آرمان - قصه شورای شهر پنجم شباهت زیادی به حکایت شورای شهر دوم دارد. در انتخابات شورای شهر نظارت شورای نگهبان چه استطلاعی و چه استصوابی وجود ندارد، ترتیب دیگری برای تایید صلاحیت کاندیداها قانونگذاری شده است. عملکرد شورای اول به گونهای بود که مردم روی خوش به اصلاحطلبان نشان ندادند و قهر با صندوق رأی، سرنوشت اداره شهر تهران و پارلمان شهری را یکدست به جناح راست سپرد. مصطفی تاجزاده شاخصترین چهره اصلاحطلب با همه نام و آوازه خود سرلیست مردودین شد و حضور وی در شورای شهر بستگی به خروج یکی از اعضای شورای منتخب دوم داشت و شوراییان دوم تا به آخر دست به ترکیب خود نزدند تا خدای ناکرده آقای تاجزاده وارد شورا نشود. طنز تلخ تاریخ را ببین که همین حکایت در شورای پنجم نیز اتفاق افتاد. زمان دوره دوم شورا از سال 81 تا 85 است؛ در این دوره آخرین نفر امیررضا واعظی آشتیانی بود و نفراول اعضای علیالبدل مصطفی تاجزاده و آقای مهدی چمران که نفر دوم بود، به ریاست شورا انتخاب شد و این ترکیب تا پایان دوره یعنی سال 1385 باقی ماند تا مصطفی تاجزاده وارد شورا نشود. دوره سوم اما تغییراتی پیدا کرد و احمد مسجدجامعی و محمدعلی نجفی هم به جمع شوراییان پیوستند. در دوره چهارم ترکیب بهگونهای دیگر شد و تعداد اعضای اعتدالی و اصلاحطلب زیاد شد. اتفاق خاصی که در شورای چهارم افتاد این بود که مهدی حجت و مسعود سلطانیفر از اعضای اصلی از جمع شوراییان خارج شدند و آقایان ولیا... شجاعپوریان و دکتر علی صابری به جمع اعضای اصلی پیوستند. آنچه مورد نظر این نوشته است برمیگردد به شباهت شورای دوم با شورای پنجم در جابهجایی احتمالی اعضای اصلی و علیالبدل، بدین توضیح که اگر در شورای دوم یکی از اعضای اصلی به هر علت از جمع شوراییان خارج میشد، اولین عضو علیالبدل، آقای مصطفی تاجزاده بود که وارد شورا میشد. اتفاقی که اعضای شورا بجد مقابل آن ایستادند و آقای تاجزاده نتوانست به جمع اعضای اصلی اضافه شود. ظاهرا در شورای پنجم هم همان ذهنیت حاکم است، شورایی که به لیست امید شهرت یافت، با «تکرار میکنم» رئیس دولت اصلاحات، همه افراد عضو لیست امید وارد شورا شدند.
جای تأسف است که همان ذهنیت حاکم بر تفکر اعضای شورای دوم بر تفکر اعضای شورای پنجم حاکمیت دارد و به ظاهر ارادهای حاکم است که اولین نفر بعد از اعضای اصلی یعنی آقای مهدی چمران که ریاست شورا را در ادوار دوم و سوم و چهارم بر عهده داشت، با نظر مستقیم ایشان آقای قالیباف 3 دوره شهردار تهران شد و اراده ایشان باعث عدم انتخاب آقای محسن هاشمی در پایان دوره دوم شهرداری تهران به وسیله آقای قالیباف شد. نگارنده براین باورم که تفکر شورای دوم عینا و با تأسف به شورای پنجم منتقل شده است و همان نگاهی که مانع از حضور آقای تاجزاده به جمع اعضای شورای دوم میشد، هم اکنون نیز مانع از خروج یکی از اعضای و ورود آقای مهدی چمران به جمع اعضای اصلی شورای پنجم میشود. برکسی پوشیده نیست، لایقترین فردی که میتواند در شرایط موجود و با توجه به شیوه مدیریتی گذشته، تهران و چالشهای پیش روی شهر تهران را اداره کند آقای مهندس محسن هاشمی رفسنجانی است. فردی که نزدیک به دو دهه جزء مدیران شهری تهران بود و چرخ به گل نشسته متروی تهران را که از زمان رژیم سابق در هزارتوی تونلهای بیسرانجام متوقف مانده بود، به حرکت درآورد و وقتی که بعد از 17 سال مدیریت، مجبور به ترک پست مدیریتی مترو شد روزانه بیش از 4 میلیون نفر از خدمات مترویی که وقتی آقای محسن هاشمی مدیریت آن را برعهده گرفت، جز نامی و تابلویی، اثری از فعالیت عمرانی آن وجود نداشت. آقای محسن هاشمی با همه عدم همراهی که شهرداران وقت محمود احمدینژاد و محمدباقر قالیباف با وی داشتند، عدم همراهی که در نهایت منجر به استعفای ایشان شد و در متن استعفا دلایل آن به خوبی پیداست، توانست با روحیه اعتدالی خود موانع صعب و سخت را از سر راه بردارد و اگر عدم همراهی با آقای هاشمی تبدیل به همراهی میشد و اعتبارات اختصاص یافته دولت به مترو و نیز تعهد شهرداری به مترو محقق میشد، کارنامهای به مراتب موفقتر در مدیریت مترو از خود باقی میگذاشت. آقای محسن هاشمی یک بار هم به عنوان کاندیدا برنامه مدیریتی خود را برای اداره شهر تهران به اعضای شورای چهارم تقدیم نمود و با یک رأی مسالهساز و مسالهدار از راهیابی به ساختمان شهرداری تهران بازماند اما مردم تهران حق شناسانه با اقبالی کمنظیر و اختلاف رأیی که پیام خاصی داشت ایشان را به عنوان نفر اول شورای پنجم انتخاب نمودند. پرسش این است، وقتی آقای نجفی بعد از 7 ماه ریاست بر شهرداری تهران بههر صورت عطای شهرداری تهران را به لقایش بخشید و آقای محسن هاشمی آمادگی خود را برای اداره شهر تهران اعلام میکند، چرا با ذهنیت اعضای شورای دوم شهر تهران، مردم این شهر را از مدیری کاربلد و آشنا با مدیریت کلانشهری مانند تهران محروم میکنید؟ بگذارید آقای محسن هاشمی همان برنامه کاری خود را که در پایان دومین دوره شهرداری آقای قالیباف به شورای چهارم تقدیم نمود و در آن برنامه به دقت نحوه اداره شهر را تشریح کرد و مورد قبول اعضای شورای چهارم قرار گرفت، این بار هم قبول کنند و از ورود آقای چمران به جمع اعضای اصلی هراسی نداشته باشید. باید تفاوت نگاه اعضای شورای پنجم با اعضای شورای دوم را در گذر ایام به ثبوت برسانیم. مردم باور کنند عصر تنگنظری گذشته است. آقای محسن هاشمی چون فولاد در کوره مدیریت مرحوم آیتا... هاشمی رفسنجانی آبدیده شده و همان نگاه فراجناحی بر شیوه مدیریتی ایشان حاکم است. بگذارید شهر تهران از این مدیریت فراجناحی سود ببرد.