آرمان - سفر رئیسجمهور کشورمان به اتریش و سوئیس در چنین مقطعی دارای اهمیت فراوانی است. اتریش از جمله کشورهای اروپایی است که علاقه زیادی به همکاری با ایران دارد و این علاقه از زمان دولت اصلاحات نمایان شد. در برخی اذهان هست که در آن مقطع، هیات عالیرتبهای از اتریش به ایران سفر کرد و قرارداد 20میلیارد دلاری منعقد شد که اهمیت زیادی داشت. بنابراین دولت وین همواره از علاقهمندان ایجاد رابطه حسنه با ایران بوده است. نکته مهم سفر روحانی به اتریش و سوئیس در این واقعیت نهفته است که ایران برای کاهش آثار تحریمهای آمریکا و فشارهای اقتصادی نیاز به گره زدن اقتصاد خود با اروپا دارد که در همین راستا، فروش و صادرات گاز به عنوان محصول پرمشتری به اروپا میتواند درآمدهای ارزی خوبی نصیب ایران کند. نباید فراموش کرد که اروپا نیاز مبرمی به انرژی دارد. برنامه اروپا تامین انرژی پاک است که در این برنامه گاز از اهمیت ویژهای برای اروپا برخوردار است. اروپای غربی بیش از 40 درصد گاز مصرفی خود را از روسیه تامین میکند که همگان شاهد بودند اروپا در موضوع اوکراین و شبه جزیره کریمه با روسیه به اختلافاتی رسید و دچار تضاد منافع شد. بنابراین اتحادیه اروپا تحریمهایی را علیه روسیه اعمال کرد که بخش مهمی از این تحریمها در حوزه تجاری، بازرگانی و انرژی است و مجددا هم تمدید شده است. این رویداد باعث شد که اروپا به دنبال جایگزینی برای تامین کننده گاز مصرفی خود باشد که ایران در این میان بهترین گزینه برای آنها خواهد بود. بر این مبنا حسن روحانی در برههای به اتریش و سوئیس سفر کرد که فضای بازی برای سرمایهگذاری و همچنین تشویق اروپا برای ورود به صنعت نفت و گاز ایران فراهم شده است. همچنین سفر رئیسجمهور میتواند خنثی کننده تبعات تحریمهای احتمالی آینده علیه ایران تلقی شود. باید این نکته مد نظر باشد که اروپا دارای ویژگیهای مثبتی است که از جمله آنها تکنولوژی و دانش صنعتی این قاره است و یک صادر کننده تکنولوژی محسوب میشود. نکته دوم هم در اختیار داشتن سرمایه و ثروت است که میتواند از آن در نقاط مختلف جهان از جمله ایران استفاده کند. نکته سوم بحث انرژی و نیاز آنها به واردات انرژی است. اروپا به دنبال تنوع بخشی به واردات انرژی به محدودهاش است که گاز در این میان برایشان اهمیت زیادی دارد. ایران در بخش گاز دارای منابع بیکرانی است. اکنون ایران از لحاظ منابع اثبات شده «گاز طبیعی» به سبب بهرهبرداری از فازهای مختلف پارس جنوبی از روسیه جلو افتاده است. منتها مشکل اساسی این است که ایران در این بخش دارای فناوری و سرمایه نیست. پس دو طرف این بازی در این نقطه به هم نیاز پیدا میکنند؛ اتحادیه اروپا نیاز به انرژی گاز دارد و ایران هم متقابلا نیازمند تکنولوژی و سرمایه است. پس هر دو طرف میتوانند به کمک یکدیگر کمبودهای خود را در این زمینه برطرف کنند. بنابراین کشوری مثل اتریش میتواند در بخش گاز به هاب اروپای مرکزی تبدیل شود که از این حیث سفر رئیسجمهوری کشورمان به وین قابل توجه خواهد بود. نکته بعدی این است که اتریش [و سوئیس] به خاطر ویژگیهای خاصشان کمتر تحت تاثیر سیاستها و فشارهای دولت آمریکا قرار دارند. این ویژگیها باعث شده تهران علاقهمند گسترش مناسبات سیاسی و اقتصادی و تجاری خود با اتحادیه اروپا و بهویژه وین و برن باشد. در مجموع سفر روحانی و هیات همراهش میتواند مثبت ارزیابی شود هر چند طی روزهای گذشته سازمان تروریستی منافقین تحرکات منفی را در بخشهایی از اروپا(به طنز و بهویژه در فرانسه) آغاز کردهاست تا این سفر را تحتالشعاع اعمال خود قرار دهند ولی به نظر میرسد این تحرکات خنثی شده است، زیرا اروپا خواستار ایجاد ثبات و امنیت در منطقه است و ایران قطعا یک عامل ثبات برای اروپا تلقی میشود. ضمن اینکه ما باید در داخل کشور آقای روحانی را پشتیبانی کنیم، زیرا ایشان منتخب 24میلیون ایرانی است بنابراین تقویت دولت به تقویت ثبات و امنیت داخلی منجر خواهد شد که میتوان بر پایه پشتیبانی و حمایت از دولت بر بسیاری از مشکلات فائق آمد. در این زمینه نقش رسانهها و مطبوعات نیز حائز اهمیت است که میتوانند تبعات و آثار و تبلیغات منفی علیه کشور و دولت را خنثی کنند و در جهت حمایت از دولت گام بردارند؛ در داخل با ایران ستیزی مقابله کنند و در خارج برابر ایران هراسی دشمنان کشور فعالیت تبلیغی داشتهباشد. به نظر بنده راه پیروزی بر مشکلات داخلی و خارجی حمایت و تقویت دولت آقای روحانی است که این وظیفه بر عهده همه آحاد مردم است. مساله بعدی بحث ارائه بسته پیشنهادی اتحادیه اروپا به ایران است که سفر روحانی در این شرایط میتواند تاثیرات مثبتی روی این امر داشته باشد. اما باید به این نکته توجه داشت که ایران نمیتواند در تنظیم مفاد بسته پیشنهادی اتحادیه اروپا دخالت کند زیرا هر کشوری و یا هر اتحادیهای بر اساس منافع ملی و جمعی خود پای میز مذاکره مینشیند و یا قرارداد یا تفاهمنامه را بر مبانی منافع خود تنظیم میکند. کشورهای عضو اتحادیه اروپا هم قطع به یقین بر سر منافع خود به توافق رسیدهاند؛ چه در کمیسیون اروپا چه در پارلمان اروپا و غیره بنابراین ما باید منتظر ارائه این بسته باشیم تا بر مبنای آن پاسخ مناسب و معقولی داده شود. ما هم باید منافع ملی خود را در این بسته بیابیم و با مشورت، رایزنی، مباحثه و مذاکره بیشترین منفعت را از این «بسته» عاید کشور کنیم. ما باید ببینیم تا کجا میتوانیم با اروپا در این زمینه به توافق برسیم یا «سر بهسر» شویم. اصولا در هر مذاکرهای باید طوری رفتار شود که به اصل مذاکره و همچنین به منافع خودش ضربه وارد نشود. هنر دیپلماسی رساندن یک مذاکره یا قرارداد به یک نقطه مثبت و یک «مصالحه» است. واقعیت امر این است که هیچگاه و هیچکس در مذاکره به یک نقطه حداکثری نخواهد رسید مگر روسها که همواره خواستار بیشترین منافع هستند و همه چیز را برای خود میخواهند و به دیگران هم ضربه وارد میکنند. جمهوری اسلامی ایران هم قطعا این مساله را مد نظر دارد و به فکر منافع معقول و قابل قبولی است که نیازهای کشور را نیز تامین کند. از این رو باید منتظر ماند و دید و سر موعد بسته را مطالعه کرد تا به نتایج معقول و منطقی رسید.