آرمان - کمترفردی است که با مطرح شدن مشکلات جوانان، از جمله کاهش میزان ازدواج، افزایش طلاق، افزایش مصرف مواد مخدر، بیکاری و غیره، ریشه آنها را به مسأله «اشتغال» مرتبط نداند؛ مشکلی که با شعار رئیس دولت دوازدهم برای جوانگرایی در سطوح اجرایی کشور مطرح شد و اکنون با اقدام مجلس در اصلاح «قانون منع بهکارگیری بازنشستگان» رنگ و بویی جدید به خود گرفته است و بارقههای امید را در شرایطی که دشمنان داخلی و خارجی با تمام وجود تلاش میکنند جوانان این مرز و بوم را از انقلاب اسلامی نا امید کنند در دلها روشن کرده است. قانون «ممنوعیت بهکارگیری بازنشستگان» برای اولین بار در جلسه علنی ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵ مجلس شورای اسلامی تصویب و در ۲۹اردیبهشت ۱۳۹۵به تأیید شورای نگهبان رسید. قانونی که تلاش داشت راه را برای اشتغال جوانان هموار کند. اما در عمل با تبصرههای متعددی که داشت نتوانست بایستگیهای متناسب را برای حرکت در مسیر جوانگرایی مدیریتی در کشور فراهم آورد. برخی از استثناهای این قانون، باعث شد تا با تبدیل شدن این استثناها به قانون! و تفسیر مجدد آن، راه برای ابقای بسیاری از بازنشستگان در پستهای مدیریتی کماکان هموار باشد، هر چند بازنشستگان عزیز سرمایههای ارزشمند این آب و خاک محسوب میشوند، اما تداوم فعالیتشان پس از سن بازنشستگی، نه تنها فرصت تجربه اندوزی و بهرهمندی از ایدههاینو و تربیت مدیران جوان را به خطر میاندازد، بلکه فرصت انتقال تجربیات را نیز از بین میبرد. واقعیت آن است که یکی از اصلیترین دلایل عدم انتقال به موقع قدرت و عدم استفاده از علم و نیروی جوانی نسل سوم و چهارم انقلاب در عرصههای مدیریتی، نبود باور به توانمندیهای نسل جدید است که همواره با استفاده از خلأهای قانونی، توجیه شده است. متاسفانه در سالیان گذشته دو سیستم بازنشستگی در کشور حاکم بوده است. یکی دارای سازوکاری برای عامه مردم بوده است و دیگری فقط قابل استفاده برای مدیرانی بوده است که همواره توانستهاند به کمک تفسیر و یا دور زدن قانون، تا هر زمانی که بخواهند در پستهای اجرایی حضور داشته باشند. از همین رو و در راستای ارائه پاسخ درخور به مطالبه برحق نسل جوان کشور؛ که بهرغم تمامی مشکلات و بیتوجهیها همواره پای کار ایران اسلامی بودهاند، این طرح تهیه شده است. با تصویب این طرح، بخش قابل توجهای از مدیران بازنشسته در ارگانهای مختلف که قصد خداحافظی با مناصب مدیریتی تا زمان شتافتن به دیار باقی را ندارند، جای خود را به مدیرانی جوانتر، با نشاطتر و چابکتر خواهند داد. به جرأت میتوان گفت تصویب این طرح در مجلس شورای اسلامی آزمونی تاریخی برای نمایندگان مجلس دهم محسوب میشد تا بتوانند رسالت و دین خود را به جوانان این مرز و بوم ادا کنند. از سوی دیگر تصویب این طرح بدون تردید گامی بلند در جهت حمایت از دولت دوازدهم محسوب میشود. زیرا بدون تردید گذر از شرایط خاص و منحصر بهفرد کنونی، جز با اتکا به ایدههای خلاقانه و نوآورانه نسل جوان ممکن نیست. به کارگیری بازنشستگان و مدیران مسن از چند منظر قابل بررسی و نقد است. نخست اینکه بررسی عملکرد دولتها در مسیر طی شده کشور پس از انقلاب، نشان میدهد که تنها در دهه اول و دوم انقلاب، نسل جوان زمام امور کشور را در دست داشتند و اتفاقا کارنامه به نسبت مثبت و موفقی از خود بر جای گذاشتند. دوم اینکه، مدیران بازنشسته به دلیل پیوند کمتر با جامعه و به خصوص نسل جوان و آشنایی کمتر با شیوههای نوین مدیریتی و ابزارهای جدید و همچنین گرفتار شدن در سیستم بوروکراتیک و رانتزا، عمدتا کارایی خود را از دست دادهاند و دیگر قادر به پاسخگویی به مشکلات فعلی کشور نیستند. از سوی دیگر مدیران پا به سن گذاشته، به خاطر شرایط بدنی و مشغلههای ذهنی بیشتری که نسبت به جوانان دارند، توانایی کمتری برای صرف وقت به منظور مدیریت بهتر و کارآمدتر در دستگاه تحت مدیریت خویش دارند. همچنین امید، مهمترین شاخصه زندگی انسان در عصر مدرن است. در همین راستا بهکارگیری بازنشستگان و افراد مسن در مناصب مهم، بیش از هر چیز دیگری امید جوانان را به خطر میاندازد. جوان تحصیلکرده بیکار، با مشاهده بهکارگیری بازنشستگان، سرخورده میشوند و از سوی دیگر جوان شاغل خواهد دید با وجود مدیری که سالیان درازی است به منصب مدیریتی تکیه زده است، امکان پیشرفت از او سلب شده و ثمره این مشاهدات چیزی جز نا امیدی نخواهد بود. لازم است هشدار داده شود پیش از آنکه گسست بین نسلی مدیران، تبدیل به تقابل بین نسلی شود باید دست به کار شد. انتظار میرود جوانان همدلی، انسجام و البته سعهصدر خود را در برابر مشکلات و کاستیها حفظ کنند و شاهد باشند که دولتمردان با اجرای عملی این طرح و فرصت دادن به جوانان، راه را برای برون رفت از این بحران(انشقاق و تقابل بین نسلی) که خود منشأ سایر بحرانهای موجود و آتی خواهد شد، هموار سازند.