آرمان - اگر بخواهیم سخنان وزیر امورخارجه در کنگره حزب ندای ایرانیان را به چند بخش تقسیم کنیم، قبل از آن باید بدین حقیقت اعتراف کنیم که محمدجواد ظریف به عنوان دیپلماتی کارکشته حضور در چنین کنگرهای را مهم تلقی کرده و به همین دلیل در جلسه این حزب حاضر شده است. فارغ از اینکه میان صادق خرازی و محمدجواد ظریف نوعی دوستی حرفهای وجود دارد، اما به دلیل اینکه در اساسنامه رایج و پذیرفته شده در وزارت خارجه، دیپلماتها حق تمایل و وابستگی به گروههای سیاسی را ندارند، همواره ظریف از حضور در چنین مجامعی استنکاف کرده است. این خیلی شبیه به رفتار نیروهای مسلح است که آنها نیز بر اساس قانون اساسی حق مداخله در این حوزهها را ندارند. البته بعضا شاهد برخی ورودها در این زمینه بودهایم. و ایبسا با توجه به اصول مصرح در قانون اساسی و نیز با توجه به وصیتنامه امام(ره) میشد چنین چیزی را مشاهده نکنیم. محور اصلی سخنان آقای ظریف آن است که شاید در مقام مقایسه تواناییهای نظامی با برخی کشورهای اطراف، چه بسا در زمینههایی ایران دست بالاتر را نداشته باشد. مثلا در تخصیص بودجه سالیانه به امر دفاعی و نظامی رقمی که در بودجه ملی ایران پیشبینی شده زیر 16 میلیارد دلار است و این در حالی است که همین مورد بودجه اختصاصی عربستان به امر نظامی و دفاعی به 67 میلیارد دلار افزایش یافته، صرف نظر از بودجه نظامی آمریکا که به 650 میلیارد دلار بالغ میشود و با کل مجموعه سرمایهگذاری دفاعی جهان برابری میکند. این نشان میدهد که ایران بهرغم همه سروصداها و فشاری که دشمنان وارد میکنند، سهم بخش دفاعی کشور در بودجه زیر 16 میلیارد دلار بوده و قابل مقایسه با بقیه نیست. آقای ظریف میخواست به این مهم اشاره کند که آنچه ما را در مقام مقایسه با کشورهای دیگر قرار میدهد، قدرت نرم افزاری ایران است، ناشی از قدرت و اراده ملی و میراث تاریخی و جغرافیایی که ایران امروز وارث میراثی هفت هزار ساله است. نکته دیگر گلایهای بود که ظریف از رسانههای دلواپس و مخصوصا صداوسیما داشت که معمولا عادت دارند جملات گزینشی را انتخاب کنند. ظریف به این نکته اشاره کرد که وقتی آقای باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا در مذاکرات برجام گفته بود که اگر میتوانستم یک پیچ و مهره از تاسیسات هستهای ایران باقی نمیگذاشتم، اما نمیتوانیم، تاکید کرد که وقتی شما این بخش از جمله اوباما را تیتر میکنید، چرا بخش دومی را که اوباما میگوید «میخواستم، اما نمیتوانم» را بیان نمیکنید؟ از طرف دیگر غرب چه برای دوستدارانش و چه برای مخالفانش به نقطه ثقل تحلیل و درک مناسبات بینالمللی بدل شده در حالی که اینگونه نیست. آنهایی که طرفدار غرب هستند تمام اراده بینالمللی و جهانی را در دست آمریکا و متحدانش میدانند و آنهایی که دشمن غرب هستند نیز فکر میکنند که مرکز جهان غرب است. یعنی اگر قرار است هویتی داشته باشند بهتر است در تعارض و دشمنی با غرب باشد. از این جهت بهنظر میرسد گروه اول احساس میکنند که اگر قرار است مزیت و برتری باشد بهتر است در ارتباط با غرب شکل گیرد. ظریف به درستی اشاره کرد که جهان امروز جهانی چندقطبی شده است. هرچند غرب و آمریکا قدرتی مسلم در مناسبات بینالمللی محسوب میشوند، اما تنها گزینه نیست و امروز کشورهای روسیه، چین، هند و ایران بنا به مؤلفههای متعدد و مختلف اثرگذارند. نکته بسیار جالب در اظهارات آقای ظریف اشاره به قدرت رو به افول است. اینکه آمریکاییها به تکتک کشورها سفر میکنند و روسای بانکها، موسسات و وزرای خارجه را تهدید میکنند که اگر ارتباط خود را با ایران قطع نکنید صدور ویزا به شما را قطع خواهیم کرد. این نشان میدهد که آمریکا در کنشها دست برتر را ندارد. شاهبیت سخن آقایظریف جملهای است که امروز رعایت حقوق بشر در جمهوری اسلامی نه تنها یک مساله اسلامی، اخلاقی یا انسانی، بلکه مفهومی در تعامل با ثبات و امنیت ملی ایران است.