آرمان - فرمایش آیتا.... محمد یزدی به عنوان یکی از اعضای محترم فقهای شورای نگهبان البته به طور مجرد و فارغ از سمت ایشان محترم است و میتواند مورد توجه و در عین حال غور و بررسی قرار گیرد. در مورد آنچه فرمودهاند گفتنی است: ایشان به مطلق «حقوقدان» اشاره دارند که لاجرم مقامات قضائی و وکلا و مشاوران حقوقی را در بر میگیرد و طبعا این سوال نیز مطرح میشود که این افراد بهویژه در مواقعی که موضوع بحث محرمانه است چگونه میتوانند سفارش ایشان را رعایت کنند. در خصوص اینکه کید و حیله مختص خانمها است تامل بسیار وجود دارد، مردان نه از نظرکمی کمتر از خانمها هستند و نه میزان کید و حیلهگری آنان از زنان کمتر است. آری در کتب قدیمه مباحثی در خصوص کید زنان آمده است و اگر اشتباه نکنم حتی کتابی به این نام دیدهام. اما باید به خاطر داشت این کتب و حکایات را کلا مردان نوشتهاند. آنجا که کلمه حقوقدان به قضات و وکلا دلالت دارد باید در نظر داشت مراحل گزینش این دو گروه چنان است- و یا چنان باید باشد- که احتمال لغزش ایشان را در این گونه موارد منتفی کند. اگر جز این باشد باید در شرایط استخدام و گزینش تجدید نظر شود. همچنین کنترلهای انتظامی بر اعمال این دو گروه باید بهگونهای باشد که اگر کسی در معرض تحریکات شیطانی قرار گرفت بازدارندههای بیرونی و درونیاش به خوبی عمل کند و او را از لغزش بازدارد. فراموش نکنیم که فرآیند رسیدگی به یک امر حقوقی طولانی و پیچیده و مشتمل بر مراحل مختلف است. بنابراین اگر احیانا در مرحلهای اشکالی از هر قبیل باشد امکان تدارک و تصحیحی آن در مرحله یا مراحل بعد وجود دارد. نکته دیگر اینکه آنچه فعلا موجب اشکال و فساد است. عمدتا مسائل مالی است نه مشکلاتی از اینگونه. البته وجود مسائلی از این قبیل را نیز نمیتوان نفی کرد. با توجه به موقعیت اجتماعی و سیاسی و ویژگیهای مثبت خانمهای ایرانی که به ویژه در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی امکان بروز و ظهور یافته است و با عنایت به مشاغل و مناصبی که خانمها در سطوح مختلف اشغال کرده اند اینکه خواندههای کتب قدیمه را برآنان منطبق کنیم جفای بر خانمها و در مفهوم وسیع تر جامعه ایرانی است. آری ممکن است هرکس اعم از زن و مرد اقداماتی انجام دهد که از نظر اخلاقی مذموم باشد و چه بسا این افراد مباشر اقدامات منفی و زشت در مواضع مختلف شغلی از هر قبیل قرار داشته باشند. آنچه مسلم است این موارد استثناء است و استاد محترم بهتر از بنده میدانند که قیاس بر استثناء و تعمیم آن جایز نیست. سخن آخر اینکه نمیدانم بیان صریح و علنی مطالبی از این گونه- با توجه به میزان تعدد و شیوع مصادیق آن- تا چه حد مقرون به مصلحت است؟ بهویژه اگر این مطالب از اساتید محترم که ناچار فرمایش آنها مورد توجه مردم واقع میشود صادر شود. وا... اعلم.