آرمان - زینب مختاری: پس از خروج یکجانبه دولت آمریکا از برجام در اردیبهشت سال جاری، بازار پولی کشور تحت تاثیر فضای روانی ایجادشده دچار آشفتگی بیسابقهای شد. این روند پس از اعلام آمریکا در بازگرداندن تحریمهای ضدایرانی در دو مرحله مرداد و آبان بالا گرفت و نقدینگی خاموش بازار را به سوی خرید ارز و سکه سرازیر کرد. در این میان، جای خالی بورس در فرهنگ اقتصادی ایران نمایان شد. هنوز دور جدید تحریمها آغاز نشده بود که قیمت دلار از 10هزار تومان هم فراتر رفت و بهرغم سیاستهای متنوع بانک مرکزی برای علاج این معضل، به نرخ هر دلار 19هزار تومان پس از مرداد هم رسید. شگفتی ماجرا در آن بود که هرچه قیمت ارز و سکه افزایش مییافت، تقاضا نیز رو بهفزونی داشت و همین امر موجب ایجاد یک حباب بزرگ در قیمت سکه و ارز شد. بررسیهای کارشناسان نشان میداد بخش اعظمی از خریداران این آشفتهبازار صاحبان سرمایههای خانگی بودند که به دلیل ترس از دستدادن سرمایههای خرد وارد این بازار بیثبات شدهاند. این سرمایههای خانگی که در اقتصاد از آن به عنوان نقدینگی سرگردان یاد میکنند، سبب بروز مشکلات عدیدهای در اقتصاد اعم از بازارهای پولی و تولیدی شد.
ابرچالش نقدینگی
در یک تعریف ساده، مجموع اسکناس و مسکوکات و منابع اعتبارات بانکی، مهمترین اجزای تشکیلدهنده نقدینگی هستند. به عبارت دیگر نقدینگی حجم پول نقد در خارج از سیستم بانکی است که قابلیت تورمزایی دارد، بدینمعنی که چنانچه حجم پول نقد بالا باشد قدرت خرید بالا رفته و باعث گرانشدن کالا یا خدمات بیشتر از ارزش موجودشان میشود.حجم نقدینگی در یک اقتصاد باید متناسب با میزان تولید کالا و خدمات باشد. در غیر این صورت بدون تردید باعث تورم یا رکود در تولید میشود. کارشناسان میگویند مدیریت نقدینگی یکی از بزرگترین چالشهایی است که سیستم بانکداری با آن روبهرو است. دلیل اصلی این چالش آن است که بیشتر منابع بانکها از محل سپردههای کوتاهمدت تامین مالی میشود. علاوه بر این، تسهیلات اعطایی بانکها صرف سرمایهگذاری در داراییهایی میشود که درجه نقدشوندگی نسبتا پایینی دارند. وظیفه اصلی بانک ایجاد توازن بین تعهدات کوتاهمدت مالی و سرمایهگذاریهای بلندمدت است. نگهداری مقادیر ناکافی نقدینگی بانک را در خطر عدم توانایی در ایفای تعهدات و در نتیجه ورشکستگی قرار میدهد. آمارهای بانک مرکزی در مرداد امسال، میزان نقدینگی را ۱۶۰۰هزارمیلیاردتومان نشان میدهد؛ سرمایه هنگفتی که در دسترس تولیدکنندگان نیست و بازار نیز به شدت به آن نیازمند است. از سوی دیگر بانکها نیز به این نقدینگی دسترسی ندارند چرا که این منابع صرف ساخت و ساز و خرید املاک یا ارز و سکه شده است که تاثیر مستقیمی در بازار کار و تولید کشور نداشته است.
شکست امپراطوری بانکها در مهار نقدینگی
در سالهای گذشته تبلیغات بانکها توانسته بود تا حد زیادی نقدینگی خاموش را با وعدههای جذاب سودهای کلان ماهانه و سالانه جذب کند. اگرچه جذب نقدینگی گام مثبتی از سوی بانکها در فضای اقتصادی به شمار میرفت اما از سوی دیگر عدم ورود این سرمایهها به چرخه تولید و ورود بانکها به بنگاهداری عامل ایجاد مشکلات جدیدی شد. همچنین سوءاستفاده برخی موسسات مالی و بانکهای خصوصی از این فضا و اختلاس از حسابهای کوچک و بزرگ و در نتیجه آن، بروز آشفتگیهای اجتماعی و اقتصادی طی سالهای اخیر سبب شد بانک مرکزی با محدودکردن سقف سودهای بانکی و کاهش آن از 22 و 23درصد به 15درصد سالیانه تا حد زیادی دست بانکها را از سوءاستفاده از سرمایههای سرگردان مردم کوتاه کند. در پی این تصمیم، بسیاری از سرمایههای خرد از بانکها خارج شده و به سوی تجارت سنتی و غیرحرفهای ارز و طلا سرازیر شد.
ضرورت توجه به بورس
در این میان خلأ آموزشهای لازم پیرامون انواع مدلهای سرمایهگذاری خود را بیش از پیش نمایان ساخت. با نگاهی به کشورهای توسعهیافته میتوان دریافت آنچه موجب جذب نقدینگی و جلوگیری از تورم و نیز ایجاد حباب در بازارهای پولی و مالی این کشورها شده، سوقدادن سرمایههای خرد و کلان به سوی بازارهای سرمایه بوده است. بورس میتوانست نجاتبخش اقتصاد ایران از تلاطمهای ارزی و مالی اخیر باشد. اصولا بازارهای سرمایه مستعد جذب هرچه بیشتر سرمایههای سرگردان هستند. با حداقل سرمایه میتوان صاحب سهمی در بورس شد؛ سهمی که علاوه بر سودرسانی به صاحب سرمایه میتواند در رونق بازار تولید کشور نقش ایفا کند. اما لازمه جذب این سرمایهها در بورس تبلیغات و آموزش است. ایجاد مشوقهای جذاب از سوی دولت و نیز تشریح محسنات معاملات در بورس نسبت به بازارهای سنتی یکی از راهکارهای جذب است. دسترسی به سرمایه و امکان برداشت آن تنها از طریق اتصال به اینترنت و نظارت بر چگونگی بازار و امکان خرید و فروش لحظهای سهام پیش از ضرر و نیز قانونی و شفافبودن این معاملات میتواند از برتریهای بازار سرمایه نسبت به معاملات سنتی باشد.
ظرفیتهای بورس در ایران
پس از بروز اختلالات اقتصادی که از بهمن سال گذشته بروز کرد، دولت و شخص رئیسجمهور بر ورود به بازارهای بورس تاکید کرده و خواستار اطلاعرسانی و تبلیغات بیشتر برای بازار سرمایه و تکیه بر رونق تولید شدند. در ماههای آغازین سال جاری بورس تهران توانست با رکوردشکنی بیسابقه از مرز 100هزار واحد عبور کند و اکنون با ورود به ماه هشتم سال97، با اندکی نوسان، خود را روی کانال 180هزار حفظ کرده است رقمی که پیش از این به دلیل عدم آشنایی بخش بزرگی از جامعه با بورس غیرقابل تصور شده بود. از سوی دیگر بورس یاریگر اقتصاد ایران در زمان تحریم نیز خواهد بود. نمونه آن بورس انرژی است که روز گذشته عرضه نفت خام برای خریداران خصوصی در آن آغاز شد. چندی پیش اسحاق جهانگیری معاون اول رئیسجمهوری گفت که «با کشورهای دوست خود گفتوگو و راههای فروش نفت خود را باز کردهایم. نفت خام ایران در بورس داخلی عرضه میشود تا بخش خصوصی، به طور شفاف نفت را خریداری و صادر کند. درنتیجه به مقدار مورد نیاز، بخش خصوصی در تناژهای مختلف وارد عرصه شده است.» تحریمهای نفتی ایران از سیزدهم آبانماه آغاز میشود و برخی از تحلیلگران این رویکرد جدید بورس انرژی را راهی برای دورزدن تحریمهای نفتی میدانند.بورس در ایران هنوز راه درازی در پیش دارد. استفاده از ابزارهای مختلف رسانه و راههای تبلیغات و آموزشهای مستقیم و غیرمستقیم میتواند روزهای سبزی را در تابلوی بورس تهران رقم بزند و این راه دراز را هموارتر کند؛ سبزشدن نمادهای بورسی نویددهنده شرایط بهتر اقتصادی خواهند بود. بورس بهترین پشتیبان تولید و صادرات است و عدم توجه به این بازار تاثیرگذار آینده اقتصاد ایران را همچنان در هالهای از ابهام تصویر میکند.