آرمان - حسن روحانی در دور اول و دوم ریاست جمهوری خود از اصلاحطلبان آنطور که باید استفاده نکرد و این فاصله باعث شد که تعامل تقریبا در جاهایی متوقف شود. طبیعتا هم گلایهمندیهای جریان اصلاحات با توجه به مسائلی که شاهد بودند، زیاد بود. بعضا هم ممکن بود رئیسجمهور گلایههایی داشته باشند. اما انتظار میرفت که دکتر روحانی از ابتدای دولت سازوکاری طراحی کند که بتواند به طور مستقیم با جریانات اعتدال و اصلاحات که مدافع اصلی دولت بودند، ارتباط جدیتری داشته باشد. ولی هیچوقت در تشکیلات ریاست جمهوری این اتفاق نیفتاد. اکنون بعد از گذشت مدتی زیاد اولین جلسه دیدار رئیسجمهور با چهرههای اصلاحطلب است که شاهد هستیم به صورت خاص آقای روحانی تشکیل داده و رودررو با هم صحبت کردهاند. فراموش نکنیم که این جریانات میتوانند کمک زیادی به دولت بکنند ولی آنها هم از دولت توقعاتی دارند و انتظار حمایت یکطرفه شاید بجا نباشد. نظراتی که شاید بتواند به دولت کمک کند و انتظاراتی که دولت باید به آنها توجه کند، اما متاسفانه در دولتهای اول و دوم آقای روحانی نادیده گرفته شده بود. بهتر است تبادل نظر با گروههای غیراصلاحطلب هم انجام و جلساتی برگزار شود، زیرا وضعیت دولت به گونهای است که به همه مجموعهها نیاز دارد. نادیده گرفتنها برای دکترروحانی مشکل درست میکند. این گلایه از سوی جریان اصلاحات بارها مطرح شده و از نبود تعامل مستقیم بین دولت و جریانات سیاسی صحبت شده است. ظرفیت استفاده از معاون اول رئیسجمهور، توسط رئیسجمهور در بین سیاسیون مطرح است و طبیعتا آقای روحانی بیشتر از بقیه باید بداند نقشی که آقای جهانگیری برای موفقیتش میتواند ایفا کند و تاکنون هم کرده، از افراد مدعی نزدیک به ایشان خیلی بیشتر است و یقینا این قضیه را نادیده نمیگیرد. اما درباره کابینه همیشه تاکید داشتهایم که این کابینه محافظهکار است و به درد زمان بحران کشور نمیخورد. چون توان مدیریت بحران در شرایط سخت را ندارد؛ شرایطی که کشور در آن قرار گرفته است. حتی هماهنگی چندان روشن و شفافی بین شعارهای دکتر روحانی و تحرک آنچنانی درکابینه دیده نمیشود.
کابینه محافظهکار، اهل هزینه دادن نیست. نه شهامت تصمیمات جسورانه و همراه با هزینه را دارد و نه در این شرایط میتواند کمک چندانی به پیشبرد کار آقای روحانی بکند. رئیسجمهور باید از افرادی برای وزارتخانههایی که وزیر ندارند استفاده کند که بتوانند در زمان بحران کمک کنند و افرادی که زیادی محافظهکار هستند به کار نمیآیند. اما دکتر روحانی بیشتر از افرادی استفاده میکند که به وضعیت موجود بیشتر تن میدهند تا اینکه بخواهند تحرک و تحول و ریسکی را انجام دهند که به بهبود امور مردم کمک کنند. ترمیم کابینه و چینش افراد باید به گونهای باشد که این نقیصه جبران شود والا اگر سراغ آدمهایی با روحیات گفته شده بروند، نباید از کابینه انتظار چندانی داشت. اگر 10 تا 20 درصد مسائل امروز اقتصادی ما مربوط به مدیریت اقتصادی باشد، بقیه ربطی به اقتصاد ندارد و از کسی که در راس وزارتخانه اقتصادی قرار میگیرد نباید انتظار معجزه داشته باشیم. امروز 80 درصد کاری که در حوزه اقتصاد وجود دارد، در عرصههای دیگر است. البته نقش وزیر مهم است ولی اینکه فکر کنیم با جابهجایی یک نفر مشکلات حل میشود کمی خوشخیالی است. گاهی با دست خودمان، خودمان را تحریم میکنیم. وقتی رفتارهای اینگونه تسری مییابد و افراد را تحریک میکنند برای جلوگیری کردن از کاری که همین امروز نیاز فعلی کشور ماست تنها به مشکلات معیشتی مردم میافزاید. این دیگر نه ربطی به تحریمهای آمریکا دارد و نه اروپاییها بلکه تحریمهایی است که خودمان با برانگیختگی احساسات از طرف افرادی که پشت اینها خودشان را مخفی کردهاند و جرأت پذیرفتن کاری که دارند انجام میدهند را هم ندارند، درست میکنیم. درحالی که دقیقا هم نمیدانند نفع این کنوانسیون برای کشور حیاتی و مهم است و مشکل چندانی هم برای وضعیت طبیعی کشور ایجاد نخواهد کرد. درحالی که اگر تصویب نکنیم ممکن است دچار گرفتاریهای متعدد برای مبادلاتمان در دنیا بشویم؛ مخصوصا درمورد فروش نفت که قسمت عمدهای از آن در این مسیر باید اجرا شود. فراموش نکنیم اینگونه مسائل ربطی به مدیر اقتصادی کشور ندارد، ولی نقش آن در موفقیت و عدم موفقیتش صددرصد است. درحالی که خارج از وزارتخانه و دولت کارهایی صورت میگیرد که اصولا به تنها چیزی که توجه نمیشود، منافع ملی و مخصوصا معیشت مردم است.