بستن
کد خبر: ۸۰۹۵۴

اصلاح اصلاحات؛ نواصلاح‌طلبی و اقتضای زمانه

اصلاح اصلاحات؛ نواصلاح‌طلبی و اقتضای زمانه
عباس موسایی- قعال سیاسی اصلاح‌طلب

آرمان - اخیرا جمعی از جوانان اصلاح‌طلب در نامه‌ای به رئیس دولت اصلاحات، خواستار اصلاح در اصلاحات شده‌اند. امضا کنندگان که نام جوانان فعال، هزینه داده و روشنفکری چون بهراد بهشتی، عماد بهاور، جواد روح و... در بینشان دیده می‌شود، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت کنونی اصلاح‌طلبی در ایران و بحران‌هایی که زمینه و زمانه از درون و برون بر اصلاحات تحمیل کرده است، ضمن ابراز نگرانی نسبت به ناامیدی بخشی از جامعه نسبت به اصلاح‌طلبی، از تغییر در الگوی تغییر (اصلاح‌طلبی) و عبور از بهبود خواهی تدریجی به دیگر راه‌های تغییر (رادیکال) هشدار داده‌اند. متن نامه حاوی نقدهایی جدی به اصلاح‌طلبی از درون اصلاح‌طلبی است. به عبارتی نگارندگان با تکیه بر مبانی اصلاحات، اصلاح‌طلبی واقعا موجود را نقد کرده‌اند. ایشان بروکراتیزه شدن اصلاحات، میل به محافظه‌کاری، میدانداری برخی خویشاوند سالاران، میل به فساد و دوری و تهی شدگی از آرمان‌های اصلاحات را به عنوان بخشی از انتقادات خود به اصلاح‌طلبی واقعا موجود، تنظیم کرده‌اند. نگارندگان نامه معتقدند که شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان به جای اینکه متشکل از فعالان سیاسی دموکراسی خواه باشد، به مجمعی متشکل از تکنوکرات‌های محافظه‌کار تبدیل شده است که مهم‌ترین دغدغه‌شان، حفظ روابط با قدرت است. نامه پیشنهادهایی اصلاحی برای بهبود اوضاع اصلاح‌طلبی را نیز شامل می‌شود. عبور از شخص محوری به نهاد محوری، میدانداری شخصیت‌های مقاوم و شناخته شده جریان اصلاحات، اصل انتخابی بودن شورا به صورت دموکراتیک و از پایین، شکل‌گیری نهاد ملی اصلاحات و... اهم پیشنهادات نگارندگان می‌باشد. نگارندگان متن، به‌رغم اینکه نقدی جدی و عیان بر اصلاح‌طلبی وارد کرده‌اند، سیاست ورزی را همچنان در چارچوب گفتمان اصلاح‌طلبی پی می‌گیرند. اصلاح‌طلبی تهی شده از اصلاح‌طلبی، به عبارتی اصلاح‌طلبی واقعا موجود را زیر تیغ تیز نقادی خود می‌کشانند. این متن آیتی بر پویایی و زایندگی درونی گفتمانی اصلاح‌طلبی است. از سویی به نظر می‌رسد، نگارندگان به میزانی که نقدی درست از برخی ناکارآمدی‌ها، پارادوکس‌ها، ضعف‌ها، انحراف از معیار اصلاح‌طلبی و را به درستی دیده‌اند، بر محدودیت‌ها، اقتضائات و ریسمان‌هایی که ساختار، شرایط بین‌المللی، منطقه‌ای، برخی ناتوانمندی‌ها و ناهمراهی‌ها، بن‌بست‌های درون دولت و... چشم‌پوشی کرده‌اند. به میزانی که نقادی از اصلاح‌طلبی واقعا موجود، از اقتضائات زمینه و زمانه فاصله بگیرد و ذهنیت را بر عینیت ترجیح دهد، اقتضای نقادی را نیز رعایت نکرده است. یکی از انتقادهای نگارندگان نامه به شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان، تنظیم روابط با قدرت است. این گزاره در بطن خود ابهام دارد و معانی متفاوتی از آن مستفاد می‌گردد؛ اگر معنای تنظیم روابط با قدرت به معنای تبدیل کردن اصلاح‌طلبی به ابزار پیش برنده منویات قدرت است، گزاره‌ای قابل تامل و نقدی روا به شورای عالی اصلاح‌طلبان وارد است. وانگهی اگر منظور از تنظیم روابط با قدرت، تعامل سازنده با قدرت برای تاثیرگذاری بر مناسبات سیاسی کشور، جلوگیری از لبریز شدن و اشغال فضای سیاست توسط جریان افراطی است، آنگاه این تنظیم رابطه با قدرت، کنشی به شدت اصلاح‌طلبانه خواهد بود. به همان نشانی که رادیکال شدن فضا و فاصله بین اصلاح‌طلبان و قدرت به برکشیدن دولت اصولگرای افراطی انجامید؛ به عبارتی راست افراطی با رادیکال شدن فضای سیاسی، امکان یافت که دولت سازی کند. نگارنده همداستان با همفکران اصلاح‌طلب امضا کننده نامه، معتقد است که اصلاح‌طلبی نیازمند اصلاح از درون، رهایی از بند سنگین پایان، فرصت طلبان و کانفرمیست‌هاست. در زیر به فقراتی از مقاله‌ای تحت عنوان «نواصلاح‌طلبی؛ اصلاح‌طلبی نو» که در حاشیه نظرات دکتر محمدرضا تاجیک آورده بودم، ارجاع می‌دهم. آنچه از شرایط اجتماعی و اوضاع سیاست در ایران دریافت می‌شود لزوم بازشناسی و باز تعریف مفهوم اصلاحات را فریاد می‌زند. لازم است در این معرکه آرا و بازار بی‌قرار گفتمان‌ها و معطوف به پیشینه و زمینه و زمانه جدید، اصلاحات دوباره باز تعریف شود و مشخص گردد که چه باشد آنچه خوانندش اصلاحات؟ در تحلیل گفتمان به عنوان یک متدولوژی، گفتمان‌ها زمینه و زمانه و تاریخ پرورده‌اند و سیاست یعنی جدال گفتمان ها. یک گفتمان از دال مرکزی یاnodalpointو دال‌های حاشیه‌ای و عناصر و مفاصل و... تشکیل شده است. گفتمان اصلاحات با دال مرکزی مردم در مقابل گفتمان اصولگرایی به جدال پرداخته‌اند. تعیین کننده دال مرکزی، شرایط مکانی و زمانی و ذهنی جامعه است. این شرایط گاهی انتزاعی و گاهی عینی و گاهی انتزاعی/انضمامی بوده است. در برداشت تاجیک اصول اصلاحات غیر قابل خدشه اما متاثر از شرایط روانی، اجتماعی، فرهنگی و... قابل انعطاف‌اند. اگر اصلاح‌طلبی ایرانی برای تثبیت حاکمیت قانون و دموکراسی در حال سیاست ورزی است نمی‌تواند نسبت به فضای اطراف و الزامات زمان و مکان و فرهنگ و دیگر ویژگی‌های جامعه بی تفاوت باشد. رابطه اصلاح‌طلبی و جزم اندیشی رابطه جن و بسم‌ا... است. از دل جزم اندیشی تصلب بیرون می‌آید که هیچ نسبتی با اصلاح و تحول ندارد. شناخت الزامات و مقتضیات زمان به عنوان فضای تنفس اصلاح‌طلبی ایرانی امری حیاتی است. به زعم تاجیک یک نیروی سیاسی اجتماعی باید بتواند بین ارمان و عقیده و هدف خود و چیزی که مردم به دنبال آن هستند، به یک جمع بندی برسد. به نظر ایشان اصلاح‌طلبان نباید از اینکه پوپولیست لقب بگیرند بهراسند و این به معنای پیروی از خواسته عوام نیست. بلکه آشتی دادن خواسته مردم به عنوان هرم جامعه با آرمان‌های اصلاح‌طلبانه است. تاجیک نو اصلاح‌طلبی را عبور از اصلاح‌طلبی و عبور از نسل اول اصلاحات و رهبری اصلاحات نمی‌داند. او نو اصلاح‌طلبی را تقویت شالوده‌های اصلاحات و استمرار و امتداد آن در تاریخ اکنون می‌داند. نه برای یک تاریخ خاص بلکه برای اکنون در هر زمان. به عبارتی نو اصلاح‌طلبی یعنی اصلاح‌طلبی در اکنون. او با مدد از پست مدرنیست‌ها فراروایت یا روایت فرا تاریخی‌ای به نام اصلاحات که روایت خدشه ناپذیری برای همه دوران‌ها باشد را نمی‌پذیرد. گفتمان‌ها درون تاریخ‌اند، نه سوار بر تاریخ. محصول تاریخ‌اند نه سازنده آن. بدین ترتیب نو اصلاح‌طلبی باز تعریف اصلاحات در تاریخ اکنون است. تفسیر جدیدی است از تفسیر دوم خرداد. نواصلاح‌طلبی مد نظر تاجیک، تفسیرگر محض نیست بلکه رخ داد آفرین نیز می‌باشد. سلب و ایجاب در این مانیفست در توالی هم می‌آیند. ویرانگر گذشته نیست بلکه اصلاح‌گران است. اصلاح‌طلبی اصیل در بند اصلاح‌طلبی واقعا موجود، به حصر در آمده است، رها کردن اصلاح‌طلبی اصیل، امری لازم و واجب است، اما آنگاه که ظرافت‌های حرکت را رعایت نکند، اصلاح‌طلبی به بند آمده را نه تنها رها نمی‌کند، که در دام تنیده شده توسط براندازی خواهان و پوپولیسم منفی ناامید سازان اقتدارگرا گرفتار می‌سازد. اصلاح‌طلبی واقعا موجود باید بداند، پادگفتمان کدام گفتمان بوده است و از خصایلی که آن گفتمان را از صدر به ذیل کشانیده، دوری گزیند.اصلاح‌طلبی چه در عرصه مانیفست و چه در عرصه نهاد، باید بپاید که نه آنچنان عینی شود که در قدرت مستحیل گردد و نه آنچنان انتزاعی شود که از دسترس، خارجش کنند. اصلاح اصلاح‌طلبی، نه خودی و دیگری سازی در درون اصلاحات است، نه انشعاب و نادیده انگاشتن، شأن و جایگاه بزرگان اصلاحات، که زایش و نوشدن این گفتمان با التفات به اقتضای زمانه است.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی