آرمان - به نظر میرسد رئیسجمهور باید تقدیرنامه مفصلی به رئیس دفتر خود بدهد. چون محمود واعظی یک تنه هم نقش دوست و هم نقش دشمن را برای ایشان بازی میکنند. ظاهرا با دوستی مثل واعظی نیاز روحانی به تعداد قابل توجهی از دشمنان برطرف میشود. گذشته از شوخی و مزاح، سخنان جناب واعظی عجیب به نظر میرسد. توجه به این نکته که در این وانفسا که از در و دیوار تیرهای بلا به سمت رئیسجمهور میبارد به جای اینکه حمایتی جلب یا فضای مثبتی ایجاد شود تا افراد بیشتری اطراف رئیسجمهور جمع شوند، همینهایی را که زمانی مسئولیت به خرج دادند و از آقای روحانی حمایت کردند، پراکنده میکند که جای تاسف دارد. هرچند اینگونه فکر نمیکنیم که دکتر روحانی به رئیس دفترشان تعلق دارند چون رئیسجمهور، منتخب ملت است و بابت خوب و بدش هم، همه رای دهندگان و حامیانش مسئول هستند و نه اینکه صرفا آقای واعظی این میان مسئولیتی داشته باشد و این اظهارنظرهای مشعشع را تحویل مردم دهند. واقعیت این است که حسن روحانی اولا از اردوگاه اصولگرایی بوده و سوابق سیاسیشان تا قبل از سال 92 بیشتر متعلق به این اردوگاه تعریف میشود. ولی به هر حال به عنوان یک رجل سیاسی کارکشته و سرد و گرم چشیده در صحنه سیاسی کشور مطرح و همیشه به عنوان یک اصولگرای معتدل شناخته میشدند ولی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری شعارها و حرفهایی را مطرح کردند که خیلی روشن اصلاحطلبان را به حمایت از خود دعوت میکرد. یعنی لازم نیست نامه بنویسند و درخواست کنند که از من حمایت کنید! بلکه پیامهایی که در انتخابات سال 92 به جامعه منتقل کردند این بود که من با رویکردی متفاوت از خاستگاه سیاسی اصولگرایی خودم به عرصه آمدم. البته در آن فرصت بسیار کمی که بعد از عدم تایید صلاحیت مرحوم آیتا... هاشمی رفسنجانی وجود داشت، یک انتخاب سخت در مجموعه اصلاحطلبان و بهخصوص بزرگان این طیف اتفاق افتاد و نهایتا از محمدرضا عارف خواسته شد به نفع حسن روحانی کناره گیری کند. تصور نمیکنم در این فرآیند افرادی مثل آقای واعظی کمترین نقش و سهم را داشتهاند و واقعا بتوانند این اتفاقات مهم تاریخی را کتمان کنند که این خواهش بزرگان اصلاحطلب بود که باعث شد آقای محمدرضا عارف کنار کشید و بدنه اصلاحطلبانی که با نظرسنجی رای غالب را به ریاست جمهوری حسن روحانی اختصاص دادند. آقای واعظی یکصد نفر را در کل ستادهای انتخاباتی حسن روحانی در سال 92 نام ببرند که از حزب متبوع ایشان بودند و کار کردند. البته زحمت آنها را کتمان نمیکنم ولی انبوه جوانان اصلاحطلبی که در شهرهای مختلف پا به عرصه گذاشتند و نظر جامعه را به سمت آقای روحانی جلب کردند بعید میدانم که افراد در آستانه بازنشستگی حزب اعتدال و توسعه بوده باشند. البته اعضای این حزب محترم هستند ولی جوانهای پا به کار فداکاری که در ایام انتخابات شب و روز نمیشناسند و یک کاندیدا را در سطح جامعه مطرح میکنند از تصوراتی که جناب واعظی دارند، تا حدودی متفاوت است. در دور دوم هم باز همین قصه تکرار شد. درست است که کاندیدای اصلاحطلب دیگری در مقابل روحانی قرار نگرفت ولی درمجموع اگر تنها به گردهمایی بچههای اصلاحطلب در سالن سرپوشیده یکصد هزار نفری استادیوم آزادی نگاه کنند، درمییابند که چه کسانی از آقای روحانی حمایت کردند. نوع شعارهایی که روحانی در انتخابات سال 96 و رویکرد تبلیغاتیاش انتخاب کرد، بعد از چند روزی که فضا سرد بود و در مناظرات اول خیلی فضای خوبی نسبت به وی وجود نداشت، بلافاصله در روزهای بعد صورتشان را کاملا به سمت بدنه اصلاحطلب جامعه گرفتند و شعارهایی مطرح کردند که این گروه را بیشتر جلب کند. و حتی در این زمینه میتوان واقعگرایانه گفت تا