آرمان - امیر داداشی: پس از اعمال تحریمهای آمریکا علیه ایران بیشتر نگاهها به سمت بازار نفت و دیگر صنایع مهم کشور معطوف شد. در واقع پس از سخنرانی ترامپ مبنی بر عدم پایبندی دولت خود به برجام و خروج از این تفاهمنامه جهانی، در تحلیل بیشتر کارشناسان و اقتصاددانان موضوعات نفت و صنعت مورد توجه قرار گرفتهاند و در این بین کمتر تحلیلگری به بورس و بازار سهام توجه نشان داده است. این در حالی است که در دور اول تحریمها وزارت خزانهداری آمریکا نام ۲۰ شرکت و بانک را منتشر کرد که شامل نام ۹ بانک و شرکت بورسی و یک بانک فعال در فرابورس هم میشود که تحریم این شرکتها به معنای مورد هدف قرارگرفتن حداقل بیش از ۵۰۰ سهامدار خرد و فعال بخش خصوصی است. البته بیش از این وزارت خزانهداری آمریکا برخی شرکتهای حاضر در بورس را که حدود ۱۵ تا ۲۰درصد ارزش بورس ایران در اختیار آنها قرار دارد، تهدید به تحریم کرده بود. با اینکه پس از اجرای دور دوم تحریمهای آمریکا شاخص بورس به روند صعودی خود ادامه داد، اما به نظر میرسد جرقههای تاثیرپذیری بورس از تحریمها طی روزهای گذشته زده شد. چنانکه دیروز شاخص کل بازده نقدی و قیمتی بورس اوراق بهادار تهران ۱۲۱۷ واحد افت کرد و تا رقم ۱۸۱هزار و ۹۹۴واحدی پایین رفت. در این بین برخی تحلیلگران معتقدند که آثار هیجانی خروج آمریکا از برجام و اجرای دور جدید تحریمها چندان دوام نمیآورد و مستمر نیست. اما عدهای دیگر از تحلیلگران اعتقاد دارند که آثار منفی تحریمها در بلندمدت تاثیر ملموس خود را روی بورس نشان میدهد و بازار سرمایه بهعنوان ویترین اقتصاد کشور بهخوبی اثرات این اقدام خصمانه آمریکا را نمایان میکند.
«بیم» و «امید»؛ شاید این دو واژه بهتر از هر گزارشی نمایانگر حال این روزهای بورس باشند. از یکسو روند مستمر صعودی شاخصها در سال جاری بیش از هر زمانی سهامداران و تحلیلگران را به آینده بورس امیدوار کرده است و از سوی دیگر خروج آمریکا از برجام و اجرای تحریمها علیه ایران، ترس و نگرانی عمیقی در کنشگران بورس نسبت به آینده سهام و سرمایهشان به وجود آورده است. از همین رو در لابهلای هفتههای سبزرنگ بورس، بازار سرمایه روزهایی هم قرمزپوش میشود تا امیدها به اطمینان تبدیل نشود. البته در این بین تنها نمیتوان تحریمهای آمریکا را موثر دانست، بلکه عوامل دیگری از جمله نوسانگیریهایی که فعالان بازار انجام میدهند در بالا و پایینشدن شاخصها موثر هستند، اما آنچه مسلم است نشانهگیری این بازار از سمت ایالات متحده است. دولت ترامپ بهخوبی میداند که بورس به عنوان ویترین هر اقتصادی بهخوبی میتواند نمایانگر وضعیت اقتصاد آن کشور باشد. از همین رو فعالیت بیش از 500 سهامدار بورس را تحت تحریم خود درآورده است تا بر اساس شاخصهای بورس به دنیا نشان دهد که ایران از تحریمها رنج میبرد. با این حال پس از تحریمهای اکتبر و نوامبر، بازار سرمایه ایران به روند عادی خود ادامه داد و حتی طی روزهایی رکوردهای تاریخی بر جای گذاشت. در این بین اما برخی کارشناسان این هشدار را مطرح میکنند که نباید به این واکنشهای کوتاهمدت دل بست و بر اساس آن تحریم 10 شرکت و بانک بورسی و فرابورسی را بیاثر خواند. زیرا آمریکا روی شرکتهایی تمرکز کرده است که حدود 20درصد از ارزش بازار سهام ایران را تشکیل میدهند و فشار بر آنها میتواند تهدیدی جدی برای اقتصاد و بهویژه این بازار به حساب آید؛ بسیاری از این شرکتها بر اساس صادرات و واردات فعال هستند و توقف روند تجارت آنها به معنای افت محسوس شاخص آنهاست. از سوی دیگر معاملهگران بورس به شکل معناداری تحت تاثیر اخبار روز قرار دارند و هر خبر منفی و مثبتی روی ادامه فعالیت آنها تاثیر میگذارد. به عنوان مثال بلافاصله پس از قرارگرفتن نام فولاد مبارکه در فهرست تحریمی آمریکا، نماد این شرکت بورسی 218 واحد تاثیر منفی در شاخص بازار سرمایه گذاشت. این در حالی است که این شرکت طی اطلاعیهای اعلام کرد که تحریمهای بینالمللی موضوع جدیدی نیستند و فولادمبارکه از سالها قبل