بستن
کد خبر: ۷۹۶۱۴

ياركشي‌ها لطمه مي‌زند

ياركشي‌ها لطمه مي‌زند

آرمان - دیروز اعضای شورای شهر طی یک روند دموکراتیک از میان 20 گزینه معرفی شده برای شهرداری تهران 7 نفر را انتخاب کردند. اگرچه شورای شهر نهادی است که نباید سیاسی‌کاری در آن نقشی داشته باشد اما بی‌تردید حاضران در آن به گروه‌های سیاسی منتسب هستند که روزها برای انتخاب بهترین گزینه شهرداری به تبادل نظر پرداختند. در راس شورای شهر محسن هاشمی به‌عنوان رئیس حضور دارد که دیروز به رغم اعلام اینکه برای شهردار شدن در این مرحله رقابت نخواهد کرد اما اجازه داد که نامش در لیست 7 کاندیدا باشد. تفاوت روند انتخاب شهردار در دوره پنجم شورای شهر با دوره‌های قبلی که اکثریت اعضای شورای شهر دارای ژن اصولگرایانه بودند، در این است که این بار قرار نبود شخصی به‌عنوان شهردار به شورای شهر تحمیل شود بلکه قرار این بود که شهردار با بررسی دقیق و با ارزیابی هر عضو معرفی شود. مهم‌تر از آن شعار شفافیت است که در روند انتخاب شهردار ظهور و بروز داشته اما این روند زمانی معنا پیدا می‌کند که همگان معتقد به آن باشند و از روش‌های غیرمرسوم برای رسیدن به نتیجه دلخواه گرایش حزبی خود استفاده نکنند. نباید فراموش شود که نهاد بزرگ كلانشهر تهران همچنان نیازمند نگاه حرفه‌ای و تخصصی است. سیاسی‌کاری و یارکشی‌های سیاسی و جناحی لطمات جبران ناپذیری به اداره شهر وارد می‌کند که شاید جبران آن به سال‌ها زمان نیاز داشته باشد.

واقعیت در حصر مصالح

بی‌تردید انتخاب شهردار تهران در روز 23 خرداد ارتباطی نزدیک به انتخابات مجلسی دارد که قرار است در سال 98 برگزار شود. جامعه به رویکرد و رفتار امروز اصلاح‌طلبانی نگاه می‌کند که با شعار امید به شورای شهر راه یافتند؛ بنابراین کوچک‌ترین خطا و انحصارطلبی اعضای این شورا و احزابی که به آن منتسب هستند برابر با واگذاری کرسی‌های مجلس به رقیب است. نتایج انتخابات شورای شهر برای تعیین 7 گزینه شهردار در روز گذشته برای مردم عوام جامعه موجب تعجب شد و آنان از یکدیگر سوال می‌کردند که چگونه حسینی مکارم توانسته از شورای شهر یکدست اصلاح‌طلب 17 رأی اخذ کند اما گزینه‌های دیگر که شکی در مسیر اصلاح‌طلبی و توانایی‌های آنان نیست آرای کمتری کسب کردند؟ دیروز که 17 رأی به فردی به صندوق ریخته شد که پس از تعیین شدنش به‌عنوان سرپرست شهرداری، رسانه‌ها از تیتر «یک اصولگرا بر کرسی نجفی نشست»، استفاده کردند و اگرچه در پرونده املاک نجومی حکم تبرئه برای او صادر شد اما افکار عمومی در این اندیشه است که آیا در جریان اصلاحات قحط‌الرجال است که آرای اعضای شورای شهر چنین به صندوق ریخته می‌شود؟ اما واقعیت این نیست. واقعیت نام محسن در 5 برگه رأی نیست؛ واقعیت برتری مکارم بر افشانی نیست و بسیاری از آنچه دیروز گذشت و در رسانه‌ها منتشر شد، واقعیت نبود بلکه واقعیت در پشت نقاب لابی و مصلحت گم شده بود. اگر برخی قائل به 17 رأی سالم و بدون لابی به حسینی مکارم هستند پس چرا تعلل می‌شود؟ او را بر کرسی شهرداری بنشانند اما واقعیت این نیست و رأی به مکارم حسینی پرده نخست یک بازی برای رسیدن به بهشت است.

