آرمان - یک ایراد اساسی در رفتارهای قوای مختلف در ارتباط با واردکنندگان تلفن همراه با ارز دولتی وجود دارد. این ایراد آن است که شرایط توام با التهاب، تشویش و نگرانی را با سیگنالهایی که به جامعه میدهند، جامعه را ملتهبتر و نگرانیها را بیشتر میکنند. به طور مشخص در این رابطه، موضوع برخورد با متخلف و متخلفان، موضوع بسیار حساس و مهمی است. برای مثال در مورد قضیه موبایل با اتفاقاتی که افتاد و تخصیص ارز 4200 تومانی، خطای اول را خود دولت انجام داد. از همان روز اول بسیاری از دلسوزان، صاحبنظران و کارشناسان اقتصادی و به طور مشخص اتاق بازرگانی این سیاست را خطا و شکست خورده دانستند. بنابراین به طور مکرر و مرتب عنوان کردیم که نباید این اتفاق بیفتد. اصرار دولت بر این بود که ارز به اندازه کافی داریم و به نرخ 4200 تومان برای همه چیز اختصاص میدهیم. به این جمله هیچ گونه اما و اگر و شروطی اضافه نشده بود. فرض کنید اگر فردی ارز گرفته باشد و موبایل را وارد کرده باشد و همچنین سایر قوانین موجود را رعایت کرده باشد. یعنی به طور مشخص ارز را گرفته است و به قیمت درستی موبایل را خریداری کرده است و آنها را در بازار با نرخ روز و به تصور برخی با سود بالا فروخته است. این مساله از حیث قانون و مصوبه دولت، تخلفی را مرتکب نشده است. چون دولت هیچ شرطی نگذاشته بود مبنی بر اینکه ارز 4200 تومانی را به فردی یا کالایی میدهم که در داخل کشور با نرخ مصوب دولت به فروش برساند. وقتی دولت با قطعیت تمام اعلام میکند که ارز 4200 تومانی کافی داریم و به همه نیازهای کشور تخصیص میدهیم این بدان معنی است که به صورت آزاد هر کسی میتواند از این ارز استفاده کند و کالای خود را به فروش برساند. کما اینکه قبل از این موضوع و قضیه هم ما تجربه دیگری داشتیم و آن هم زمانی بود که ارز مرجع داشتیم و بعد هم ارز مبادلهای به وجود آمد. ارز مرجع را در ابتدا به همه چیز اختصاص دادند ولی وقتی که وضعیت وخیم شد، ارز مبادلهای را گذاشتند در ادامه هم ارز مبادلهای را به غیر از کالاهای اساسی، به همه چیز اختصاص دادند. بعد مدتی ارز مرجع را تعزیری کردند. بنابراین اعلام کردند کسی که ارز مرجع دارد باید قیمتگذاری شود ولی ارز مبادلهای قیمتگذاری نداشت و بسیاری از واردات با این ارز انجام میشد. بعد مدتی در بازار ارز سومی پیدا شد ولی کماکان ارز مبادلهای را توزیع میکردند و واردکنندهها میتوانستند کالاهای خود را به فروش برسانند و مشمول قیمتگذاری و نرخگذاری هم نبودند. اگر زمانی که این ارز تعیین و این نرخ تصویب میشد، دولت برای آن شروطی گذاشته بود و واردکنندگان از شروط دولت تخطی کرده بودند، مقصر اصلی بودند. معتقدم برخی برخوردها از سر التهاب و عجله میتواند نگرانی و سوءظن را بیشتر به جامعه منتقل کند. مسئولان دولتی که ارز 4200 تومانی را دادهاند، آنها هم شریک بودهاند. آن چیزی که از بین خواهد رفت، اعتماد عمومی است که ارزش آن از هر میزان ارز، سرمایه و ثروت باید بالاتر باشد. بنابراین مجموعه رفتارها باید طوری باشد که به جامعه القای بیاعتمادی نکند و موجب افزایش بیاعتمادی از سوی مردم نشود و از طرفی نیز بتواند آرامش را در فضای عمومی به جای تشویش و نگرانی به وجود بیاورد. ما باید نگران موج کمیابی و نایابی کالا باشیم که ناشی از ترس و نگرانی واردکنندگان و تولیدکنندگان از برخورد و موجب دست کشیدن از فعالیت اقتصادی اعم از تجارت، تولیدات، واردات است. بگذاریم آرامش فکری در جامعه اقتصادی کشور باقی بماند و نقش و اثر آنها در این شرایط خطیر، نسبت به دولت در تامین نیازهای مردم و حفظ بازار میتواند مفیدتر واقع شود. بنابراین در برخورد با فساد ملاحظات و موضوعات امنیت کشور، امنیت تامین مایحتاج کشور و امنیت اقتصاد کشور مورد توجه قرار گیرد و در یک فضای آرام اقدامات کارشناسانه و رسیدگیها صورت گیرد.