آرمان - گفتوگوی ملی اگر بخواهد به شکل «ملی» باشد، باید در رسانههای رسمی و ملی از جمله صداوسیما شکل بگیرد. باید صدای افراد و کارشناسانی که نظرات مخالف و یا نوع دیگری از گفتمان را دارند، شنیده شود؛ چه از جریان اصلاحات، چه اصولگرا. باید تضارب آرا اول از صداوسیما آغاز شود. اوایل انقلاب چنین بحثها و تضارب آرائی در تلویزیون قابل مشاهده بود. اینکه در یک روزنامهای شخصی از یک جناحی حرفی بزند و از یک جناح دیگری فرد دیگری پاسخ بدهد، نامش گفتوگوی ملی نیست. باید ابتدا موانع پیشروی آن برداشته شود. رسانه ملی باید وارد میدان شده و به پوشش این امور مبادر نماید نه اینکه درجهت فکریخاص حرکت کند؛ این روند گفتوگوی ملی را محقق نمیکند. صداوسیما بیشترین برد را در منازل ایرانیان دارد و همه اقشار مخاطب آن هستند. بنابراین باید در این سازمان اساس گفتوگو شکل بگیرد و نه درچند روزنامه، سایت و فضای مجازی. اساسا «گفتوگو» یک شرایطی دارد و یک موانعی. عمده شرط گفتوگو، برابری بین گفتوگوکنندگان است. چه در مسائل سیاسی، چه مذهبی و اعتقادی، فرهنگی و غیره. یعنی امکانات طرفین باید مساوی و عادلانه باشد. اگر کسی در یک تریبون سخنی یا موضعی را علیه فرد یا جناح خاصی اتخاذ میکند، فرد دیگر هم باید به همان کیفیت تریبون در اختیارش باشد تا سخن خود را بیان کند؛ از تریبونهای نمازجمعه تا صداوسیما. اکنون صداوسیما که واقعا باید«ملی» باشد، به قولی به شکل بیطرفه یکطرفه عمل میکند. شاید گاهی اوقات سخنی متفاوت از یک شبکهای پخش شود، اما رویه و رویکرد اصلی آن، چیز دیگری است. بنابراین گفتوگو باید در رسانهای رسمی و پرمخاطب و تریبونهای رسمی کشور شکل بگیرد و نه در کف خیابان. یعنی همانطور که برای سخن حامی و همفکرشان احترام قائل هستند، برای رقیب و فکر مقابل او هم همان احترام لحاظ کنند. برای مثال در مساله رابطه یا عدم رابطه با آمریکا؛ اگر به یک جریان مخالف رابطه تریبون و وقت داده میشود، باید به جریان موافق رابطه هم فرصت سخن گفتن و بیان دیدگاههایش داده شود. باید در سطح کلان و سراسری این مباحث مطرح شود تا مورد قضاوت عموم مردم قرار بگیرد. مردم باید سخن همه جناحها، افراد و نحلهها را بشنوند و خودشان به قضاوت بنشینند. متاسفانه این امر در جامعه کمتر وجود دارد و بر همین اساس گفتوگوی ملی مدنظر، شکل نمیگیرد. اما نکته این است که هنوز هم ارادهای برای این گفتوگو و بسط آن وجود ندارد. باید به این سمت حرکت کرد که اراده لازم برای این مهم حاصل شود. گفتوگو برای کشف حقیقت انجام میشود. باید طرفین احتمال خطا بودن سخن و موضع خود را هم در نظر داشته باشند. صرف عقده خالی کردن که گفتوگو نمیشود. باید سخنی گفته و شنیده شود تا در پس آن، حقیقتی کشف شود. اکنون در عرصههای مختلف سیاسی، فرهنگی واجتماعی، افرادی هستند که صاحبنظرند و از سویی اراده و آمادگی گفتوگو و بیان دیدگاه خود را دارند - جامعه ایران در این زمینه به بلوغ رسیده است- اما باید لوازم آن فراهم گردد. متاسفانه آن ابزار اصلی در اختیار همه افراد، افکار و جناحها قرار ندارد. از تریبونهای نماز جمعه یا برنامههای مختلف صداوسیما، همواره یک صدا و یک تفکرخاص شنیده میشود که سایر افراد و افکار از آن محروم هستند. بنابراین تا شرایط مساوی عادلانه برای گفتوگو فراهم نباشد، اراده و میل به تضارب آرا، کافی نخواهد بود.