آرمان - هفتم آوريل يا هجدهم فروردين روز جهاني تندرستي است، لزوم توجه به اين امر و مهم دانستن آن نقش وافري در حفظ سلامتي ايرانيان خواهد داشت به نحوي كه با اجراي طرح سلامت در دولت تدبير و اميد گامهايي برداشته شد اما تا کنون كافي نبوده و اين طرح در طول اجرا دچار سكتههاي فراواني شد و به همین دلیل افسوس فراوان بايد خورد. زيرا تندرستي و سلامتي يكي از مباني حقوق بنيادين حقوق بشر است. تندرستي از مولفههاي زيادي برخوردار است، شادزيستن، بردباري و مدارا، عشق ورزيدن، اميد به زندگي، بهزيستن، محيط زيست سالم، دوري از استرس و... موثر در پايداري تندرستي است. دولتها ملزم و مكلف به فراهم نمودن بسترهاي لازم براي اين امر هستند، داشتن تندرستي حق شهروندان و تكليف دولت است. اصول بيست و دوم و بيست و نهم از قانون اساسي به اين مهم ميپردازند و در مقدمه اساسنامه سازمان بهداشت جهانی حق هر انسان برای دسترسی به بالاترین سطح ممکن سلامتی به رسمیت شناخته شده است. این حق در جامعترین مفهوم خود در ماده ۱۲ میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مورد توجه قرار گرفته، بر اساس بند ۲ این ماده تدابیری که کشورهای عضو میثاق برای تأمین استیفای کامل این حق اتخاذ خواهند کرد، حق بر سلامتی در پیوندی ناگسستنی با حق حیات قرار دارد و از سوی دیگر با حق بهداشت و تأمین اجتماعی گره خورده است. علاوه بر این حق بهرهمندی از محیط زیست سالم نیز از سرچشمه حق بر سلامتی سیراب میشود. به این ترتیب حق بر سلامتی را میتوان حلقه ارتباط حقوق بشر قلمداد نمود. در حال حاضر ايران از ضعف تندرستي رواني در رنج است. بخشهایی از مردم با افسردگی دست و پنجه نرم میکنند و تعداد آنها رو به افزايش است. عوامل متعددي از جمله گراني، تورم، بيكاري، اختلافات سياسي، اعتياد، آسيبها و ناهنجاريهاي اجتماعي نقش زيادي در تخريب تندرستي ايرانيان داشته است. اكنون تا دير نشده بايد جنبيد و اين مهم را در اولويت كاري قرار داد. پیش از این مطرح کردهام كه ميتوان تورم را كنترل كرد اما خيلي سخت است كه تندرستي و سلامتي رواني مردم را ترميم كرد. سقوط سرمايههاي اجتماعي بزرگترين تهديد براي تندرستي و بهزيستن و آينده كشور خواهد بود. كاش طرحهاي نظام سلامت در فازهاي مختلف آن در اولويت قرار داشته و روند اجرايي آن شتاب میگرفت. وقفه در اجراي طرحهاي سلامتمحور، آسيبهاي جدي به كشور زده و خواهد زد. حق تندرستي و حق بر سلامت اگرچه دو امر متفاوت محسوب ميشوند اما پيوندي محکم در روند توسعه دارند. كشوري توسعه يافته تلقي مي شود كه زيرساختها و مباني حق بر سلامت و تندرستي آن بهطور كامل مهيا و اجرا شده باشد زيرا چنين امري موجب پديداري روانی و جسمی شهروندان خواهد شد. توسعه با شهروندان بيمار و ناسالم هرگز تحقق پيدا نخواهد كرد.