آرمان - حمید شجاعی: زمانی که صحبت از قانونگذاری، نظارت و در یک کلام مجلس به میان میآید همگان به یاد جملات امام(ره) میافتند. «مجلس عصاره فضایل ملت است» و « مجلس در رأس امور است» اما طی ادوار گذشته هر چه زمان رو به جلو رفته این دو جمله مهم بیش از پیش رنگ باخته است. مؤید این بحث نیز تحرکات برخی نمایندگان خانه ملت است که شأن نمایندگی را تحتالشعاع اقدامات خود قرار دادهاند. نمونههای بسیاری از این دست اقدامات میتوان آورد. اقدام برخی نمایندگان دلواپس در آتش زدن برجام، برخورد غیر قابل توجیه نماینده ایذه در مقابل یکی از شهروندان، مشاجره حاشیهای و جنجال برانگیز درازهی نماینده سراوان و دست آخر نیز تجمع و اعتراض به رئیسجمهور در جلسه ارائه بودجه سال ۹۸ که اینها تازه بخشی از این اقدامات است. نماینده مجلس باید بتواند به حدی مناعت طبع داشته باشد و با روی خوش با مردم برخورد کند که الگوی جامعه باشد نه اینکه به جهت جایگاه نمایندگی بخواهد به هر اقدامی دست بزند. گرچه برخی معتقدند که حضور برخی نمایندگان که اساسا آداب نمایندگی در مجلس را نمیدانند به دلیل گزینشهای سلیقهای و فرمایشی برخی نهادهای نظارتی است که موجب میشود شایستگان در این حوزه وارد نشوند و برخی افراد که چندان آشنایی با این مساله ندارند به خانه ملت راه یابند. البته در داخل مجلس سازوکاری با عنوان هیأت نظارت بر رفتار نمایندگان نیز دیده شده، اما این هیأت نیز نتوانسته آنطور که باید به احوالات نمایندگان و ارتقای جایگاه مجلس کمک کند. برای بررسی عملکرد مجلس دهم، استعفای مجمع نمایندگان اصفهان، شأن نمایندگی و عملکرد فراکسیون امید، «آرمان» با پروانه مافی رئیس فراکسیون خانواده و زنان و عضو فراکسیون امید مجلس به گفتوگو پرداخته است که میخوانید.
بعضا مطرح میشود که مجموعه مجلس نسبت به مسائل جامعه در ساحتهای مختلف عملکرد خوبی نداشته و حتی در این راستا تعاملات مناسبی نیز جهت پیگیری مطالبات مردم از دولت نداشته است؛ ارزیابی شما چگونه است؟
× من معتقدم یک طرح کلی برای تخریب ارکان کشور در داخل و خارج وجود دارد. فارغ از نقد، ناکارآمدی و مسائلی که من خود نسبت به آنها اعتراف دارم، اما طرحی کلی وجود دارد و این طرح گاهی در داخل و خارج بهم پیوند میخورد که ارکان کشور را ناکارآمد نشان دهد. من خودم نسبت به موضوع ناکارآمدی در بحث مدیریت کشور نقد دارم، اما این موضوع را نباید نادیده گرفت که وقتی میبینید در مقطعی از زمان حملات مشابهی از جنبهها، گروههای مختلف، سیاسیونی که در گروه مخالف دولت و مجلس هستند و حتی بعضا گروههای اجتماعی که با گروههای اپوزیسیون خارج کشور همنوا میشوند به دنبال تخریب پدیدهای هستند کاملا متوجه میشویم که این جریان تخریب طبیعی نیست. لذا باید در نظر گرفت که مجلس و دولت در فشار چنین جریان تخریبی هستند، اما این به این معنا نیست که ما برای اداره کشور در مجلس، دولت، قوه قضائیه و سایر ارکان تلاشی نکنیم و خواستهها و مطالبات جامعه را که نسبت بدان اشرافیت لازم داریم را در نظر نگیریم. مجلس کارخود را انجام میدهد و در چارچوب قانونگذاری و نظارت به فعالیت میپردازد؛ گرچه فعالیتهای بعد نظارتی در این مجلس نسبت به مجالس گذشته بسیار قویتر شده است، چراکه عمدتا نمایندگان متوجه شدند که بسیاری از مشکلاتی که در قوه مجریه وجود دارد ناشی از عدم نظارت یا نظارت نادرست و ناقص مجلس بوده و هست. لذا در این مجلس نمایندگان نسبت به وظایف نظارتی خود بیشتر ورود کردند و کارهای خوبی انجام شده است. متاسفانه یکی از مشکلاتی که فضای مجازی ایجاد کرده همین بوده که کلیتی را در یک کلیپ یا مطلب کوتاه مطرح میکنند که در ابتدا روی اذهان مردم اثرگذار میشود. گرچه اصلاح مجلس در این مسائل نیز موثر نمیافتد. فارغ از این مسائل وقتی مجلس دهم را در مقایسه با مجالس گذشته قرار میدهیم