همچون سایر بخشهای اقتصادی کشور با این موضوع دست و پنجه نرم میکند و این امر خللی در جریان فعالیتهای تولیدی، مالی و صادرات محصولات شرکت ایجاد نمیکند. ولی این اطلاعیه باعث نشد که معاملهگران بازار تحریمهای مذکور را نادیده بگیرند. در نتیجه باید به شکلی واقعگرایانه با موضوع برخورد کرد. اگر این شرکتها مدعی شوند که تحریم آمریکا هیچ تاثیری بر روند معاملات نمیگذارد، دیر یا زود از ارزش سهامشان کاسته میشود. اما چنانچه نگاهی واقعگرا داشته باشند میتوانند خود این تحریمها را خنثی سازند. البته نگاه واقعگرا به معنای بدبینی نیست، چراکه خوشبختانه اکنون تحریمهای آمریکا یکجانبه است و نمیتوان آن را با تحریمهای اوایل دهه 90 مقایسه کرد. حال با توجه به تاکید اروپاییها بر ابقای برجام و ادامه همکاری با ایران، شرکتهای تجاری بورس میتوانند از طریق اروپا و سایر کشورهای مستقل از آمریکا صادرات و واردات خود را ادامه و در این زمینه برنامهریزی لازم را انجام دهند. اما اگر بدون در نظر گرفتن شرایط به شکل سنتی به فعالیت خود ادامه دهند، دیری نمیپاید که هم خود متضرر میشوند و هم آثار منفی خود را روی شاخص کل بورس میگذارند. البته همکاری با اروپاییها نیز مستلزم فعالیتی شفاف و کمریسک است. متاسفانه برخی شرکتها هم میخواهند طلایهدار بورس به عنوان شفافترین بخش اقتصاد باشند و هم از انتشار برخی اطلاعات خود خودداری کنند. با اینکه برخی از این شرکتها بنا به قدرتی که دارند طی چند سال توانستهاند این خواسته خود را محقق سازند، اما برای رونق بورس باید هر شرکتی در رقابت سالم اقتصادی با سایر شرکتها به فعالیت بپردازد تا سرمایهداران هم بتوانند با اطمینان بیشتری به خرید و فروش سهام بپردازند چراکه اکنون آمریکا بهخوبی از بازگشت امید برای رونق بورس ایران خبر دارد و به همین دلیل سعی میکند با هدفقراردادن سهامداران خرد و فعالان بخش خصوصی وزن «ترس» را نسبت به «امید» موجود سنگینی دهند.
رفتار هیجانی و منفیشدن شاخصها
پس از قرارگرفتن نام چند شرکت بورسی در فهرست تحریمهای آمریکا برخی سهامداران مجبور به عقبنشینی شدند، اما این عقبنشینی بورسبازان چندان پایدار نبود و آنها پس از چند روز بار دیگر جامه سبز بر تن بورس پوشاندند. علاوه بر این، اتفاقاتی که در بازار ارز و سکه اتفاق افتاد، موجب رکوردزنیهای چندباره بورس پس از اعمال این تحریمها شد. در واقع با کاهش تب و تاب در بازارهای موازی و همچنین تلاش بازار برای تطابق با شرایط جدید، سهامداران بار دیگر فرصت رصد متغیرهای اقتصادی را در وضعیت سودآوری شرکتهای کالایی پیدا کردند. با این حال گاهی شتابزدگی بورسبازان هیزمی بر آتش تحریمهای آمریکا میریزد. چنانکه در جریان معاملات آخرین روز کاری هفته، تمام نماگرهای بورس تهران به واسطه هراس سهامدارن گروه پتروپالایشی از ادامهدارشدن سقوط قیمت نفت، در محدودههای منفی به کار خود پایان دادند و در روز سیاه نفت با افت 1200 واحدی شاخص کل روز ناامیدکنندهای را در بورس رقم زدند. از این رو دیروز شاهد خروج بیش از ۸۰میلیارد تومان نقدینگی توسط اشخاص حقیقی از بازار بودیم و بیشترین مبلغ به گروه محصولات شیمیایی و فلزات اساسی تعلق داشت. افتهای روز گذشته بار دیگر کارشناسان را بر آن داشت تا نسبت به آینده بورس هشدارهایی را مطرح کنند. امروزه با شرایطی که به وجودآمده بیشتر اقتصاددانان اعتقاد دارند که آينده بورس از داخل کشور رقم میخورد و اگر همین سهامداران خرد بر اساس علم اقتصاد رفتار کنند میتوان همچنان رشد آینده بازار سرمایه را تضمین کرد و آن را دوپینگ بورس مقابل تحریمها دانست. در این صورت حتی تحریم شرکتها و بانکهای بورسی به یک فرصت تبدیل میشود تا با جدایی شرکتهای خارجی، شرکتهای داخلی به رقابتی عادلانه بپردازند و بار دیگر سرمایهگذاران به فعالیت بلندمدت پرداخته و از خرید تکسهمی دست بردارند. در این صورت فقط نقل و انتقال ارزی با مشکل مواجه میشود که ایجاد نهادهای جدید مالی در اروپا نیز این مشکل را رفع میسازد.