آرمان - با عملیاتی شدن تحریمهای آمریکا علیه ایران و پیشنهاد مذاکره بدون پیش شرط دونالد ترامپ به ایران، اکنون اقدام جدیدی از سوی رئیسجمهور آمریکا به اجرا گذاشته شده است. ممکن است این اقدام پیش پا افتاده تلقی گردد ولی شکل ظاهری آن باید به طریقی معرفی شود که با اصول حقوق بینالملل در تعارض نباشد. بدین ترتیب، تشکیل ستادی عملیاتی زیر نظر برایان هوک به عنوان گروه اقدام ایران، در زنجیره اقدامات دونالد ترامپ علیه ایران، محسوب شده و از اهمیت ویژهای برخوردار است. چنانچه به شرح وظایف ظاهری گروه اقدام ایران از زبان رئیس این تشکیلات نگریسته شود، برایان هوک در گفتوگو باشبکه خبری فاکس نیوز گفته است، «گروه اقدام ایران» کار هماهنگ کردن اقدامات در قبال ایران در تمام وزارتخانهها و نهادهای زیر مجموعه دولت آمریکا را به عهده خواهد داشت. او در پاسخ به پرسشی در خصوص کارکرد این کارگروه گفت: ایران، مسألهای است که در عرصههای مختلف نقش (بسیار فراگیری) دارد، از جمله در مسائلی مانند تروریسم، تأمین مالی تروریسم، اقدامات تهاجمی در دریا، گسترش تسلیحات موشکی، نقض حقوق بشر و میتوان خیلی از موارد دیگر به این فهرست اضافه کرد. وی افزود: هدف استراتژی جدید و جامع رئیسجمهوری آمریکا در قبال ایران این است که به تمامی تهدیدهای ایران برای صلح و ثبات و برای آمریکا و همپیمانانش در سراسر جهان پاسخ دهد و در همین راستا وزیر امور خارجه پومپئو کار گروه جدید را ایجاد کرده تا اقداماتی که در سراسر قوه مجریه باید انجام شود را هماهنگ کند. آنها که برداشتی ساده انگارانه از اقدامات بینالمللی دارند، تصور مینمایند ترامپ پیشنهاد مذاکره را مستقل از این اقدام مطرح ساخته بوده و خوشحالند که با مخالفت ایران، مذاکره به شکست منتهی شده است و یا احیانا تشکیل ستاد عملیات علیه ایران با پیشنهاد مذاکره بین دو کشور بی ارتباط است. درحالی که برای تکمیل یک زنجیرهای از عملیات علیه یک کشور و بهرهگیری از سیاست چماق و هویج، هویج آن پیشنهاد مذاکره و چماق آن تحریمها، تهدیدات و عملیات نظامی محسوب میگردد. ترامپ با همین آرایش با ایران روبهرو گردیده است و میخواهد به جهان تفهیم نماید که از روشهای نرم در چارچوب افکار و عقاید سیاسی خودش علیه ایران استفاده نموده تا به روشهای سخت منتهی شود.
در اینجا هم برخی ناپختگی نموده، تصور مینمایند اگر دیروز روشهای نرم از سوی دونالد ترامپ به ایران عرضه گردید، به معنای این است که همه سیاست دونالد ترامپ درباره ایران در همین حوزه خلاصه شده است. در حالی که مشاورین رئیسجمهور آمریکا متوجه هستند هیچگاه نمیتوانند رسما سیاست براندازی حکومتی قانونی را ارائه نمایند زیرا با اصول حقوق بینالملل و اصول منشور ملل متحد در تضاد است و آنها را در دادگاههای بینالمللی بدهکار مینماید ولی زنجیرهای از اقدامات نرم تا سخت میتواند به تدریج شرایط را برای تزلزل فراهم نماید. بنابراین در چارچوب سیاستهای غیرقانونی ترامپ علیه ایران که از خروج از توافق هستهای شروع و به اعمال تحریمها کشانده شد، مذاکره دیپلماتیک با ایران نقش مهمی در این مجموعه سیاست بازی میکرد. مخالفت برخی در ایران با دولت برای انجام مذاکره در زمان برجام، باعث خوشحالی تندروها در آمریکا گردید زیرا راه را برای اقدامات بعدی آمریکا علیه ایران باز نمود. درحالیکه مذاکره دیپلماتیک همواره مانعی برای انجام عملیات خصمانه دولتی علیه دولت دیگر محسوب میگردد و تا وقتی این مذاکرات ادامه داشته باشد، طرف قویتر در محذوریت قرار دارد که بهسوی عملیات نظامی رود. اگر دست ترامپ برای اقدامات مستقیم نظامی علیه ایران بسته باشد، دوستان آمریکا در منطقه که برای درگیر شدن با ایران لحظه شماری میکنند، شروع کننده چنین اقداماتی خواهند بود. بدین ترتیب، مسئولان باید از اینکه فضای نظامی سایه افکند، شدیدا پرهیز داشته باشند زیرا اولین تاثیر آن بر حوزه اقتصاد و سرمایه میباشد. ایران دراین شرائط بهطور جدی نیازمند آرامش و ثبات است.