مشخص میشود که این مجلس فعال و پرکار است و بهنظر میرسد که با مصوبات مناسب نیازهای جامعه را دنبال کرده است. البته این، همه آنچه که برای اداره کشور لازم است نیست. یعنی با توجه به شرایطی که داریم با نگاه به سیاست خارجی و تحریمها نحوه مدیریت کشور در قوای 3 گانه باید بسیار تحول خواه و متفاوت از آنچه تاکنون بوده باشد. لذا باید مناسب با شرایط حرکت کنیم یعنی درک و شناسایی درست از شرایط و برنامه ریزی برای حل مسائل داشته باشیم. این نیاز کنونی کشور است، اگر نه اینکه تخریب کنیم که مجلس، دولت، رئیسجمهور و قوه قضائیه کار نمیکنند پیشرفتی حاصل نمیشود. البته نقد منصفانه و دلسوزانه توأم با راهکار و پیشنهادات عملی خوب است، اما نه تنها این نقد را نمیبینیم بلکه شاهد تخریب هستیم.
تحولات اخیر مجلس از جمله حواشی پیرامون نماینده سراوان موجب شده تا موجی از انتقادات نسبت به مجلس به راه افتد؛ به نظر شما این نوع رویکردها و عملکردها در نمایندگان، شأن نمایندگی را کاهش نمیهد و مجلس را از رأس امور پایین نمیآورد؟
درست است که نمایندگان برآمده از مردم هستند و با رأی مردم وارد مجلس میشوند، اما در مجموعه اداره مجلس هیأت رئیسه را انتخاب میکنند و هیأت رئیسه که برآمده از همین نمایندگان است باید با برنامه ریزی منظمی که نگاه به آینده دارد مجلس را اداره کند. گاهی اوقات ما فعالیت و تدبیر هیأت رئیسه برای اداره مجلس را توأم با روزمرگی میبینیم که این خیلی آسیبزاست. شاید یکی از مسائلی که امروز مردم را نسبت به مجلس مطالبهگر کرده همین باشد. اگر هر مساله کوچک یا بزرگ در مورد نمایندگان و مسائلی که در مجلس رخ میدهد به وسیله آییننامه داخلی مجلس که مصوب نمایندگان دورههای قبل است و در این مجلس نیز اصلاحات خوبی در ان صورت گرفته بررسی شود قطعا مسائل جمع خواهد شد. هیأت رئیسه با مسائل بیشتر با تساهل و تسامح برخورد میکند که به نظر من این مساله جای تأمل دارد. تساهل و تسامح با توجه به شرایط کشور تا اندازهای لازم است، اما زمانی که از اندازه خود خارج شود این احساس را در مردم ایجاد میکند که نوعی بی توجهی وجود دارد و این احساس موجب همین برخوردها میشود. من معتقدم هیأت نظارت بر رفتار نمایندگان نسبت به موضوعات مختلف سیاسی و غیرسیاسی عملکرد مطلوبی نداشته است. وقتی نمایندهای با کمال جسارت صحبت میکند و بیش از نیمی از نمایندگان را با الفاظ، کلمات و اتهاماتی که در شأن آنها نیست متهم میکند که درصدد فروپاشی و براندازی هستند، شاهدیم که با وی با تساهل و تسامح برخورد میشود. نماینده دیگری در حوزههای اقتصادی مشکلاتی ایجاد میکند، اما بازهم از هیأت نظارت بر نمایندگان نتایج و بررسیهای جدی نمیبینیم. این خود موضوعی است که این مسائل را تشدید میکند. اگر این هیأت بتواند واقعا جامعیت و اشرافیت را در مسائلی که در مجلس اتفاق میافتد مدنظر قرار دهد نتایج کاملا متفاوت خواهد بود. من در جلسه اخیر در کمیسیون خطاب به 3 نفر از اعضای هیأت رئیسه عرض کردم که اگر ما نمایندگان یک بار سوگند خوردیم شما 2 بار سوگند یاد کردهاید. سوگند نخست برای وظایف نمایندگی و سوگند دوم برای ایفای نقش موثر و فعال در هیأت رئیسه. البته فعال بدین معنا که فضا و محیط جامعه را به خوبی رصد کنند و برای آن برنامه داشته باشند و مجلس را هماهنگ با آن برنامه ریزی کرده و پیش ببرند. این نکته مورد انتقاد نمایندگان است و امید داریم چون این انتقادات در مجموعه داخلی مطرح میشود نیز اثرگذار باشد. البته بخشی از این مساله نیز بی انصافی است که از ناحیه برخی از رقبا مطرح میشود که برای دستیابی به مجلس آینده به شدت در حال تخریب این مجلس هستند. گرچه آنها نمیدانند که نمایندگان را تخریب نمیکنند بلکه دست به تخریب رکن مهمی از نظام به نام مجلس میزنند. از طرف دیگر بسیاری از این مسائلی که در فضای مجازی