آرمان - به قولی «چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی». اگر قرار باشد بنا بر افراد و موضوعات، سیاستهای مختلفی بگیریم نه منصفانه است، نه واقعبینانه و نه مصلحت. اینکه الان ارز کم داریم حرف درستی است، ولی در همین شرایط ارزی از هر مسافری که قرار است به مالزی، ترکیه یا تایلند سفر کند، بهراحتی دفاع میشود که ارز تخصیص یافته، کم است و کفاف مسافرت را نمیدهد. این درحالی است که تورهای مسافرتی بعد از 5 روز مسافرت و در بازگشت حدود 2 میلیون تومان هم برایشان باقی میماند. پس چطور برخی برای یک فریضه دینی که جمع کثیری در عمرشان ضرورت دارد حداقل برای یک بار به سفر حج بروند به خاطر 200 دلار کمتر یا بیشتر مدعی میشوند؟ این عدم توجه به واقعیتها، نیازهای کشور و اعتقادات است و برخوردی کاملا غیرمنصفانه است. اگر ارز کم داریم، هیچ مسافرت خارجی مثل آنتالیا، تایلند و مالزی ضرورت ندارد نه اینکه فقط به سفر حج و ارز اختصاص یافته به حاجیان خرده بگیریم که اصلا قابل بیان هم نیست. لذا صراحتا عنوان میکنم ارز حجاج حتما باید اختصاص داده شود و جزو اولویتهای دینی و ضروری است و اتفاقا از آن طرف باید کمک کرد تا تعادلی برقرار شود. بعضا انتقاداتی از سوی برخی مبنی بر اینکه ارز تخصیص یافته به سفر حج به جیب سعودیها میرود را میشنویم که عدم توجه به مبانی دینی را میرساند. وقتی در طول عمر به هر قیمتی شده هر نفر باید یک بار به سفر حج برود، این خردهگیریها و انتقادات جای بحث ندارد. البته اگر استطاعت راه نباشد یعنی امکان و امنیت نباشد، موضوعی جدا از هزینه مالی است. درواقع این به نگاه اشخاص برمیگردد. شاید برای عدهای این موضوع خیلی مهم نباشد، اما در مقابل برای عدهای همه چیزشان است. برای مردم یک کشور آنچه مهم است؛ آرمانها، اعتقادات و شرایط ملی میهنشان است که ناشی از روحیات و اعتقادات آحاد آن کشور است. اگر ملتی که اعتقادات دینی آنقدر برایش مهم است که پای آن جان فرزندانش را میدهد و 400 هزار شهید برای آرمانهایش فدا میکند پس برای پیادهسازی آرمانش بالا رفتن هزینه مالی کشور در ازای دادن همه وجودش قیاسی ندارد. ملتی که جوان و زندگیاش را فدای آرمانهایش میکند و اعتقادات آرمانیاش در این حد است که از جان خود میگذرد، مختصر هزینهای که برای کشور ایجاد میشود، نقطه مقابل حرکت آن آرمانها تلقی میشود.
آنهم در جایی که سالانه حداقل 60، 70 میلیارد دلار هزینه میکنیم و حالا که بحث حج مطرح است، مته به خشخاش میگذاریم. این عدم درک و تشخیص نیازها و نگاه به واقعیتهای جامعه است. اگر در یک جامعه لائیک بودیم که اعتقادات مطرح نبود یا جمعیتی حداقلی از مردم کشور معتقد به حج و مسلمان بودند، حق داشتند اما اکثریت قریب به اتفاق کشورمان مردم معتقد و مسلمانی هستند که به اصل مبانی دینیشان معتقدند. اگر امکان حج برای کسی باشد و نرود، اعمال و زندگی روزانهاش مشکل پیدا میکند. درواقع اگر استطاعت داشته باشد و به حج نرود، مشکلات عدیدهای در زندگی روزمرهاش از نظر اعتقادات پیش میآید. البته افراط و تفریط نباید باشد و تهیه کالا ضرورتی ندارد. سال گذشته دولت ترکیه آماری منتشر کرد که طی آن 70 درصد هتلهایش توسط ایرانیان پر شده بود، اما صدایمان در آنجا درنیامد و حتی قصد توسعه هم داریم. یا همین الان از هزینه سفرهای تفریحی به تایلند و مالزی که رقم مشخصی دارد، چشمپوشی میکنیم و فقط برای سفر حج مدعی هستیم که این نشان از عدم اعتقاد یا توجه به این فریضه دینی است.