آرمان - بالاخره زمان حضور رئیسجمهور در مجلس فرارسید و ایشان باید در مجلس حضور یابد و به سوالات نمایندگان مجلس که بیشتر حول محور اقتصادی است پاسخ دهد. سوالاتی که از رئیسجمهور پرسیده خواهد شد سوالاتی است که بیشتر حول محور اقتصاد، بیکاری و اشتغال است این در حالی است که در هفتههای اخیر همچنین در روز یکشنبه نمایندگان مجلس به برکناری وزیر کار و وزیر اقتصاد رای دادند تا این دو وزارتخانه مهم دولت در آستانه حضور حسن روحانی در مجلس بدون وزیر بمانند. حضور روحانی در حالی صورت میگیرد که وی پس از دیدار با مقام معظم رهبری به مجلس خواهند رفت که تحلیلهای زیادی در مورد این موضوع به راه افتاده است. وی در آخرین سخنرانی خود تاکید کردند که هم مجلس باید حرمت ریاستجمهوری را حفظ کند و هم رئیسجمهور باید حریم مجلس را نگه دارد. موضع رهبرانقلاب در این مورد بسیار مشخص و روشن بود. امیدواریم که رئیسجمهوری در جایگاه نماد قدرت ملی ظاهر شوند همچنین مجلس هم وظایف و نقش مهمی در مردمسالاری کشور و همچنین وظایف نظارتی برعهده دارد. طبیعتا باید انتظارات جامعه از نقش خود را ایفا کند. به نظر بنده این دو نقش در تقابل با هم تعریف نمیشوند بلکه در تعامل با یکدیگر تعریف شوند. مجلس سوالات خود را با حفظ حرمت و مصالح کشور و در عین حال با تکیه بر اقداماتی که در فضای کنونی و روند مجلس است، مطرح کند. رئیسجمهور هم باید در آنجایی که به روشن شدن و وضوح ابعاد و سوالات نمایندگان کمک میکند، به طور صریح این سوالات را واضح پاسخ دهد و در عین حال اگر اقدامات ضعیفی از سوی قوه مجریه در برخی زمینهها صورت گرفته است را بپذیرند.
این مسائل ضرورتا به معنای تقابل نیست. اتفاقا تمرین خوبی برای گفتوگوی متکی بر عقلانیت، پاسخگویی صحیح و دقیق و در عین حال رفع ابهامات در جایی که دولت تلاش خود را کرده است اما به عوامل خارج از اراده دولت که در فضای مدیریتی مانع دولت در اجرای وظایف شدند، اشاره کند و سهم فشارها و تحریمهای بینالمللی را به طور منطقی و درست مشخص کنند. اگر تقصیری متوجه دولت است، بپذیرد. اینها به یک ادبیات گفتوگوی نقدگونه کمک میکند و از الفاظ نامانوس که در جلسات استیضاح اخیر استفاده شد، جلوگیری میکند. همچنین از دولت در بخشهایی که تلاش خود را کرده است، باید تقدیر شود. در بخشهایی که دولت به واسطه عوامل دخیل نتوانسته است به وظایف خود عمل کند، مجلس میتواند به دولت کمک کند. اگر تقصیر و قصوری هم در عملکرد دولت در برخی زمینهها وجود دارد، مجلس میتواند به طور منطقی و با تکیه بر ادبیات فاخر و همچنین مبتنی بر نقد مشفقانه به اظهارنظر بپردازد. طبیعی است که ر ئیسجمهور به عنوان شخص اول قوه مجریه اطلاعات گستردهتر و وسیعتر و همچنین با توجه به اشرافی که نسبت به مسائل دارد طبیعی است که این انتظار میرود که در عرصه پاسخگویی حاضر میشود، با نگاه کلان و اشراف خود به بررسی مسائل بپردازد. طبیعی است که اگر مجلس وارد سوالات ریز و جزئی شود رئیسجمهور متناسب با پرسش مخاطب پاسخ دهد. به هرحال رئیسجمهور رئیس قوه مجریه است و پرسشهای که از وی میشود، پرسشهای کلان متناسب و در شأن مدیریتی ایشان باشد. طبیعی است که در مجلس قطعا ممکن است به سوالات ریز اشاره شود و طبیعتا رئیسجمهور با استفاده از مدیران و مشاورانش به سوالات مجلس پاسخ خواهد داد. هر نوع استیضاحی در شرایط کنونی فرصت را از دولت میگیرد چرا که دولت باید وقتی را برای پیدا کردن نیروی مناسب صرف کند تا بتواند او را در جایگاه خالی شده قرار دهد. مجلس نیز مدعی است که باید نقش نظارتی خود را در بخشهایی اعمال کند. درست است که در شرایط کنونی ممکن است برخی نمایندگان مسیر را از یک شرایط قانونی، حقوقی و طبیعی خارج کنند و مساله را به سمت فضای هیجانی و تبلیغاتی سوق دهند. بنابراین باید به آنها این هشدار را داد که شرایط کنونی کشور برای عبور از مشکلات، به فداکاری و ازخودگذشتگی و در عین حال به هوشمندی نیاز دارد. نباید گذاشت مسائل ملی تبدیل به مسائل جناحی و شخصی شود. کمک مجلس باید بهگونهای باشد که نواقص دولت مرتفع شود نه اینکه بخواهد به گونهای مچگیری کند. اگر فضا بدینگونه پیش رود، رئیسجمهوری متکی بر پرسشی که شده است، در مقام پاسخگویی قرار میگیرد. اگر این اتفاق بیفتد گامی روبه جلو محسوب میشود. هر قوهای در جایگاه خود وظایف خود را به درستی انجام میدهد. اگر حواشی بر متن غلبه کند و مسائل فردی بر منافع جمعی غلبه کند و دعواهای جناحی به دنبال مچگیری و انتقامجویی باشد، این در شرایط کنونی نه به نفع جامعه است و نه به نفع نظام سیاسی کشور است که میخواهد از این مشکلات عبور کند. واقعیت این است که با قرار گرفتن رئیسجمهور در جایگاه پاسخگویی، صرفا انتظار مجلسیها نیست که باید برآورده شود، بلکه بیش از مجلسیها، افکار عمومی است که مشاهده میکند که چگونه در برابر پرسشها، پاسخهای مناسب داده میشود. رئیسجمهور این مساله را باید به یک فرصت تبدیل کند. هم برای امید و اعتماد بیشتر به جامعه و هم کمک کند به اینکه آن جمعیتی که به وی رأی دادهاند احساس کنند که اقدامشان درست بوده است. اگر هم مجلس و هم رئیسجمهور با مساله هوشمندانه برخورد کنند، در راستای خواسته جامعه عمل کردهاند زیرا جامعه ما تنش و تنازع نمیخواهد. جامعه خواستار شفافسازی، برخورد مناسب، صریح، متکی بر عقلانیت و اخلاق است.