آرمان - نبض حیات سیاسی، حقوقی، اجرایی و بینالمللی معاهده برجام در قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل است. اکنون با گسترش نابهنجاریهای جاری در سیاست جهانی آمریکا، آنچه که میتواند جهان و افکار عمومی جهانیان را متوجه ضرورتها و ملاحظات دیپلماتیک در روابط بینالمللی نماید یا زمینههای کاهش هزینهها و افزایش منافع را در تقابل یا تعاملات جاری بینالمللی به ارمغان آورد، احیای دیپلماسی و تضمین و تأکید سازمان ملل بر کارآمدی خویش و نیز حمایت بیدریغ این نهاد جهانی از توافقات دیپلماتیک و ازجمله توافق بینالمللی برجام است. اما آنچه که نشست سالانه سران کشورهای عضو سازمان ملل در سال 2018 را بهخصوص برای کشور ما بسیار حائز اهمیت کرده است، موضوع همزمانی ریاست دورهای ایالات متحده آمریکا با مدیریت دونالدترامپ بر شورای امنیت سازمان ملل است. این اتفاق دقیقا همگام با اوجگیری تنشهای متعدد میان دو کشور ایران و آمریکاست و همزمان با گسترش تلاشهای جهانی آمریکا برای انزوا و تجمیع تهدیدات بینالمللی علیه جمهوری اسلامی ایران است. واگویههای سیاسی و نگرشهای تحلیلگران جهانی بیانگر آن است که ترامپ رئیسجمهور آمریکا در یک برنامه هدفمند و بهعنوان رئیس دورهای شورای امنیت سازمان ملل در تلاش است تا در جلسه اختصاصی این شورا به نوعی اجماع جهانی علیه ایران دست یابد. این تدابیر راهبران آمریکایی در حالی بناست در صحن شورای امنیت سازمان ملل به رأی گذاشته شود که همین شورا به دنبال توافق برجام و با قطعنامه 2231 عملا در بالاترین سطح نظارت جهانی بهعنوان ضامن بقا و اجرای تعهدات مندرج در برجام در افکار عمومی و محافل سیاسی و حقوقی بینالمللی معرفی شده است. برجام هرچند که از ابتدا با خلأهای متعدد سیاسی، حقوقی، اجرایی و بهخصوص خلأ بزرگ ژئوپلیتیکی تنظیم و ابلاغ شد و در روند اجرا نیز از یکسو عموما به شکلی یکطرفه این ایران بود که مقید به پیگیری و اجرای تعهدات طرفین شد و از سوی دگر بهویژه با خروج آمریکا عملا بلاتکلیف ماند و کارکردهای ایران نیز بدون پاسخ و پاداش قابل انتظار رها شد؛ اما نکته بسیار مهم برجام که به نظر میرسد به لحاظ فکری و استراتژیک و در قالب روند تحولات استراتژیهای جهانی میتواند برای جمهوری اسلامی ایران از اهمیت فراوانی برخوردار باشد، مساله فرصت سازی ژئوپلیتیک از توافق برجام در توازن منطقهای و بینالمللی قدرتها و عبور مقتدرانه از چالشها و تهدیدات غیر همتراز در مرحله گذار نظام جهانی است. لذا اگر باور داریم به اینکه «گر خدا خواهد عدو شود سبب خیر»؛ پس اکنون مجموعه روندها و استدلالهای گوناگون بیانگر یک فرصت بزرگ با بیشترین منافع و کمترین هزینه برای جمهوری اسلامی ایران و اثبات عقلانیت، منطق و جلب حمایت جهانیان در حقانیت این کشور و لزوم پیگیری و اجرای مفاد برجام و نیز تعهدات مندرج در قطعنامه 2231 توسط شورای امنیت سازمان ملل است. دونالد ترامپ بر اساس استراتژی اول آمریکا و با تلاشهای تحمیلی و یکجانبهای که در اعمال سیاست قدرت با سایر کشورها بهکار میگیرد، اکنون بهخصوص در حوزههای مدیریت سیاست خارجی عملا در وضعیتی نامتناسب و فرسایشی قرار دارد. خروج مکرر از پیمانهای متعدد بینالمللی و تشنج در رفتارهای شخصی و نیز سماجت در برخی کارکردهای تصنعی مثل اصرار بر خودنمایی خاص در برخی از بحرانهای بینالمللی آمریکا همانند رفتارهای نامتعادل در موضوع کره شمالی، سوریه، ایران، روسیه و... این روند سبب شده تاکنون بخش اعظم تدابیر دو جریان دموکرات و جمهوریخواه آمریکا به شکل بیسابقهای در یک هماهنگی فراگیر عملا بر تضعیف جایگاه ترامپ در داخل آمریکا متمرکز شده است. همین روند و کنش و واکنشهای بینالمللی در حوزههای منطقهای و جهانی نیز سبب شکلگیری چالشها و تهدیدات گوناگون برای مقابله با قدرت طلبی آمریکا شده است. لذا تیم تصمیمساز در سیاستهای راهبردی آمریکا بهخصوص با تمرکز بر موضوع ایران و بهدلیل تعهدات فراوانی که به مخالفان منطقهای جمهوری اسلامی دارند، حتما در تلاشند تا از این فرصت و ریاست ترامپ بر شورای امنیت از حداکثر منافع لازم هم برای مصرف سیاست داخلی و هم در محیط سیاست خارجی برخوردار شوند. این درحالی است که همین نشست شورای امنیت میتواند به بزرگترین فرصت برای مطالبهگری بینالمللی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود. تصویر این جلسه در منظر جهانیان و کشورهای حاضر در صحن جلسه به حدی بزرگ است که میتوان آنرا به محکمهای جهانی برای قضاوت در خصوص پیگیری علل عدم اجرای قطعنامه 2231 سازمان ملل از سوی آمریکا تبدیل نمود. طبعا در این جلسه علاوه بر رأی و حکمی که جهانیان در مورد تخریبهای بینالمللی آمریکا و شخص ترامپ صادر خواهند کرد، حتما در لایه دیگر این نشست که شامل قدرتهای به اصطلاح حامی برجام است بهطور اتوماتیک سره از ناسره مشخص میگردد. (روسیه، چین و اروپا نیز برای همیشه تعیین تکلیف خواهند شد). بنابر این به نظر میرسد که جمهوری اسلامی ایران باید از این فرصت بزرگ و جهانی با درایت و تیزهوشی به یک بهره برداری تاریخی و استراتژیک بیندیشد. شاید گزافه نباشد که اگر بگوییم حضور مستند و مستدل رئیسجمهور ایران در نشست جاری شورای امنیت سازمان ملل، ضمن اینکه یک فرصت بینظیر برای محکومیت مادامالعمر آمریکا در صحنههای جهانی است، غفلت از آن نیز میتواند یک فرصت سوزی غیرقابل تکرار در مجموعه مسائل مدیریت سیاست داخلی و خارجی کشور باشد. با این همه به نظر میرسد که در خصوص جلسه مربوطه شورای امنیت سازمان ملل توجه به نکته اساسی زیر برای کشور ما امری بسیار ضروری است. بهطور مسلم جلسه با ریاست دونالد ترامپ و حضور سران کشورهای عضو بهخصوص سران اعضای دائم شورای امنیت و با موضوع کاملا هدفمند تصمیمگیری در مورد ایران برگزار میشود، روسها گفتهاند که تصمیمات پیشنهادی آمریکا را وتو میکنند اما حتما تدابیر و منافع خاص خودشان را دارند. چین نیز احتمالا رفتاری منفعلانه خواهد داشت. قدرتهای اروپایی نیز به نظر نمیرسد که تدبیر موثری در راستای حمایت از برجام و ایران داشته باشند. لذا در صورت غیبت ایران و عدم استفاده از این فرصت جهانی، قطعا باید منتظر تصمیم یکجانبه و اجماع احتمالی بسیاری از اعضای شورای امنیت در همراهی با آمریکا باشیم. حال آنکه حضور موثر ایران در این جلسه چه در سطح رئیسجمهور یا در سطح وزیر امور خارجه، حتما نتیجه نهایی جلسه نه تنها به صورت تحمیلی و یکجانبه نخواهد بود بلکه با استفاده از تجربیات برجام و بهویژه توانمندیهای فنی و دیپلماتیک تیم سیاسی ایران در حوزههای ارتباطات بینالمللی، امیدهای فراوانی برای ایجاد اجماع گسترده علیه تکتازیهای آمریکا و نیز در احیای معاهده برجام آنهم بر اساس دستورالعمل و اعمال الزامات ضروری از سوی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد.