آرمان - همانطور که پیشبینی میشد نهایتا حملهای با دامنه محدود از سوی ایالات متحده و انگلیس و فرانسه، سوریه را هدف گرفت. در رابطه با ایالات متحده، به نظر میرسد که این حمله باوجود میل او و تحت فشارهای سیاسی در داخل و از سوی متحدان اروپایی اش صورت گرفته باشد. به همین ترتیب بریتانیا هم دلایلی در مشارکت در این حمله غیرقانونی داشت که عمدتا متوجه روسیه است؛ تلافی ترور اسکریپال و خط و نشان کشیدن برای روسیه احتمالا مهمترین انگیزه لندن در این اقدام نظامی بود. فرانسه که در ماههای اخیر تقریبا به هیچیک از اهدافش در رابطه با میانجیگری نرسیده، به جدی گرفته شدن بیشتر از هر کشور دیگری نیاز دارد. ایران همه پیشنهادات فرانسه برای میانجیگری در روابط ایران و آمریکا برای حفظ برجام را رد کرد. بعد آن ترکیه بود که دست رد به سینه فرانسه در پیشنهاد میانجیگری میان کردها و ترکیه زد و نهایتا عربستان، یک پیشنهاد مشابه برای میانجیگری در روابط عربستان و ایران را رد کرده است. ظاهرا جایی برای مشارکت و نقش آفرینی فرانسه باقی نمانده است. بهعلاوه؛ امانوئل مکرون نیاز دارد که تمایزش را با فرانسوا اولاند مشخص کند؛ یعنی کسی که منتقد سیاستهای او در خاورمیانه بود. عقب نشینی فرانسه از حمله به سوریه در دوران اوباما، این احساس را به فرانسه داد که قربانی عدم تهور اوباما در تنبیه سوریه برای عبور از خط قرمز شده است. مکرون ترجیح داد که با حمله به سوریه نشان بدهد که اشتباه اولاند را نخواهد کرد. در نهایت، آنچه اتفاق افتاد ضربهای جدی به موازنههای موجود درسوریه در میدان عمل نمیزند ولی بدون تردید پروسههای صلح را چه در آستانه و چه در ژنو تحت تاثیر قرار خواهد داد. این حمله نشان داد که موضوع سوریه چقدر به عنوان بهانهای برای رقابت قدرتهای بزرگ امروز جدی گرفته میشود. طبعا آینده سوریه با این وضعیت و اتفاقات اخیر تیرهتر است و به نظر میرسد که شاید توافقی درباره خصوصا نحوه برخورد با دولت سوریه و شخص آقای اسد بین روسیه و سایر قدرتهای بزرگ غربی وجود ندارد. تاثیر این اقدام در بلندمدت به این صورت خواهد بود که رابطه روسیه با غرب را در بلندمدت پیچیدهتر میکند. باید ببینیم که واکنش روسها چیست؟ حدس میزنم که در این مورد خاص خویشتنداری به خرج دهد ولی نهایتا ممکن است به رابطه روسیه و غرب که درماههای اخیر هم به طور مکرر مکدر شده، تحت تاثیر قرار دهد. نکته اساسی برای ایران این است که ایران باید فاصله خودش را در این ماجرا بهویژه با روسیه در مورد مسائل سوریه حفظ کند و در دام اتحاد با روسیه و تلافی جویی احتمالی نیفتد. از آنجایی که این حمله هیچ تاثیر میدانی در واقعیتهای سوریه نگذاشت به نظر میرسد باید با خونسردی با این ماجرا برخورد کرد. تلافیهای احتمالی چه از سوی ایران و چه از جانب روسیه، نتیجهای جز بالا رفتن ضریب احتمال برخوردهای تصادفی و زنجیرهای که حاصل آن میتواند میل بهسوی جنگهای بزرگ باشد، نیست. باید توجه داشت که ممکن است از همان ابتدا، اسرائیل در پشت پرده حادثه جعلی حمله شیمیایی قرار داشته است. اسرائیل تنها کشوری بود که از چنین انگیزهای برای صحنه سازی برخوردار بود. ابراز تمایل دونالد ترامپ به خروج نیروهای آمریکایی از سوریه، در حالیکه اسرائیل بیش از هر زمان دیگری در سالهای گذشته به نقش آفرینی ایالات متحده به زیان ایران، سوریه و حزبا... امید بسته بود، باید سرچشمه این انگیزه محسوب شود. ممکن است اسرائیل قصد داشته که با حادثه سازی جدید در سوریه، اخبار این کشور را در صدر اخبار جهان و در نتیجه، موضوع سوریه را در اولویتهای بالای ایالات متحده نگه دارد. بنابراین واکنش ایران یا روسیه در تلافی این حمله میتواند نهایتا به زد و خوردهایی منجر شود که هدف اسرائیل را محقق میکند. بهتر است که تلاش کنیم در همان ادامه پروسه صلح آستانه همه کشورهای منطقه را به دور از جنجالهایی که گاه و بیگاه و کاملا بیهوده ایجاد میشود، دعوت کنیم تا به جای این نوع رفتارهای غیرسازنده برای بازسازی سوریه کمک و مشارکت کنند و با ایران و روسیه همراه شوند. توجه به این نکته مهم است که روابط روسیه با آمریکا و غرب به طور کلی کاملا موضوع جداگانهای با روابط ایران و آمریکا و غرب است. نگرانی اصلی روسیه با آمریکا، مسأله سوریه نیست. آنها موضوعات مهمتری دارند، از کنترل تسلیحات گرفته تا همکاری که در مورد اروپای شرقی باید با همدیگر داشته باشند. خیلی طبیعی است که آمریکاییها حاضر نیستند به خاطر مسأله کم اهمیتی به نام سوریه، روسیه و غرب به جایی برسند که کار به یک برخورد نظامی گستردهتر و جنگ اتمی بینجامد. بنابراین خیلی منطقی بود که آنها ابتدا با روسیه هماهنگ کند تا مطمئن باشند چنین حملاتی منجر به آسیب زدن به منابع حیاتی روسیه و داراییهایشان در سوریه نخواهد شد که این اتفاق هم افتاد و این هماهنگی انجام شد. بنابراین ایران باید آشنایی لازم را با ماهیت روابط غرب و روسیه داشته باشد و متوجه باشد که نگاه غرب و خصوصا آمریکا به روسیه کاملا متفاوت با آن چیزی است که درباره ایران وجود دارد و در نتیجه پیامدها هم باید متفاوت در نظر گرفته شود. یعنی دامنه واکنشهایی که روسیه میتواند در آینده نشان دهد، بسیار باید متفاوت از واکنشهایی باشد که ایران باید نشان دهد. باید توجه داشته باشیم که به دام روسیه یا بدتر از آن به درون دام پهن شده اسرائیل برای رویارو کردن نظامی ایران و غرب نیفتیم.