آرمان - در روزها و هفتههای اخیر شاهد پیشنهادهای مکرر دونالد ترامپ مبنی بر مذاکره با ایران بودیم. همچنین واکنشها و مواضع مختلفی را از سوی مقامات مختلف جمهوری اسلامی ایران نسبت به اظهارات و پیشنهاد ترامپ شاهد بودهایم. مسالهای که ترامپ در داخل آمریکا با آن مواجه است، انتخابات کنگره است که در ماههای آینده در پیش رو دارد، به ویژه در دو سال آینده انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا برگزار میشود و این از نظر اعتبار و حیثیت برای ترامپ و دولت ترامپ بسیار مهم است. برخی کارشناسان گفتهاند که ترامپ به مساله مذاکره با ایران به عنوان یک فرصت و امتیاز مهم نگاه میکند. با توجه به خروج یکجانبه ترامپ از توافقنامه بینالمللی برجام که در دوره دموکراتها و در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما به امضای کشورهای اروپایی و آمریکا رسید، ترامپ به گفته خود به دنبال توافقی بهتر از توافق اوباما با ایران است تا بتواند جمهوریخواهان میانهرو را امیدوار کند. نمیتوان در این مورد که آقای ترامپ با چه انگیزهای میخواهد با ایران مذاکره کند، نیتخوانی کرد. البته سیاستمداران به دنبال مذاکره هستند. به نظر بنده زمانی که یک کشور برای مذاکره پیشنهاد میدهد، به مصلحت نیست که این پیشنهاد برای مذاکره از سوی طرف مقابل رد شود. اقدامی که ما باید انجام دهیم این است که خود را مشتاق مذاکره نشان ندهیم در عین حال قاطعانه هم آن را رد نکنیم و ببینیم که آیا پیشنهادهای خاصی را دارند یا خیر. البته گفته شده است که مذاکرات بدون هیچگونه پیششرطی است منتهی مذاکره بدون پیششرط لزوما بدین معنا نیست که همه موضوعات و خواستههایی که ایران در این دور از مذاکرات میخواهد فراهم باشد. بنابراین از نظر من برای مذاکره با کشوری که نقض عهد کرده، از توافق خارج شده و تحریمهایی را نیز اعمال کرده است نه پیش شرط، بلکه یکسری شرایط را برای مقدمات مذاکره فراهم کنیم. منظور از پیششرط، مسائل و موضوعات خاصی نیست باید این مساله را مطرح کنیم که چه تضمینی وجود دارد که خروج یکجانبه آمریکا از توافق بینالمللی دوباره اتفاق نیفتد و وقتی مذاکره کردیم با یک توئیت، سخنرانی و یا فرمان و دستور توافق را زیر پا نمیگذارید؟ اگر این نکته مهم رعایت شود به مصلحت ماست که مذاکره کنیم. اینکه آیا آقای ترامپ به این مذاکره نیاز دارد یا خیر؛ بله ممکن است ترامپ به این مذاکره نیاز داشته باشد در عین حال ایران هم برای برون رفت از وضعیت فعلی نیازمند تدبیر است. فراموش نکردهایم در دوران صدور قطعنامههای تحریمی علیه ایران، چه شرایطی بر اقتصاد ما حاکم شد. بنابراین بهتر است که حد وسط را در نظر بگیریم و با توجه به سخنان اخیر آقای حسن روحانی در مصاحبه تلویزیونی که موضوعاتی را در رابطه با مذاکره ایران و آمریکا مطرح کردند، براساس آن، با آمریکا وارد مذاکره شویم. در زمینه برگزاری رفراندوم باید گفت که برگزاری رفراندوم زمانی است که دولت نخواهد در زمینه مذاکره با آمریکا اقدام کند. بنابراین دولت با فشار و خواسته ملت روبهرو میشود در مقابل این تقابل برای اینکه متوجه شوند خواسته ملت درست است یا خواسته دولت، به سمت برگزاری رفراندوم میروند.