حدودی زیادهروی هم کردند به طوری که توقعات را آنچنان بالا برد که منجر به سرخوردگی ماههای بعد شد که البته هر کدام از اینها تحلیل خود را دارد. ولی در هر صورت زمانی که در سردی روزهای اولیه تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری همه به تکاپو بودند که چگونه میشود فضا را گرم کرد، باز رویکرد اصلاحطلبانهتر آقای روحانی بود که فضا را گرم کرد و بدنه اصلاحطلب جامعه را به سمت ایشان منعطف کرد. بعد هم که یک مقدار بهخصوص در انتخاب وزرا و رویکردهای میانه سال 96، جامعه احساس کرد آقای روحانی نسبت به فضای اصلاحطلبی کم لطف شده و این نگاه مقداری فضای جامعه را نسبت به ایشان سرد کرد. درواقع آن علاقه و هیجانی که در دوره انتخابات بود، یکباره فروکش کرد بهخصوص با فرمایش کاملا دلگیرکنندهای که گفتند یک چیزهایی گفتیم که مربوط به دوره انتخابات بود و دوره انتخابات را فراموش کنید که اقتضائات خود را دارد و الان دوره مسئولیت کار است. البته بارها گلایه خود را به عنوان یک رأی دهنده نسبت به آقای روحانی در این باره بیان کردهام. اکنون همه اینها به کنار و صرف نظر از صحبت آقای واعظی باید بدانیم انتخاب دکتر روحانی، انتخاب یک فرد نبوده بلکه انتخاب یک مسیر بوده است. جامعه در سال 96 مجددا بر انتخاب سال 92 خود و روی مسیر اعتدالگرایی و اصلاحطلبی صحه گذاشته است. درمجموع یادمان نرود که آقای روحانی انتخاب مردم و جامعه بوده است. این انتخاب اینطور نیست که یک مسئول داشته باشد و آنهم اصلاحطلبان باشند. به نظر میرسد این نکته کاملا قابل ذکر است که متاسفانه گویی در این جامعه هیچ جناح سیاسی و هیچ بخش سیاسی غیر از اصلاحطلبان، مسئولیت ندارند. درواقع هیچ وقت نمیبینیم یقه اصولگرایان یا برخی نهادها را برای پاسخگویی بگیریم. اگر مجلس ناکارآمد است گویی هیاتهای نظارتی که عملا انتخاب کنندگان را زیر نظر دارند هیچ اشتباهی ندارند. درست مثل اینکه یک اتفاقی افتاده و قیمتها بالا رفته و ما بخواهیم فقط با سوپری سر کوچه- بلاتشبیه- دعوا کنیم درحالی که آن فروشنده جزء در حلقه انتهایی یک عملکرد معیوب قرار گرفته است. اکنون ممکن است مجلس ناکارآمدیهایی داشته باشد ولی یادمان باشد این مجلس حلقه انتهایی مجموعهای از تصمیمات و عملکردهای ارگانهای مختلف است و اگر نواقصی وجود دارد نباید فقط نماینده را دید و به او تاخت. دولت هم واقعا در انتهای یک حلقه از عملکردهای مختلف قرار گرفته است. اگر مثلا قیمت ارز افزایش میباید قطعا دولت مقصر است ولی باز تنها دولت نیست و مجموعهای از عملکردهاست که همه اینها را باید درنظر گرفت. چطور میشود که فقط به این حلقه انتهایی نگاه میکنیم و به آنچه در خارج از اراده ما و در سرزمین دیگری اتفاق افتاده، بی توجه باشیم؟یک رئیسجمهور ماجراجو روی کار آمده و جماعتی از کسانی که واقعا کمر به نابودی ما بستهاند، روی کار آمدهاند و با تمام قوا تلاش میکنند و ما اینجا به جای اینکه دست به دست همدیگر دهیم و چارهای برای اینکه فشارها را کم کنیم، بیندیشیم، آخرین حلقهای که در انتهای عملکردها قرار میگیرد، مقصر جلوه میدهیم. به عنوان مثال قطعا برجام به شکلی که تنظیم شده، یک فرآیند و عملکرد مثبت و صحیحی بوده و اگر واقعا به آن شکلی که پیشبینی شد، اجرا میشد برای کشور ما میتوانست نتایج بسیار خوبی داشته باشد ولی درحالی که دیگری در جای دیگر زیر میز بازی زده و امضای یک ابرقدرت را پایمال کرده، ما دستاورد آن همه تلاش را نادیده میگیریم.به نظرم فعالان سیاسی مسئول هستند که بهترین عملکرد ممکن را داشته باشند اما همیشه معلوم نیست که بهترین عملکرد ممکن منجر به نتیجه قطعی شود چون عوامل دیگر هم روی آن تاثیرگذار است.