آرمان - اكثرا افراد براي بيان مشكلات خود ميگويند: «من چكار كنم كه او...». در حالي كه مشكل ما اينطور است: «من چكار كنم كه من...» براي مثال به جاي اينكه بگوييم: «من چكار كنم كه او بيشتر درس بخواند؟» بايد فكر كنيم و ببينيم مشكل واقعي «من» در زندگي چيست؟ آن وقت به اينجا ميرسيم كه حاصل نگراني و دلسوزي مان براي ديگران تماما بحث و ايراد و اصرار و اجبار بوده است. راههاي رسيدن به آنچه كه در زندگي ميخواهيم به قرار زير است:
از بعضي خواستهها بگذر
از نخستين چيزهايي كه بايد براي كنار آمدن با دنيا باور كنيم اين است كه بسياري از امور دنيا مطابق ميل ما پيش نميرود و خيلي از كارها آن طور كه دلمان ميخواهد نميشود. لذا حكمت اقتضا ميكند كه با اختيار و انتخاب خود از بعضي خواسته ها، براي مصلحت بالاتري بگذريم. در پرورش فرزندمان نيز اگر چه لازم است به بسياري از نيازهاي آنان پاسخ دهيم تا بخل و لجبازي در آنان شكل نگيرد، اما برخي از خواستهها را بايد بگوييم، نميشود يا نميتوانيم. اگر همه خواستهها را بيدرنگ تامين كرديم، گمان ميكند ديگران هم بايد هر چه او خواست فورا انجام دهند.
صبر داشته باش
هر چه به ذهنت رسيد راهحل نيست. چه بسيار تلاشها كه نتيجه عكس ميدهند. تا خواستي هيجان زده شوي و گوشي تلفن را برداشته هر چه در دلت مانده يك جا تحويل بدهي، صبر كن. تا تصميم گرفتي با گله و شكايت فضا را تيره كني، تا به فكر تلافي كردن افتادي يا به تو گفتند: «با هر كس بايد مثل خودش رفتار كرد» دست نگهدار. شايد بتواني با لحظهاي درنگ، بفهمي كه اگر اين كارها را بكني، از تلاشت نتيجه عكس ميگيري. چه بارهاي اضافي را به دوش كشيده و روز و شب ات را به مرور خاطرات تلخ و مقصر ناميدن ديگري گذرانده اي؟ چقدر سعي كردهاي كه افراد را مطابق ميل خود تغيير دهي، بدون اينكه با نگاهي به گذشته، نتيجههاي عكس را ببيني؟رسول اكرم(ص) از جبرئيل سوال كردند كه تفسير صبر چيست؟ عرضه داشت: يعني روحيه انسان در موقع گرفتاري همانند زمان آسايش قوي و شاداب باشد و در زمان فقر و تهيدستي همانند زمان غنا و بينيازي و در موقع بلا و مصيبت همانند زمان عافيت باشد و مصائب و ناراحتيهاي خود را نزد مردم بازگو ننمايد و شكايت نكند(1). حضرت صادق(ع) فرمود: آن كس كه در برابر مشكلات و شدايد صبر كند، مدت كوتاهي صبر خواهد كرد و همچنين اگر بيتابي نمايد، آن هم مدتش كوتاه است. سپس فرمود: بر تو باد كه در تمام كارهاي خود صبر را پيشه كني(2). به هر اندازه كه قبل از هر اقدام، عاقبت انديشي كني، تجربههاي خطا را مرور كرده و درس بگيري و با اهل خرد نشست و برخاست داشته باشي، مهارت پيدا ميكني كه به هر قيمت دست به هر اقدامي نزني.
خوش اخلاق باش
اينكه ميگويند حلم زينت علم است، يعني هر چه داناتر شدي بيشتر باور ميكني كه مردم، داراي هوش، امكانات و دريافتهاي فكري متفاوتي هستند لذا انتظاراتت از آنها كم ميشود. اگر از ايده آل گرايي دست برداري؛ آن وقت از هر اشتباه ديگران حتي خودت، درس ميگيري براي بهتر شدن. خوش اخلاقي نشانه سازگاري است. آدم خوش اخلاق هم نشاط دروني دارد و هم توانايي ارتباط خوب با مردم. به اين دليل كه اولا برنامه و هدف خودش را در زندگي دنبال ميكند و ثانيا به خاطر كج فهمي ديگران، خود را درگير هر موضوع و مسالهاي نميكند و نميخواهد كه همه مشكلات را يك تنه حل كند و خيال نميكند كه همه مردم بايد درست و عالي بفهمند و عمل كنند. كسي كه امور خود و ديگران را به خدا ميسپارد و تلاش ميكند تا سهم و وظيفه خودش را درهر ماجرا پيدا كند عاقل است. پس خوش اخلاقي غصهها را كم ميكند. بنابراين در صورتي كه بتوانيم از بسياري موضوعات با سلامتي عبور كنيم(اغماض و گذشت)، گفتار و رفتار اطرافيان را زيباتر معنا كنيم و تهديدها را تبديل به فرصت كنيم؛ در اين صورت مشكلات قابل حل و نياز به بررسي معلوم ميشود و آنگاه ريشه يابي، خلاقيت و پيگيري ميخواهد.