آرمان - شرایط فعلی کشور به شکلی است که پیش از تغییر افراد در کابینه به تغییر رویکردها نیاز داریم و باید متناسب با رویکردها تغییراتی در مدیریت و کارگزاران صورت پذیرد. اگر آن رویکردها روشن باشد-که به نظر میرسد هنوز رویکردها و سیاستهای روشن و مشخصی در مدیریت کشور نداریم، میتوان افرادی را به کار گرفت که آن سیاستها را به اجرا درآورند. اکنون در شرایط خاصی قرار داریم بنابراین باید سیاستها و راهبردها متناسب و همگام با چنین شرایطی تدوین شده و به انجام برسند. طبیعی است که بر اساس این مدیریتها و راهبردها باید روشهای مناسب اتخاذ شود و در ادامه مبتنی بر این روشها باید کارگزاران و مجریان انتخاب شوند تا از پس سیاستهای جدید برآیند. به نظر میرسد صرف تکیه بر تغییرات-که لازم و ضروری است بهخصوص در بخشهایی که در رأس شرایط به وجود آمده و یا شرایط پیش رو از جمله در بخش اقتصادی و یا سیاست داخلی یا سیاست خارجی، باید روشهایی مد نظر باشد که همه ابعاد را پوشش دهد. مسائل امروز تکعاملی و تکبعدی نیستند. از طرفی ما با تحریمها و تهدیدات سنگین خارجی مختلفی روبهرو هستیم که طبیعی است برای مقابله با این بخش به همبستگی اجتماعی و اتحاد نیازمندیم. نیاز به اعتماد عمومی و بسیج آحاد جامعه داریم. نیازمند همراهی افکار عمومی هستیم. لازم به ذکر است افکار عمومی فقط به تغییرات اقتصادی و معیشتی بسنده نمیکند و صرفا نمیتوان افکار عمومی را وارد بخش اقتصادی و مسائل معطوف به آن کرد. این بخش نیازمند مجموعهای از تمهیدات و راهکارهای داخلی است. باید طوری رفتار کرد که مردم هم به کارگزاران و مدیران اعتماد کنند و هم به سیاستها و رویهها و در عین حال احساس مشارکت و همراهی با مدیران داشته باشند و تصور نکنند فقط در هنگام انتخابات و ایام خاص به آنها نیاز است. باید به سلایق، علایق و پیشنیازهای ورود جدی به عرصه اجتماعی کشور و همبستگی ملی توجه و اهتمام ویژهای داشت. افکار عمومی اگر در این موارد مطمئن باشد میتواند با اعتماد و با قلب خود وارد کارزار شود. بنابراین نیاز به یک بسته داریم که در اولویت اول و در پیشانی آن برای مسائل اقتصادی اندیشیده شده باشد. طبیعی است که رویکردها و سیاستهای جدید به مدیران ارشد دیکته خواهد کرد که چه نوع بازیگران و مسئولانی باید در بخش اقتصادی حاضر باشند و عمل کنند. به نظر میرسد در عرصه اقتصادی نیاز به افرادی داریم که حتما همگون با سیاستها باشند، واگرا نباشند و اهل همگرایی و کار جمعی و هماهنگ شدن با مجموعه دولت باشند. در شرایط سخت نمیشود افرادی را در کنار هم داشت که دیدگاهها، سیاستها و نوع کنش آنها در تعامل با هم نباشد و مجموعه نامتوازنی را تشکیل دهند. بنابراین علاوه بر تغییر مدیران باید تکلیف سیاستها روشن شود زیرا ممکن است در ادامه با یک یا دو تغییر احساس شود اتفاق بزرگی روی داده ولی در عمل چون رویکردها باتوجه به شرایط جدید تغییر نکرده، شاهد رخداد خاص و تاثیرگذاری در عرصه مدیریت و کلان کشور نباشیم و یا تاثیرات کند و ناچیز و غیرملموس باشند. در عین حال تغییرات آتی نباید صرفا در عرصه سیاست صورت پذیرد بلکه در بخشهای فرهنگی، اجتماعی و سیاست داخلی هم باید شاهد تغییرات و رویکردهای جدیدی باشیم. بنابراین کشور برای ایجاد یک تحول و تغییر نیاز به همبستگی و همگرایی دارد که البته پیشنیازهای خاص خود را داشته که بخشی از آن به تبیین سیاستها باز میگردد و بخشی هم به تغییر بازیگران و کارگزاران و مدیران شرایط جدید که بتوانند مجری برنامههای اصلاحی دولت باشند.