مطرح میشود صحت ندارد و بررسی میشود. این مسائل عمدتا کمپین تخریبی است که برای ناکارآمد نشان دادن مجلس دهم به جهت کسب مجلس یازدهم از ترس رقبا انجام میشود. متاسفم که بگویم این نوع برخوردها عاقلانه نیست و خوب است که رقیب آدم نیز رقیب عاقلی باشد. وقتی رکن رکینی از نظام و افراد و اشخاصش را اینگونه تخریب میکنند، خود آن رکن نیز دچار آسیب میشود. این اتفاقات گاهی آدم را به فکر فرو میبرد. طی 150 سال اخیر هر زمان تخریب علیه مجلس خیلی شدید بوده بلافاصله پس از آن دیکتاتوری شدیدی بهوجود آمده است. به توپ بستن مجلس در زمان محمدعلی شاه و فشار دیکتاتوری پس از آن در جامعه در خاطرهها هست. آن زمان با گلوله و توپ مجلسی را تخریب میکردند، اما اکنون ابزارها تغییر کرده و رسانهای شده است. لذا این مسائل خیلی دقیق است و باید همهجانبه بدان فکر کرد. من نمیخواهم تمامقد از مجلس دفاع کنم، اما میخواهم بگویم که تخریب مجلس و رکن رکین نظام بسیار خطرناک است، اما بدین معنا نیست که مردم نظارت خود را بر نمایندگانی که انتخاب کردند نادیده گرفته و کاهش دهند. نظارت مردم همواره باید به طور مستمر بر عملکرد و رفتار نمایندگان صورت گیرد، اما باید نظارتی صادقانه، صمیمانه و از روی اصلاح باشد نه از روی مفاهیم تخریبی که نتیجه درستی به همراه ندارد.
برخی معتقدند استیضاحهایی که در مجلس صورت میگیرد بیش از نگاه ملی تسویه حساب با دولت یا وزیر است، این مهم در استیضاح وزیر سابق کار رفاه اجتماعی به وضوح مشاهده شد؛ به نظر شما این نوع رویکردها صرفا به جهت دغدغهمندی منافع ملی است یا بخشی از مجلس به دنبال منافع دیگری هستند؟
اشاره خوبی داشتید، مجلس یکدست نیست. حدود 290 نفر از نمایندگان مجلس از جناحهای مختلف سیاسی و از گروهها و طبقات مختلف اجتماعی حضور پیدا کردند که قطعا باهم متفاوتند و اهداف و نیات آنها نیز با یکدیگر مشابه نیست. لذا آنچه که در بیرون از مجلس اتفاق میافتد و گفته میشود که همه این سوالات و استیضاحها صحت ندارد یا لابیهای مختلفی در آن وجود دارد به واقع امر اینگونه نیست. ممکن است که برخی از نمایندگان بعضی کارها را نیز انجام دهند، اما این کارها عمومیت ندارد. در بیشتر استیضاحها یا سوالات مصالحی وجود دارد. هر وزیری بخشی پارلمانی دارد که در ارتباط با مجلساند. مشکلی ایجاد میشود و منِ نماینده سوالی دارم که آن مجموعه با توجه به سوال من مستندات خود را آماده کرده و برای توضیح میآیند که بعضا نماینده قانع میشود. یا سوال بجا نبوده و یا از کم اطلاعی بوده و نماینده از سوال خود یا امضایی که برای استیضاح کرده انصراف میدهد. اینگونه نیست که همه چیز را در یک قالب ببینیم. برای استیضاح یک وزیر در موضوعی 20 امضا جمع میشود و نمایندگان پارلمانی تلاش میکنند با افرادی که استیضاح را امضا کرده اند صحبت کنند و از دلایل استیضاح میپرسند و نمایندگان مشکلات خود را میگویند که وزارتخانه نیز نسبت به رفع این مسائل قول میدهد و نمایندگان نیز رضایت میدهند. چون میخواهند مسیر بازشود و موکلین نیز به رفاهی که باید از ناحیه آن وزارتخانه برایشان ایجاد میشده برسند. متاسفانه ما مخصوصا در حوزه رسانه به این مساله میبینیم که چوب حراج به همه چیز میزنند. میگویند فلان وزیر استیضاح شد، اما استیضاح رأی نیاورد پس لابد معامله یا لابی صورت گرفته در حالی که واقعا اینجور نیست. این بیانصافی است که در مورد مجلس اینگونه قضاوتی صورت میگیرد. واقعا اگر رسانهها متشرع باشند از نظر شرعی نیز به خاطر این تفکرات منفی در پیشگاه خدا مسئولند. گرچه بازهم تاکید میکنم که برخی اتفاقات در مجلس میافتد که این برخی در همه جای جهان وجود دارد. اگر همه مجالس کشورهای دیگر را نیز بررسی کنید شاهد خواهید بود که این برخی هستند، اما معنیش این نیست که بهخاطر این مساله به رکن مجلس هجمه وارد شود.
