آرمان - بالا رفتن اینگونهی قیمت دلار و طلا احتمالا یک نوع مچانداختن پشت صحنهای با رئیس جدید بانک مرکزی و تست کردن اوست تا ببینند تواناییاش چقدر است و اگر بتوانند او را بشکنند که آن وقت دیگر جاده صاف میشود و جلو میروند. لذا آقای عبدالناصر همتی باید فورا از خود قاطعیت نشان داده و قضیه را حل کند و همانطور که گفته جلوی رانتها را بگیرد والا چه حادثه جدیدی در اقتصاد کشور پیش آمده که یکباره اوضاع چنین شده است؟ درواقع جهش اینگونهی دلار تا حدود زیادی روانی است و خریداری هم وجود ندارد و خودشان هستند. اما از آنجا که بین دلار و سکه رابطهای وجود دارد و اسکناس دلاری هم نیست که در بازار معامله کنند، احتمال معامله سکه وجود دارد، لذا آن را به عنوان ملاک در نظر میگیرند. ولی واقعیت این است که اینگونه دیکته میکنند و خیلی خطرناک است. یعنی در بقیه مولفههای اقتصادی مثل کالا یا ارزهای مختلف به همین ترتیب اثرگذار خواهد بود. اما تصمیمی که اخیرا گرفته شده و براساس آن غیر از کالاهای اساسی و دارو که با ارز دولتی میدهند، بقیه ارزهای موجود پتروشیمی و فولاد و بازار ثانویه را معطل نکنند و هرچه زودتر دربارهاش تصمیم بگیرند که میتواند به عنوان پادزهری موثر باشد که در صورت عملیاتی شدن عرضه و تقاضا تعدیل میشود. منتها متاسفانه دولت بهرغم داشتن نسخه عملیاتی، تعلل میکند. با اینکه از نظر قانونی، شورای پول و اعتبار دو روز قبل تصمیم گرفته و احتیاج به مصوبه جای دیگری ندارد و میتواند اعمال شود و همه یعنی هم مجلس، هم صاحبنظران و هم خودشان قبول دارند که کار درستی است، ولی باز تعلل میکنند و گفته میشود که باید در ستاد دیگری هم تصویب شود درصورتی که احتیاج به تصویب ستاد نیست. وقتی مردم میبینند هیچ عکسالعملی نیست، چرا قیمت تا 15 هزار تومان نرود؟ دولت هرچه سریعتر باید این مصوبه را ابلاغ و عملیاتی کند. در صورتی که نظام عرضه و تقاضای ارزهای مربوط به پتروشیمی و فولادیها که ارز هنگفتی هم هست را هرچه سریعتر راه بیندازند این فشار روزافزون ارز و سکه پایین میآید. نکته دوم یک کار ریشهای دیگر که همان مسأله حجم نقدینگی و سیال بودنش است. یعنی تدبیری برای 1500 هزار میلیارد تومان که به تعبیر مسئولان بانکی روزانه هزار میلیارد تومان به آن اضافه میشود و یک زمان در سیستم بانکی قفل شده بود و اکنون سیال شده و بیرون ریخته، بیندیشند. این پول عظیم مثل آب پشت سد باز شده و در حال تخریب است. وقتی همه راهها مثل تولید بسته است، چارهای ندارد جز اینکه سراغ دلار و سکه بیاید و اگر خدای ناکرده سراغ کالاهای دیگر بیاید همه را تخریب خواهد کرد. این سیل مخرب پشت سد باید هرچه زودتر سازمان داده شود و در جایی متوقف کنند. سیال بودن این حجم نقدینگی که روزافزون هم است، تخریبگر است. حالا باید چگونه این سیل را منجمد کرد و اجازه نداد که هرجا دلش خواست برود؟ هرچند بعید به نظر میرسد که صاحبنظران بانکی و پولی در دولت نباشند و این برای خود من هم مسأله است، اما نمیدانم چرا اقدامی نمیکنند؟ سوال این است که بیماری معلوم، نسخه هم معلوم، اما چرا کاری نمیکنند؟ میتوانیم از تجربیات مشابه جهانی استفاده و آن را عملیاتی کنیم. نظام تصمیمگیری کند و تحفظ دارند. چرا آنچه همه میگویند درست است را انجام نمیدهید؟ چرا مسأله فوری را دستگردان میکنید؟ به نظر میرسد آقایان باید یکبار دیگر نمایشنامه «هملت» را بخوانند تا به یاد بیاورند در تعلل چه بلاهایی سر هملت آمد. فراموش نکنیم که در تاخیر، آفت است و فرصتها از دست میرود. هرچند اوایل مشکل در نظام تدبیر بود، اما اکنون راهکار پیدا شده و مشکل در نظام تصمیمگیری است. خیلی داریم با تعلل، تاخیر و تامل پیش میرویم.