زمانی که دولت برای مذاکره اقدام کند دیگر نیازی به برگزاری رفراندوم نیست. رفراندوم طبق اصل 59 قانون اساسی یک حق در قانون اساسی است که قابل چشمپوشی نیست منتهی از این حق در شرایط اجبار استفاده میشود و لزوما چنین نیست که بخواهیم همیشه از آن استفاده کنیم. در صورتی که نظام به این نتیجه برسد که میتوان با آمریکا مذاکره کرد دیگر نیازی به برگزاری رفراندوم نیست. رفراندوم یک اصل مترقی در قانون اساسی کشور ماست، منتهی اجرای آن منوط به شرایط است. در زمینه تعهدات اروپا، چین و روسیه باید گفت که ما نباید روی این قضیه شرطبندی کنیم ما باید براین اساس عمل کنیم که هیچوقت گرفتار تحریم نشویم یعنی مصلحت ملت و کشور ما در تحریم نشدن است. زمانی هم که هیچ راه گریزی از آن نیست، به جای تسلیم شدن در مقابل زورگوییها به دنبال راهکارها میتوان رفت. این تنها گزینه است. ممکن است اقداماتی انجام دهیم، اقدام به انجام مذاکراتی کنیم که به تحریم منجر نشود ولی اگر تحریمها ادامه داشته باشد به نظر بنده اروپاییها تاکنون خوب عمل کردهاند و همزمان با فرمان اجرایی تحریم ترامپ هم به شرکتهایشان اعلام کردهاند که باید با ایران کار کنند که اگر کار نکنند آنها را مورد مواخذه قرار میدهند و در مقابل این تحریم ایستادگی میکنند. منتهی باید به این نکته توجه داشت که وزن اروپا به گونهای نیست که به تنهایی برطرفکننده تمام نیازهای ما باشد. برای مثال ایران6/2 میلیون بشکه نفت میفروشد در حالی که اروپاییها کل خرید نفتیشان از ایران در حدود 700 هزار بشکه است. اگر فرض کنیم که یک میلیون بشکه نفت از ایران خریداری کنند، با فشار آمریکا به هند، چین و کره و سایر کشورها مبنی بر عدم خریداری نفت از ایران، این میزان خرید نفت اروپا از ایران، قطعا مشکل فروش نفت ایران را جبران نمیکند. بنابراین باید بستهای را ارائه دهیم که این بسته در عین حالی که فشار تحریم را به ایران بیشتر نکند، همزمان با چین، روسیه و سایر کشورها هم مذاکره کنیم تا چنانچه هیچ راه گریزی از تحریمهای آمریکا نبود، بتوانیم اثرات منفی تحریم را به حداقل برسانیم. دنیای سیاست و اقتصاد، دنیای منافع است اگر چنانچه چینیها، روسیه و حتی اروپاییها احساس کنند که ضرر و زیان شدیدی به منافع آنها میرسد حتما جانب ایران را نمیگیرند. علت اینکه اروپاییها در کنار ایران قرار گرفتهاند این است که اولا پایبندی آنها به امضایشان در برجام است، ثانیا آسیبپذیرترین قاره از لحاظ جغرافیایی در مقابل هرگونه ناآرامی در منطقه، اروپاست نه آمریکا. اقدام اروپاییها در تعهدشان به برجام صرفا برای ایران نیست. برای مثال چین ارتباط اقتصادی گستردهای با آمریکا یعنی در حدود یک تریلیون دلار دارد. بنابراین با توجه به شروع یک جنگ تجاری و تقابل بین روسیه و آمریکا، ایران باید هوشمندانه از این جنگ تجاری به نفع خود استفاده کند و در جهت پیشبرد منافع و بهبود اقتصاد خود به ویژه در زمینه مشکلاتی که آمریکا برای ایران ایجاد کرده، بهرهبرداری کند.