موافقید که در رویکرد مجلس نسبت به برخی از وزرا یکسان نیست، مثلا در قضیه آقای ربیعی قبل از اینکه وی به کمیسیون فراخوانده شود استیضاح به صحن علنی میآید، اما وزیر کشور را به کمیسیون مربوطه میخوانند و حاضر نمیشود که هیچ، استیضاح به صحنه علنی کشیده نمیشود؛ این تناقض را چگونه ارزیابی میکنید؟
البته این موضوع نیز بازهم به همان برخی گروهها در مجلس باز میگردد واگر بدان مراجعه کنید طبعا پاسخ تمامی شبهات خود را خواهید یافت. اما من میخواهم بگویم که بعضی اوقات آییننامه داخلی مجلس ظرایف و ریزهکاریهایی دارد که همه مردم از آن ریزهکاریها اطلاع ندارند. البته این امر طبیعی است چراکه کار مردم نیست که بنشینند و آییننامه داخلی مجلس را بخوانند. براساس قوانین داخلی و آییننامه که این اجازه را میدهد برخی از تصمیمات گرفته میشود منتهی چون مردم با این موارد آشنایی ندارند ذهنشان به این سمت و سو میرود که شاید پشت پردهای در کار بوده و معاملهای صورت گرفته و... اما یکسری ظرایف وجود دارد که همگان از آن اطلاع ندارند. گرچه من معتقدم که همیشه باید شفافیت وجود داشته باشد و این ظرایف برای مردم گفته شود و این موضوعات کاملا برای مردم باز شود که ذهنشان کمتر به سوی مسائل و گرایشات منفی که اکنون بسیار زیاد وجود دارد کشیده و جلب شود. عمدتا چنین اتفاقاتی میافتد و گاهی هم ممکن است که رئیس فراکسیونی مثل همان برخیها تخلفی انجام دهد. میخواهم این را عرض کنم که نباید بر همه با یک چوب کوبید خصوصا نباید رکن مجلس را تضعیف کرد. تضعیف مجلس تضعیف مردمسالاری و جمهوریت نظام است. اگر ما مجلس نداشته باشیم چه خواهیم داشت؟ اگر مشکلی هست باید کمک کنیم تا مشکلات حل شود و نباید رکن مجلس را تخریب کنیم. الان شرایطی که من به عنوان یک نماینده آن را حس میکنم و بیان میکنم که به جای نقد منصفانه مجلس را تخریب میکنند نقد منصفانه و دلسوزانه مورد پذیرش است و باید وجود داشته باشد و نظارت مردم نیز باید بر مجلس وجود داشته باشد و مردم بر وکلای خود نظارت داشته باشند، اما اینکه برای یک مساله دفعتا داستانی درست میشود مجلس را تحت تاثیر قرار میدهد نشان میدهد که جنبه تخریبی مجلس بر جنبه نقادی، اصلاح و انصاف غلبه پیدا کرده است.
