آرمان - هر چه به سال منتهی به انتخابات نزدیک میشویم، سخنان و مواضع دو جریان اصلی سیاسی کشور یعنی اصلاحطلبان و اصولگرایان، بیشتر بوی انتخابات به خود میگیرد. در این بین اصولگرایان روزی «جمنا» درست میکنند و روزی«جبهه وحدت» شکل میدهند و جریان اصلاحات هم قصد عبور از شورای عالی برای رسیدن به «پارلمان اصلاحات» دارد. اما اگر قرار باشد ارزیابی از عملکرد جریان اصلاحات انجام شود، باید آن را با یک پدیده و عملکرد دیگری مقایسه کرد، سپس در مقام مقایسه ملاحظه کرد که درصد موفقیت تا چه اندازه بوده است. یعنی نمیتوان عملکرد اصلاحطلبان را به تنهایی ارزیابی کرد. شرایط کشور، شرایطی است که باید بحثهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره را در مقابل رقبا مورد کنکاش قرار داد که آیا این مجموعه موفق بوده است یا خیر؟ موفقیت آن تا چه اندازه بوده است؟ در ادامه راه ریزش نیروها و انسجام و همدلی و جلب نظر مردم، بررسی شود. هنگامی که در مقابل مقایسه برآییم، مشاهده خواهد شد که از سال 92 به بعد، مجموعه جریان اصلاحات نسبت به گذشته، تصمیمات بهتر و معقولانهتری گرفتهاند. اگر با سال 84 و یا 88 مقایسه شود؛ که به جای یک کاندیدا 4 کاندیدای اصلاحطلب وارد گود شدند و نهایتا به دست خود، صحنه سیاسی را به رقیب واگذار کردند، همین یک نکته رو به رشد بودن و گامی به جلو محسوب میشود. به این معنی که در سالهای 92 و 96 با حرکتها و تصمیمات خوب و با هدایتهایی که در آن دو سال رئیس دولت اصلاحات و مرحوم آقای هاشمی انجام دادند و موضع درستی اتخاذ شد، مقداری از زیانهای سالهای قبلتر، جبران شد. بهعبارتی اگر تصمیمات درست و خردمندانه گرفته نمیشد و به اجرا در نمیآمد، اکنون دولتی بر سر کار بود مانند دولت آقای احمدینژاد. در انتخابات مجلس هم بدین گونه بود، یعنی از مجالس هفتم، هشتم و نهم، اصلاحطلبان در اقلیت محض بودند اما در مجلس دهم (اگر چه بیش از این انتظار بود که مجموعه فراکسیون امید بهتر از آنچه که مشاهده شد، میتوانست عمل کند) اما در قیاس با مجالس ذکر شده، یک قدم به پیش بود؛ ایدهآل نبود، مورد پسند مجموعه اصلاحطلبان نبود اما روندی رو جلو بود که با تدبیر رئیس دولت اصلاحات بدان دست یافته شد و شرایط مطلوبتر است. نخستین دلیلی که جریان مقابل اصلاحطلبان با توجه به عدم اقبال جامعه نسبت به آنها چگونه میتوانند هنوز هم کرسیهایی را به دست آوردند، تصور میشود که دو نکته باشد که باید ذکر شود. ابتدا مجموعه نهادهای انتصابی کشور، عموما پشت سر جریان اصولگرا قرار میگیرند و اساسا مناسب به همین جریان هستند و دوم وجود دولت پنهان است که تمام تلاش و مساعی خود را به کار میبرد تا دوپینگی برای اصولگرایان انجام دهد. اگر این دو مجموعه ذکر شده نباشد، رأی اصولگرایان در کشور در تمام انتخابات، کمتر از 10 میلیون رأی خواهد بود. بنابراین باید به این پرسش پاسخ داد که اصلاحطلبان در ادامه راه چه باید کنند؟ اصلاحطلبان چه با شورای عالی سیاستگذاری چه با پارلمان و یا هر نام دیگری به واسطه حضور رئیس دولت اصلاحات، کارنامه منفی تاکنون نداشتهاند. کارنامه اصلاحطلبان قابل قبول است اما باید تلاش کرد تا اشکالات گذشته رفع شده و به حداقل برسد.