور و حیات او میتوانست در زدودن ابهامات کمک موثری داشته باشد.