چندی پیش مجمع نمایندگان اصفهان در اعتراض به حذف ردیف بودجه حقآبه استان خود از مجلس استعفا دادند تا به نوعی به دولت برای پذیرش خواسته خود فشار وارد کنند. این رویکردکه نمایندگان به هر بهانهای بخواهند دولت یا مجلس را تحت فشار قرار دهند در شأن نمایندگی است؟
من از همان روز اول در تمام گفتوگوهایم اظهار داشتم که با این حرکت همکاران عزیزم در استان اصفهان مخالف بودم. این حرکت درست نبود و دیدیم که نتیجه درستی نیز نگرفت. وقتی حرکتی در نیت و آغازش کژی وجود داشته باشد قطعا به نتیجه نمیرسد. در حالی که ما برای نمایندگان اصفهان احترام بسیاری قائلیم، اما در این تصمیم هیچکدام از نمایندگان از آنها حمایت نکردند چون این کار درست نبود. آیا هدف وسیله را توجیه میکند؟ چنین نیست و برای رسیدن به هدف هر کاری نباید کرد. درست است که استان اصفهان و کشور دچار مشکل آب است، اما به هر طریقی؟ این بسیار کار نادرستی است. ما دیدیم در روزی که رئیسجمهور برای ارائه بودجه 98 نمایندگان چهارمحال و بختیاری و خوزستان در مجلس چه اعتراضات و تحرکاتی داشتند. نمیتوان اینگونه باشد که برای هر موضوعی نمایندگان هر استانی بخواهند استعفا دهند؛ مگر مجلس بچهبازی است؟ نمایندهای که از مردم رأی میگیرد و قسم یاد میکند باید تا آخرین لحظه حضور داشته باشد مگر اینکه بمیرد. چرا میگویند نمایندگی قائم به شخص است و در هیچ جایی نماینده نمیتواند از جانب خود کسی را بفرستد؟ وقتی نمایندهای از استان یا شهری فوت میکند جایش تا انتخابات میان دورهای یا دوره بعد خالی میماند. اینها مفاهیم عمیقی است. نمایندگی قائم به شخص است و این شخص است که رأی مردم را گرفته؛ مگر میتواند بگوید که استعفا میدهم و کنار میروم؟ به نظر من طرح و اقدام این موضوع از ابتدا درست نبود و نتیجه درستی هم نداد. چون تصمیمی همهجانبهنگر نبوده فقط منفعت منطقه را دیدند. چرا میگوییم که یک نماینده در مقابل همه ملت مسئول است؟ برای اینکه نمایندهها نباید نگاه جزیرهای داشته باشند و باید منافع ملی و عمومی را ببینند. اگر مساله آب برای یک استان مطرح است برای استان بغل دستی نیز مطرح است. اگر باید مساله زاینده رود را حل کرد نباید با دید منطقهای باشد وآن هم با این شکل. تصمیمی که اخلاص در آن نباشد به نتیجه نمیرسد. البته هیأت رئیسه با تساهل و تسامح از قضیه استعفای نمایندگان اصفهان گذشت که البته تا حدودی نیز باید در اداره کشور وجود داشته باشد قرار بود که چهارشنبه تصمیم خود را اعلام کنند که با تعطیلی مجلس این مساله به یکشنبه انتقال یافت. اینها نماینده شدند که حل مساله کنند نه اینکه مساله ایجاد کنند. با استعفا مسالهای حل نمیشود.
بسیاری از اصلاحطلبان معتقدند که فراکسیون امید آنطور که باید نتوانسته کنش فعال و جریان سازی در مجلس داشته باشد و حتی در برخی موارد تابع کلیت مجلس بوده؛ ارزیابی شما از عملکرد فراکسیون امید تاکنون چگونه است؟
در ابتدا تصور ما این بود که در مجلس دو فراکسیون اصلاحطلب و اصولگرا در مجلس شکل خواهد گرفت، اما این اتفاق رخ نداد و پس از مدتی که از آغاز به کار مجلس گذشت فراکسیون مستقلین نیز شکل گرفت. از این جهت هر زمان که فراکسیون مستقلین هر زمان که با اصولگرایان مجلس به تعامل و توافق میرسد کفه اصولگرایان سنگین میشود و هر زمان که با فراکسیون امید به توافق میرسد کفه فراکسیون امید سنگین میشود؛ لذا در تصمیمات و رأیگیریهایی که اتفاق میافتد میتواند نقش موثر و تعیین کنندهای داشته باشد. تصور ابتدایی اصلاحطلبان از فراکسیون امید رویایی و غیر طبیعی بود که این فراکسیون در مجلس میتواند در مجلس نقش اول را داشته باشد. در داخل مجلس نیز دیدم که واقعیت چیز دیگری است لذا ما همیشه در همان نقش کم و بیش یک سومی نقش خود را ایفا کردیم. باید از هر موضوعی به اندازهای که هست انظار داشته باشیم. یکی از مشکلاتی که در کشور داریم این است که گاهی سطح انتظارات را به حدی بالا میبریم که زمانی که عملکردها را میبینیم دچار تعارض میشویم. از این رو اگر در حد آن جریان یا گروه سیاسی انتظار داشته باشیم مسلما دچار تعارضات نخواهیم شد.