آرمان - نسبت نهادهای انتصابی به نهادهای انتخابی و میزان قدرت و نفوذ آنها موجب شده که شاهد تاثیرگذاری بالای نهادهای انتصابی باشیم. برخی قدرت دولت در مجموعه حدود 50 درصد تحلیل می کنند. حال مسائلی که وجود دارد اینکه جریانات سیاسی نمیتوانند با حداکثر ظرفیت خود در عرصه مدیریت کشور تاثیرگذاری حداکثری داشته باشند و اگر هم حضور پیدا کنند بازهم نخواهند توانست آنچنان که قانون اساسی و افکار عمومی از آنها انتظار دارند امور را به پیش ببرند. اگر دقت کنیم در طی انتخابات گذشته مجلس شاهد حضور بسیاری از چهرههای اثرگذار هستیم به دلیل برخی محدودیتها راهی به بهارستان نیافتهاند؛ یا در انتخابات ریاست جمهوری شرایط برای مطرح شدن کاندیداهای اصلی جریان اصلاحات وجود نداشته است. این مسائل موحب میشود که وقتی اصلاحطلبان در انتخاباتها حضور پیدا میکنند الزاما ایدهالهای خود را به عرصه کارزارهای انتخاباتی نمیآورند؛ بلکه تلاش میکنند از بین کسانی که از تایید شدهاند اصلحترین آنها را انتخاب کنند. این مورد را در انتخابات مجلس و نحوه تشکیل فراکسیون امید که بیش از نیمی از مجلس با حضور در این لیست به پارلمان راه یافتند میتوان به وضوح مشاهد کرد. واقعیت این است که چهرههای انگشت شماری ایدهآل هستند که بتوانند آرمانهای اصلاحطلبی را در مجلس فریاد کنند. در بعد ریاست جمهوری نیز کاندیدای ایدهآل برای اصلاحطلبان شخص آقای حسن روحانی نبوده، اما شرایط کشور اصلاحطلبان را متقاعد کرد تا از کاندیدایی که احساس قرابت و نزدیکی بیشتری با او داشتند، حمایت کنند. انصافا نیز حضور رئیسجمهور و عملکردش با توجه به شرایط دشوار بهترین انتخاب بود و دراین در دور اول نتایج خوبی ایجاد کرد. از این رو در دور دوم بازهم اصلاحطلبان وفاداری کردند و همهجانبه پشت آقای روحانی در آمدند، اما اشتباهی استراتژیک از سوی آقای روحانی در دور دوم اتفاق افتاد و آن کوتاه آمدن در مقابل دلواپسان و جریان منتقد دولت بود. آقای روحانی فکر میکرد که اگر در حوزه وزرای سیاسی و اجتماعی مثل کشور، ارشاد، آموزش وپرورش، علوم و... کوتاه بیاید میتواند حساسیتزدایی کرده و منتقدان را همراه سازد درحالیکه سابقه نشان داد این مساله به هیچ عنوان مطرح نیست. روی کارآمدن ترامپ در آمریکا، خروج وی از برجام و بازگشت مشکلات اقتصادی نیز با این مساله توام شد. آنچه اکنون مدنظر است اینکه تیم آقایروحانی در حلقه مشاوران و مردان اجرایی کارآمدی لازم را برای عبور از بحرانها در کشور ندارد. قطعا رئیسجمهور میتواند از ظرفیت بالای اصلاحطلبان برای پیشبرد امور استفاده کند. آقای روحانی دیگر امکانی برای بریاست جمهوری مجدد نخواهد داشت، اما میتواند با بهرهگیری از حداکثر ظرفیتهای موجود اجرایی در کشور از بین مدیران اصلاحطلب، خاطره خوشی را از دوران خود به یادگار بگذارد. مردم سختیها را میبینند و اگر دولتی بتواند سختیها را مدیریت کند قطعا راضی خواهند بود. مردم در دوران جنگ نیز سختیهای زیادی کشیدند، اما چون شرایط دشوار بود، هنوز از عملکرد دولت جنگ به عنوان عملکردی قوی یاد میشود. چرا که جهتگیریهای دولت در راستای رفع مشکلات مردم بوده است. انتقاد امروز اصلاحطلبان از رئیسجمهور نیز نه برای عبور از آقای روحانی و نگاه به انتخاباتهای آینده؛ بلکه برای هرچه کارآمد کردن دولت تدبیر و امید است.