آرمان - وزارت کنونی «تعاون، کار و رفاه اجتماعی» یک وزارتخانه بزرگ و پرکار است که با ادغام سه وزارتخانه تشکیل و عملا باعث شد انتظارات و انتقادات از آن بیشتر و از طرفی نظارت بر مجموعه وزارت کار کمتر شود. اولین مشکلی که باعث شد طی چند سال گذشته وزیر این وزارتخانه چند بار به استیضاح کشانده شود، ساختار و تشکیلات آن است. فقط چیزی حدود 10 میلیون بازنشسته حقوق بگیر این وزارتخانه هستند. کارگران، بیمه شدگان، مستمری بگیران تامین اجتماعی که اینها جمع زیادی را تشکیل میدهند که تحت سازمان وزارتخانه تعاون، کار و رفاه اجتماعی هستند. مساله بعدی مسائل مدیریتی و نحوه تعامل مدیران است که برخی مسائل را به جای شخص وزیر باید به معاونان ارجاع داد. معاونان و روسای سازمانهای مختلف این وزارتخانه، کمترین تعامل را با نمایندگان مجلس داشته و دارند. همواره شاهد این بودهایم که معاونان وزارت کار تعامل خوبی با مجلس نداشتند و روسای سازمانهای تحت مدیریت این وزارتخانه هم با مجلس چنین مشکلی را داشتند. سومین بحث، تصمیمسازی و تصمیمگیری در رابطه با عزل و نصبهاست. از یک طرف به نمایندگان مجلس اجازه داده میشود گزینه خود را معرفی کنند و از طرفی هم اگر خواست نمایندگان برآورده نشود، برای وزیر هزینه ایجاد میکند! وقتی به نماینده بگویند شما «گزینهای» را معرفی کن، این یعنی دادن امتیاز به نماینده که اگر برآورده شود نشان دهنده ضعف وزیر و مجموعه مدیران این وزارتخانه است. چهارمین موضوع، شرایط استیضاح است. هم وزیری که استیضاح شد و هم شرایط اقتصادی کشور، به گونهای بود که رأی آوردن دوباره ربیعی نشان دهنده ضعف و شکست مجلس تلقی میشد. بنابراین وزیری که چند بار به استیضاح کشانده شده بود و هر بار هم رأی بر ماندن میگرفت، خودبهخود شبههناک و شائبه برانگیز میشد. برخی مسائل در این موارد چهارگانه روی داد و از طرفی مجلس در برابر مساله اثبات خود قرار داشت. در مجموع به نظر میرسد بهرغم همه تلاشهای صورت گرفته، اتفاقی که افتاد، گزینهای نبود که حتی رأی دهندگان به استیضاح و مخالفان ربیعی هم تصورش را داشتند. مساله استیضاح ربیعی به یک مساله صنفی بدل شد تا شخصی. یعنی نمایندگان در صورت رأی آوردن مجدد ربیعی، به اصناف باید پاسخگو میبودند، زیرا طی این مدت مسائلی دامن زده شده بود که باید نمایندگان به نوبه خود پاسخگو میبودند. اما در ابتدای جلسه استیضاح شاهد بودیم که نمایندگان از حربهای استفاده کردند که دو طرفه بود! یک طرف حیثیت مجلس و یک طرف هم معنیدار بودن رأی نمایندگان. حواشی جلسه استیضاح در همان لحظه آغاز نشد بلکه از چند روز قبل حاشیهها وجود داشت و شائبه تبانی را به ذهن نمایندگان و افکار عمومی متبادر میکرد. باوجود تذکراتی که در صحن علنی داده شد، فضایی ایجاد شده بود که به رأیآوری استیضاح منجر میشد. ممکن است برخی از این مسائل اشتباهات نمایندگان بوده باشد ولی بعید میدانم وزیر در به وجود آمدن حاشیهها بیتقصیر بوده باشد. در هر صورت حامیان وزیر یا مدیران میانی او شاید در مسائلی دست داشتند و حتی پیشنهادهایی هم مطرح کرده باشند؛ البته نه صرفا مالی. مثل پیشنهاد استخدام یا پایان دادن به پروژهها و غیره که متاسفانه این مسائل پررنگ بود. در واقع زمینه بروز شایعات و شائبهها حول وزارتخانه و وزیر وجود داشت. به هر حال اسفند سال گذشته هم ربیعی با یک رأی اختلاف در وزارتخانه ماندگار شده بود و همه این موارد باعث میشد ماندن دوباره او در وزارتخانه به حرف و حدیثها بیش از پیش دامن بزند. نکته مهم خدشه وارد شدن به حیثیت مجلس بود که به هر حال اینهمه مساله و اتهام مطرح شد و بزرگنماییهایی صورت گرفت. این موارد مطرح شده به نفع مجلس نبود. شاهد بودیم که رئیس مجلس هم از کمیته نظارت بر رفتار نمایندگان خواست طرفین مطرح کننده اتهام را دعوت کند و اسناد و مدارک آنها بررسی شود. معنای این امر تلاش برای دفاع از حیثیت مجلس است تا روشن شود نماینده یا نمایندگانی برای رأی دادن یا ندادن درخواستهایی داشتهاند. زیان موارد مطروحه در جلسه استیضاح آقای ربیعی هم متوجه مجلس بود و هم دولت که در مدیریت و نظارت بخشهای زیرمجموعه خود کوتاهیهایی داشته است.