آرمان - روز سهشنبه اتفاقی در دانشگاه تهران رخ داد که منجر به واکنشهای بسیاری در جامعه دانشگاهی کشور و فضای مجازی شد. جلوگیری از ورود استاد شفیعی کدکنی به دانشگاه تهران توسط نیروهای حراست. مرد سپید موی عرصه ادبیات و شعر کشور به دلیل به همراه نداشتن کارت شناسایی پرسنلی! اجازه حضور در کلاس را نیافت. اما باید به این موضوع بدین گونه پرداخت که مسائلی را که بعضا نیروهای انتظامات و یا حراست دانشگاهها به وجود میآورند، در دانشگاههای مختلف کشور روی میدهد و اگر پای درددل رؤسای دانشگاههای کشور نشسته شود، میتوان متوجه شد که این امر دامنگیر بسیاری از دانشگاههای کشور است. گاه دستوراتی به ماموران انتظامات دانشگاهها داده میشود که از ورود افراد و پرسنل دانشگاه بدون کارت شناسایی، جلوگیری شود. نمیتوان از نیروهای انتظامات برخورد و یا رفتار اجتماعی بالایی داشت، آنها تنها قصد انجام وظیفه را دارند. البته ممکن است در تشخیص این مساله که از چه کسانی کارت شناسایی مطالبه کنند و یا خیر، دچا اشتباه شوند و به شکل دقیقی این کار انجام نشود. به طور کلی اساتید دانشگاهها که طی سالیان متمادی با نیروهای انتظامات دانشگاهها برخورد داشتهاند، واقعا نمیتوان فرض را بر این گذاشت که حتما مقصر برخی مسائل، انتظامات و یا نگهبانان جلوی در دانشگاهها هستند. بسیاری از این افراد زحمتکش و وظیفهشناس هستند. بسیاری هم برخورد مودبانهای با استادان دارند و نمیتوان عملکرد همه نیروهای انتظامات را زیر سوال برد. البته ممکن است در این بین ماموری هم پیدا شود که در تشخیص خود دچار اشتباه و موجب به وجود آمدن مسالهای از جنس برخورد با استاد شفیعی کدکنی شده باشد. اما فارغ از این بحث، به مسالهای باید اشاره کرد؛ اینکه در کشورهای غربی که پدیده دانشگاه سابقه دیرینهای دارد، و یا حتی برخی کشورهای آسیایی، چیزی به نام «نرده» و یا حصار بین دانشگاه و محیط شهری وجود ندارد. وقتی وارد محیط دانشگاهها و یا خیابان دانشگاهی میشوید، خبری از نرده، گیت یا انتظامات و غیره نیست. یعنی ساختمانها و محیط دانشگاهی، دقیقا به فضای عمومی شهر چسبیده و بدون هیچ مانعی، کاملا نزدیک به هم هستند و درهم تنیده شدهاند. این نوع فضاسازی شهری و معماری دانشگاهها به لحاظ فرهنگی روحیه خوبی را بین مردم ایجاد میکند و شهروندان احساس میکنند که واقعا در فضای دانشگاه قدم میزنند. البته کسی هم لزومی نمیبیند که وارد خیابانها و یا محیط دانشگاه شود. هیچ دروازه، نگهبان یا نردهکشی هم وجود ندارد که مانعی برای شهروندان ایجاد کند. این کار اقدام بسیار مثبتی است که توانسته است در کشورهای پیشرفته و دانشگاهی، مردم را با دانشگاه و محیط علمی آن درآمیزد. اما در ورودی ساختمانهای دانشگاه و ورودی دانشکدهها، هر فرد، اعم از استاد یا دانشجو باید کارت الکترونیکی مخصوص آن ساختمان یا دانشکده را داشته باشد، در غیر اینصورت نمیتواند وارد ساختمان مزبور شود. ورود و خروجها هم در ساختمانها ثبت میشود و ممکن است مامورینی هم برای کنترل ورود و خروج به دانشکدهها و یا سایر ساختمانهای اداری و پژوهشی دانشگاه وجود داشته باشد. به عنوان مثال میتوان تصور کرد که نردههای دور دانشگاه تهران برچیده شود و محیط بیرونی دانشگاه، همسان خیابانها و پیادهروهای اطراف شود اما قطعا نمیتوان ساختمانها و دانشکدهها را بدون کنترل ورود و خروج افراد تصور کرد. این یک روال است که در همه دانشگاههای جهان وجود دارد و خبری از نرده و دیوار دور دانشگاهها نیست. میتوان گفت پدیده نرده دور دانشگاهها، یک مقداری ایرانی است! اما در رابطه با جلوگیری از ورود استاد شفیعیکدکنی به دانشگاه تهران باید این نکته را هم اشاره کرد که احترام ایشان بر همگان لازم است و ایرانیان، جامعه علمی و دانشگاهی کشور و دانشگاه تهران به وجود ایشان افتخار میکنند. امید است که اگر برخورد بهوجود آمده باعث کدورت ایشان شده، از استاد دلجویی صورت گرفته و به این موضوع رسیدگی شود. اما اگر به مجموعه نیروهای انتظامات دانشگاهها نگاه شود، میتوان به مسئولیت خطیر آنها واقف شد. در دانشگاهها اموال متعدد و فراوانی وجود دارد و اگر این افراد به وظایف خود درست عمل نکنند، قطعا اساتید و دانشجویان امنیت خاطری برای حضور در کلاسهای درس نخواهند داشت. از سویی همیشه به این شکل نیست که تصور شود انتظامات مخالف دانشجویان و یا یک طیف خاص از آنهاست و در مقابل تجمعات آنها میایستد و یا با آنها برخورد میشود، خیر؛ در مواردی هم خود دانشجویان خواستار ورود انتظامات به برخی تجمعات میشوند تا افراد متفرقه ایجاد دردسر نکنند. بنابراین هم باید شغل نیروهای انتظامات و حراست دانشگاهها را مهم تلقی نمود و از آنها حمایت کرد و هم نباید فراموش کرد که کارت هویت استادان مهم، برجسته و سپید موی دانشگاهها همان موها و محاسن سپیدشان است. معمولا هم چنین است که به اساتید برجسته و باسابقه دانشگاهها از سوی انتظامات احترام گذاشته میشود و از افراد شناخته شده، کارت مطالبه نمیشود. حال باید دید، در برخورد با استاد شفیعی کدکنی چه مسالهای روی داده و باید موضوع روشن شود و نیاز به شفافسازی و توضیح مسئولان در این رابطه برای حفظ شأن استاد کدکنی، لازم و ضروری مینماید.