آرمان - متاسفانه در فرهنگ ما اینطور باب شده که تمایل داریم دروغ بشنویم و آن دروغ را هم باور کنیم. قبل از اینکه تیم به جامجهانی اعزام شود برای اینکه روحیه ملیپوشان حفظ شود و اعتماد بهنفس آنها پایین نیاید همه ما سکوت کردیم و خیلی از حرفها ناگفته ماند اما بعد از جامجهانی من بهشخصه سکوت را جایز نمیدانم و بهنظرم باید ضعفها گفته شود. طبق آماری که از سه بازی ایران در جامجهانی از سوی فیفا اعلام شده، تیمملی آمار ضعیفی داشت و کارنامه کیروش و تیمش در جامجهانی چندان موفق نبوده است. البته بماند که در فرهنگ ما باخت را با پیروزی اشتباه گرفتند و به همین دلیل هم بود که مردم ما بعد از باختهایی تیم ایران به خیابانها ریختند و شادی کردند اما در کل آمار این تیم ضعیف بوده و باید این واقعیت را بپذیریم. نکته دیگری که باید به آن توجه کرد این است که شیوهای که تیمملی در جریان مسابقات جامجهانی از خود ارائه داد مانند عملکرد تیم ایتالیا در سال 1998 بود، تیمی که 11 نفره دفاع کرد و گاهی هم حمله را در دستور کار خود قرار داد. در آماری که از سوی فیفا اعلام شده گویا تیمملی بیشترین میزان دوندگی را داشته است که البته از نظر من تیمهای دیگر ما را دواندند نه اینکه میزان دوندگی تیم ما بیشتر بود چرا که اگر اینطور بود ما باید نتیجهای میگرفتیم. برخی میگویند تیم ایران برای اولین بار 4 امتیاز در جامجهانی کسب کرده است من سوالم از کسانی که این حرف را میزنند این است که «اگر مدافع تیم مراکش به خودشان گل نمیزد الان جایگاه تیم ایران کجا بود؟!» این آمار بهخوبی مشخص است که تیم ما عملکرد مثبتی نداشته و نباید از واقعیت فرار کنیم. در بازی مقابل پرتغال یک پنالتی از سوی بیرانوند گرفته شد، کار او کم اهمیت نیست و قطعا زحمت زیادی کشیده است اما همه فوتبال ما تنها این پنالتی نبوده است. متاسفانه ما در جامجهانی بدون استراتژی بازی کردیم و این موضوع در مقایسه با تیمهای آسیایی مثل کره و ژاپن که خیلی اصولی بازی کردند کاملا به چشم میآمد. معمولا از نظر مدیریتی همه بر این باورند که یک مدیر تنها دو دوره حضور داشته باشد و حتی رئیس جمهوری هم که بالاترین رکن اساسی یک کشور است تنها اجازه دارد دو دوره نامزد شود. در مورد کیروش هم بهنظر، او باید برای جام ملتها بماند و با قدرتهای آسیایی روبهرو شود تا عیار تیمش مشخص شود و بعد از آن از ایران برود.در شرایط فعلی او از فوتبال ایران گویا طلبکار است و نباید به این شکل جدا شود. بهنظرم این درخواست به هیچ عنوان درست نیست. ما قهرمانان زیادی در رشتههای مختلف داریم که قهرمان المپیک و جهان هستند اما متاسفانه حتی هنوز پاداشهای خود را هم دریافت نکردند. اما در مقابل پاداشها فوتبالیستها به روسیه برده میشود و بازیکنان بعد از بازی با مراکش و پیروزی با گل به خودی پاداش میگیرند و از آنها تجلیل میشود. زمانی یک ورزشکار میتواند از قانون سرباز قهرمان استفاده کند که یا قهرمانی المپیک، جهانی یا قارهای باشد. حالا سوال من از وزیر ورزش و جوانان این است که فوتبالیستهای ما کدام یک از این سه عنوان را به دست آوردند که میتوانند از قانون سرباز قهرمان و معافیت استفاده کنند. بهنظرم این انصاف نیست که ما قانون را زیر پا بگذاریم و بین ورزشکاران هم تبعیض قائل شویم چرا که بهطور حتم این رفتارها باعث بیانگیزگی و دلسردی دیگر ورزشکاران میشود.