هشدار تکرار رفتار مجلس ششم

واقعیت تلخ بود؛ واقعیت همان رسمی است که همه ادعای نفرت و دوری از آن را دارند اما در مرحله عمل است که مصلحت را مجوزی برای لابی‌های گروهی و حزبی می‌کنند. واقعیت این بود به‌نحوی رفتار کردند که نشانی از «اتحاد» نداشت و بیش از همه تفرقه‌افکنی را تداعی می‌کرد. سخن گفتن مسئول یک حزب علیه حزب دیگر وجهی از اتحاد را تداعی می‌کرد. خاطره تلخ مجلس ششم هنوز در اذهان زیادی هست، انتخاباتی که با تمامیت‌خواهی بخشی از اصلاح‌طلب‌نماها نام آیت‌ا... هاشمی در مقام آخر یعنی 30 این انتخابات ثبت شد. همان رفتاری که گروهی از اصلاح‌طلبان امروز با پسر آیت ا..؛ یعنی محسن هاشمی در شورای شهر دارند. در آن دوران اصلاح‌طلبانی که به خوبی می‌دانستند حیات و فعالیت خود را مدیون تدابیر آیت ا... هاشمی هستند او را رقیب پنداشتند و خواستند تا کرسی ریاست به ایشان نرسد. آیت ا... بزرگوارتر و باتجربه‌تر از آن بود که هیاهو به راه بیندازد بنابراین عطای حضور در این مجلس را به لقای آن بخشید و در مقابل رفتار آنها سکوت کرد چرا که می‌دانست مسیر آنها دوربرگردانی به سمت خودش دارد. لازم نیست راه دوری پیموده شود و انتخابات 92 ریاست‌جمهوری نمونه بارز آن است. انتخاباتی که اصلاح‌طلبان نباید فراموش کرده باشند اگر حضور و ایثار آیت ا... هاشمی نبود، امروز آنها نمی‌توانستند بر کرسی‌های پارلمان و شورای شهر جلوس کنند و بالاتر از آن حزبی نداشتند که از طریق آن بتوانند خود را برای حضور در قدرت مهیا کنند. جریان اصلاحات پس از اتفاقات 88 رو به پایان بود اما این بار هم آیت ا... هاشمی در نقش ناجی آنها به میدان آمد و هزینه داد تا این جریان به پایان نرسد. حتی حسن روحانی که کاندیدای جریان اصلاحات در انتخابات 92 بود هم جلوسش بر کرسی پاستور را مدیون هاشمی است. شمس الواعظین در این باره می‌گوید: «آقای هاشمی در این انتخابات نشان داد که یک رهبر واقعی و کارآمد برای جنبش تحول‌خواه جامعه ایران است. سکوت شخصیت سیاسی‌ای چون هاشمی در قبال رد صلاحیتش، کار هر کسی نبود.

سکوت هاشمی مانع از ایجاد التهاب سیاسی‌ای شد که اگر شکل می‌گرفت، قطعا امروز حسن روحانی رئس جمهور ایران نبود» اکنون همان اصلاح‌طلبانی که حیات سیاسی‌شان مدیون تدابیر و ایثار آیت‌ا... هاشمی است با لابی‌های پنهان خود در تلاش هستند تا افرادی را به بهشت بفرستند که کارایی و توانمندی در معیار گزینش آنان مقام نخست را ندارد بلکه اسامی طرح شده در گعده‌های سیاسی و سهم‌بندی‌هایشان بوده است.

اعتماد مردم خلاف لابی‌گری‌ است

احزاب اعتماد ملی و کارگزاران شفافیت را در دستور کار قرار دادند و گزینه‌های حزبی مناسب برای شهرداری را معرفی کردند اما تن به لابی‌های پشت پرده ندادند و از یارکشی برای کسب رأی خودداری کردند. اما برخی بودند که می‌دانستند دارای وزنی برای ادعای مدیریت شهری نیستند بنابراین فارغ از اصول اخلاقی لابی‌های سنگینی را داشتند و برای کسب آرای بیشتر یارکشی کردند. دیروز غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران به این رفتار انتقاد کرد و با تاکید بر اینکه تصور نمی‌کنم کارایی و توان اجرایی یک شهردار ملاک انتخاب اعضای شورای شهر تهران برای انتخاب این هفت نفر بوده باشد، گفت: درواقع این لیست حاصل قول و قرارهایی است که دوستان با هم در شورا گذاشته‌اند. وی تاکید کرد: در صورت کلی مهم این است که شهردار آینده تهران را بشناسد، سابقه فعالیت شهرداری داشته و بتواند با مسئولان مختلف نظام هماهنگی و تعامل داشته باشد و توجه آنها را برای حل مشکلات شهری جلب کند. کرباسچی در پاسخ به این سوال که تا چه حد یارکشی حزبی می‌تواند به زندگی مردم و شهر تهران صدمه بزند، بیان کرد: «متاسفانه بسیار زیاد و مردم صدمه این یارکشی را خواهند دید.» شهردار اسبق تهران با تاکید بر اینکه درحال حاضر تهران دیگر به ظرفیت فعالیت‌های عمرانی سنگین نیاز ندارد و موضوع اصلی آن ترافیک و حمل‌و‌نقل است، تصریح کرد: باید فردی بر سر کار بیاید که بتواند در مورد حمل‌و‌نقل عمومی اقدام جدی انجام دهد. ظرفیت مترو تهران باید به 10 تا11‌میلیون سفر در روز برسد اما در حال حاضر حدود 2 تا 5/2‌میلیون سفر است. شهردار جدید باید همه همت خود را بگذارد تا ظرفیت مترو را بالا ببرد و وضعیت فعلی را به یک وضعیت معقول‌تر ارتقا دهد. بخش دوم نوسازی بافت‌های فرسوده است. همچنین بخش سوم، مسائل زیست محیطی، آلودگی‌های آب و خاک و هوا و دفع زباله باید هدف اصلی باشد و آقایان روی آن کار کنند. متأسفانه یک سال وقتشان به این گذشته که چه کسی شهردار باشد یا نباشد و چگونه شهردار انتخاب کنند؛ خیلی آدم را به کارنامه شورای شهر امیدوار نمی‌کنند.»

میثاق‌نامه یا میزان توانمندی؟

برخی در مسیر نیل به خواسته‌های خود سخن از میثاق نامه به میان می‌آوردند که در آن به رعایت اخلاق و تعهدات تاکید شده است اما آیا تنها یک امضا متضمن عمل به میثاق‌نامه است؟ میثاق نامه در قبال کارایی و توانایی اشخاص مطرح برای جلوس بر کرسی شهرداری فاقد ارزش است. امضاکردن یا‌ نکردن میثاق نامه از سوی افرادی که توانایی و کارایی اداره شهر ندارند چه سودی دارد؟ آنچه برای مردم تهران و اعتماد آنها ضروری است در کارآمدی و توانمندی شهردار تعریف می‌شود و نه امضای میثاق‌نامه!

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی