آرمان - هرچه درباره بودجه و دقت و حساسیت آن سخن گفته شود کم است، امروز بودجه عمومی کشور به شریان حیاتی جامعه مبدل و از هر زمان دیگری تعیین کنندهتر شده است، هرچند تاکنون راجع به نهادها و بنیادها و شوراهایی که خودشان را به بودجه دولت چسباندهاند و پولهای هنگفت میگیرند و فشار روز افزونشان برای افزایش دریافتیها مطالب زیادی منتشر شده است ولی سخنان معاون اول رئیسجمهور و افشای نکات بسیار مهمی در این زمینه به واقع تکاندهنده است. جالب اینکه بسیاری از این دستگاهها در حالی بر سر سفره دولت نشستهاند که پاسخگوی قوه مجریه و مقننه نیستند وحتی گزارشی ارائه نمیکنند که با اعتبارات دریافتی چه کردهاند و چه بازده قابل محاسبه فرهنگی و اجتماعی داشتهاند. در شرایط عادی هم مصارف بودجه عمومی کشور باید به حداقل برسد و زوائد و ابهامهای آن قاطعانه برطرف شود چه رسد به زمان کنونی که در شرایط سخت تحریم قرار داریم و منابع دولت بهشدت محدود شدهاند و همین محدودیت ممکن است عوارض سخت و بعضا غیرقابل پیشبینی به همراه داشته باشد. در حال حاضر حقوقهای معوقه بسیاری از کارگران در اقصی نقاط کشور خود به یک معضل مستقل تبدیل شده است و حتی آنگاه که دولت وظیفه مستقیمی پیرامون آنها ندارد مجبور میشود از طرق مختلف ورود کند و بعضا پرداختهایی هم داشته باشد، با عملی شدن تحریمها تهیه بسیاری از قطعات حساس و مواد اولیه و ملزومات کارخانهها یا به سختی ممکن است یا باید با هزینههای بیشتر از طرق غیررسمی تهیه شوند. آنچنان که معاون اول رئیسجمهور اشاره کردهاند اگر این ملزومات فراهم نشوند و کارخانهها روال معمول خود را نداشته باشند ممکن است با بیکاری دهها هزارنفری بلکه صدهزار نفری روبهرو شویم. مهمتر آنکه با توجه به افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم افزایش حقوق کارگران و کارمندان ضرورتی کم سابقه پیدا کرده است. در چنین شرایطی روشن است که دولت مجبور است یک بودجه انقباضی تدوین و از هر ریخت و پاشی بهشدت جلوگیری بهعمل آورد. بودجه سال 98 یک بودجه برای زمان غیرعادی است و این معنا باید از سوی همه پذیرفته و الزاماتش عملی شوند. اصلاح ساختار بودجهریزی دقیقا به این معناست که موازی کاریها از بین بروند و هزینههای غیرضرور بهطورکلی برطرف شوند. اینکه بودجه عمومی کشور تحت تاثیر لابیهای مختلف در سازمان برنامه و بودجه و مجلس قبض و بسط پیدا کند با هیچ منطق اقتصادی سازگار نیست و عواقب سیاسی و اجتماعی به همراه خواهد داشت. مردم کمبودها و تنگنای معیشت را وقتی پذیرا میشوند که احساس کنند درآمدهای کشور به عدالت توزیع میشود و هیچکس برای کاری که انجام نمیدهد و تلاشی که نمیکند برداشتی از بیتالمال نخواهد داشت. اگر انصاف و دیانت حاکم باشد نهادهای فرهنگی غیر پاسخگو که با ادعای ترویج وتبلیغ ایمان مردم شکل گرفته و بودجه دریافت میکنند باید پیشگام خودکفایی شوند و از راههای دیگر هزینههای خود را تامین کنند. پدری که هر شب شرمنده زن و فرزند خود میشود، جوانی که فاصله طبقاتی را با گوشت، پوست واستخوان خود لمس میکند و شاهد توزیع ناسالم ثروت است، دختری که آرزوهای ساده خوشبختی خود را به دلیل ناتوانی مالی از دست رفته میبیند چگونه به وعظ و خطابهها گوش کند؟ خانوادهای که حداقل معیشت را دارد و نگران آینده خود وفرزندانش نیست و از اوضاع زمانه رضایت نسبی دارد آماده شنیدن پند واندرزها میشود. امروز از هر سو که بنگریم نیازمند رسیدگی همه جانبه به اوضاع معیشتی مردم خصوصا محرومان جامعه هستیم و اگر خطر جدی متوجه دین و دیانت و یکپارچگی کشور است از ناحیه اقتصاد است. اقتصادی که در ویترین بودجه عمومی کشور همه چیزش نمایان است و کوچکترین بی مسئولیتی در قبال آن از سوی هرکس که باشد عواقب وخیمی به بار خواهد آورد.