بستن
کد خبر: ۸۲۴۱۷

دنیای سیاست و اقتصاد دنیای منافع است

دنیای سیاست و اقتصاد دنیای منافع است
جاوید قربان اوغلی - سفیر پیشین ایران در آفریقای جنوبی

آرمان - در روزها و هفته‎های اخیر شاهد پیشنهادهای مکرر دونالد ترامپ مبنی بر مذاکره با ایران بودیم. همچنین واکنش‎ها و مواضع مختلفی را از سوی مقامات مختلف جمهوری اسلامی ایران نسبت به اظهارات و پیشنهاد ترامپ شاهد بوده‌ایم. مساله‎ای که ترامپ در داخل آمریکا با آن مواجه است، انتخابات کنگره است که در ماه‌های آینده در پیش رو دارد، به ویژه در دو سال آینده انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا برگزار می‎شود و این از نظر اعتبار و حیثیت برای ترامپ و دولت ترامپ بسیار مهم است. برخی کارشناسان گفته‎اند که ترامپ به مساله مذاکره با ایران به عنوان یک فرصت و امتیاز مهم نگاه می‎کند. با توجه به خروج یکجانبه ترامپ از توافقنامه بین‎المللی برجام که در دوره دموکرات‌ها و در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما به امضای کشورهای اروپایی و آمریکا رسید، ترامپ به گفته خود به دنبال توافقی بهتر از توافق اوباما با ایران است تا بتواند جمهوریخواهان میانه‎رو را امیدوار کند. نمی‎توان در این مورد که آقای ترامپ با چه انگیزه‎ای می‎خواهد با ایران مذاکره کند، نیت‎خوانی کرد. البته سیاستمداران به دنبال مذاکره هستند. به نظر بنده زمانی که یک کشور برای مذاکره پیشنهاد می‎دهد، به مصلحت نیست که این پیشنهاد برای مذاکره از سوی طرف مقابل رد شود. اقدامی که ما باید انجام دهیم این است که خود را مشتاق مذاکره نشان ندهیم در عین حال قاطعانه هم آن را رد نکنیم و ببینیم که آیا پیشنهادهای خاصی را دارند یا خیر. البته گفته شده است که مذاکرات بدون هیچ‌گونه پیش‎شرطی است منتهی مذاکره بدون پیش‎شرط لزوما بدین معنا نیست که همه موضوعات و خواسته‎هایی که ایران در این دور از مذاکرات می‎خواهد فراهم باشد. بنابراین از نظر من برای مذاکره با کشوری که نقض عهد کرده، از توافق خارج شده و تحریم‎هایی را نیز اعمال کرده است نه پیش شرط، بلکه یکسری شرایط را برای مقدمات مذاکره فراهم کنیم. منظور از پیش‎شرط، مسائل و موضوعات خاصی نیست باید این مساله را مطرح کنیم که چه تضمینی وجود دارد که خروج یکجانبه آمریکا از توافق بین‎المللی دوباره اتفاق نیفتد و وقتی مذاکره کردیم با یک توئیت، سخنرانی و یا فرمان و دستور توافق را زیر پا نمی‎گذارید؟ اگر این نکته مهم رعایت شود به مصلحت ماست که مذاکره کنیم. اینکه آیا آقای ترامپ به این مذاکره نیاز دارد یا خیر؛ بله ممکن است ترامپ به این مذاکره نیاز داشته باشد در عین حال ایران هم برای برون رفت از وضعیت فعلی نیازمند تدبیر است. فراموش نکرده‎ایم در دوران صدور قطعنامه‎های تحریمی علیه ایران، چه شرایطی بر اقتصاد ما حاکم شد. بنابراین بهتر است که حد وسط را در نظر بگیریم و با توجه به سخنان اخیر آقای حسن روحانی در مصاحبه تلویزیونی که موضوعاتی را در رابطه با مذاکره ایران و آمریکا مطرح کردند، براساس آن، با آمریکا وارد مذاکره شویم. در زمینه برگزاری رفراندوم باید گفت که برگزاری رفراندوم زمانی است که دولت نخواهد در زمینه مذاکره با آمریکا اقدام کند. بنابراین دولت با فشار و خواسته ملت رو‌به‌رو می‎شود در مقابل این تقابل برای اینکه متوجه شوند خواسته ملت درست است یا خواسته دولت، به سمت برگزاری رفراندوم می‎روند.

زمانی که دولت برای مذاکره اقدام کند دیگر نیازی به برگزاری رفراندوم نیست. رفراندوم طبق اصل 59 قانون اساسی یک حق در قانون اساسی است که قابل چشم‎پوشی نیست منتهی از این حق در شرایط اجبار استفاده می‎شود و لزوما چنین نیست که بخواهیم همیشه از آن استفاده کنیم. در صورتی که نظام به این نتیجه برسد که می‌توان با آمریکا مذاکره کرد دیگر نیازی به برگزاری رفراندوم نیست. رفراندوم یک اصل مترقی در قانون اساسی کشور ماست، منتهی اجرای آن منوط به شرایط است. در زمینه تعهدات اروپا، چین و روسیه باید گفت که ما نباید روی این قضیه شرط‌‎بندی کنیم ما باید براین اساس عمل کنیم که هیچ‌وقت گرفتار تحریم نشویم یعنی مصلحت ملت و کشور ما در تحریم نشدن است. زمانی هم که هیچ راه گریزی از آن نیست، به جای تسلیم شدن در مقابل زورگویی‎ها به دنبال راهکارها می‎توان رفت. این تنها گزینه است. ممکن است اقداماتی انجام دهیم، اقدام به انجام مذاکراتی کنیم که به تحریم منجر نشود ولی اگر تحریم‎ها ادامه داشته باشد به نظر بنده اروپایی‎ها تاکنون خوب عمل کرده‎اند و همزمان با فرمان اجرایی تحریم ترامپ هم به شرکت‎هایشان اعلام کرده‎اند که باید با ایران کار کنند که اگر کار نکنند آنها را مورد مواخذه قرار می‎دهند و در مقابل این تحریم ایستادگی می‎کنند. منتهی باید به این نکته توجه داشت که وزن اروپا به گونه‎ای نیست که به تنهایی برطرف‎کننده تمام نیاز‎های ما باشد. برای مثال ایران6/2 میلیون بشکه نفت می‎فروشد در حالی که اروپایی‎ها کل خرید نفتی‌شان از ایران در حدود 700 هزار بشکه است. اگر فرض کنیم که یک میلیون بشکه نفت از ایران خریداری کنند، با فشار آمریکا به هند، چین و کره و سایر کشورها مبنی بر عدم خریداری نفت از ایران، این میزان خرید نفت اروپا از ایران، قطعا مشکل فروش نفت ایران را جبران نمی‎کند. بنابراین باید بسته‌ای را ارائه دهیم که این بسته در عین حالی که فشار تحریم را به ایران بیشتر نکند، همزمان با چین، روسیه و سایر کشورها هم مذاکره کنیم تا چنانچه هیچ راه گریزی از تحریم‎های آمریکا نبود، بتوانیم اثرات منفی تحریم را به حداقل برسانیم. دنیای سیاست و اقتصاد، دنیای منافع است اگر چنانچه چینی‎ها، روسیه و حتی اروپایی‌ها احساس کنند که ضرر و زیان شدیدی به منافع آنها می‎رسد حتما جانب ایران را نمی‎گیرند. علت اینکه اروپایی‎ها در کنار ایران قرار گرفته‎اند این است که اولا پایبندی آنها به امضایشان در برجام است، ثانیا آسیب‌پذیرترین قاره از لحاظ جغرافیایی در مقابل هرگونه ناآرامی در منطقه، اروپاست نه آمریکا. اقدام اروپایی‎ها در تعهدشان به برجام صرفا برای ایران نیست. برای مثال چین ارتباط اقتصادی گسترده‎ای با آمریکا یعنی در حدود یک تریلیون دلار دارد. بنابراین با توجه به شروع یک جنگ تجاری و تقابل بین روسیه و آمریکا، ایران باید هوشمندانه از این جنگ تجاری به نفع خود استفاده کند و در جهت پیشبرد منافع و بهبود اقتصاد خود به ویژه در زمینه مشکلاتی که آمریکا برای ایران ایجاد کرده، بهره‎برداری کند.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی