آرمان - آرزو ضیایی: همهساله از مشکلات محیطزیستی در داخل ایران سخن گفته و درباره آنها به مردم هشدار داده میشود. هر چند در چند سال گذشته حساسیت مردم به این مسائل بیشتر شده است و شاهد توصیههای محیطزیستی شهروندان به یکدیگر هستیم، اما افرادی همچنان راه نادرست گذشته را در پیش گرفتهاند و یکی از پراهمیتترین مسائل کشور را کم اهمیت میشمارند و در راستای بهبود وضعیت محیطزیست در ایران گامی برنمیدارند. این دسته از افراد غالبا مشکلات محیطزیستی را ناشی از بیتدبیری و بیمسئولیتی مدیران میدارند و سهم مردم را بسیار اندک میشمارند. ایجاد پلیس طبیعت یکی از راههای پیشرو برای مقابله با این افراد است. حال باید دید آیا ایجاد پلیس امنیت بهرغم وجود سازمانهای محیطزیست و جنگلها در کشور دارای اهمیت است یا خیر.
عمر توجه به قوانین محیطزیستی در ایران زیاد نیست و تقریبا حدود 60 سال است مسائل محیطزیست طبیعی در کشور موردتوجه قانونگذاران قرار گرفته و برای آن قانون وضع کردهاند، اما قوانین وضعشده چندان روشن و شفاف نیستند و بهنظر ناکارآمد میآیند، زیرا بهرغم وجود این قوانین شدت آسیب به محیطزیست نهتنها کاهش نیافته است بلکه در سالهای اخیر شاهد کاهش چشمگیر مساحت جنگلها و سفرههای آب زیرزمینی بودهایم. اگر در کنار این مسائل کاهش و انقراض برخی گونههای جانوری در ایران را نیز قرار دهیم در این صورت درمییابیم که نگاه ما به مباحث محیطزیستی در طی سالیان گذشته درست نبوده و قوانین در این زمینه به میزان کافی بازدارنده نیستند. بد نیست بدانید سالانه سههزار تن زباله در جنگلها دفن میشوند و ایران در میان شش کشور مخرب جنگل جهان قرار دارد. همچنین سالانه ششمیلیون متر مکعب مساحت جنگلهای شمال کشور را از بین میبریم و درختان آنها را قطع میکنیم. البته این میزان نابودی جنگل تنها به معنای استفاده از چوب درختان جنگل برای مصارف گوناگون است و اگر سخن از آتشسوزی جنگلها به میان آید همچنان آمار دردآوری در این زمینه وجود دارد و تقریبا ۲۰۰هزار هکتار مساحت جنگلها و مراتع کشور در 41 سال اخیر طعمه حریق شدهاند. نظارت اندک نیز بر حجم گسترده تخریب جنگلها بیتاثیر نبوده است. با شدت گرفتن مشکلات محیطزیستی به مرور اهمیت وجود محیطبانان نیز برای مسئولان به اثبات رسید. بنابراین دغدغههای آنان را جدی تر گرفتند و تلاش بیشتری برای حفظ امنیت آنها انجام دادند. در تازهترین اقدام مجلس پنج تبصره به لایحه حمایت از محیطبانان افزود که یکی از این قوانین مشمولیت آنها به قانون حمایتگرانه بهکارگیری سلاح توسط نیروهای مسلح است. با تصویب این قانون، محیطبانان به منظور افزایش میزان امنیت خود در محل خدمتشان به سلاح گرم مجهز خواهند شد تا در مواقع ضروری از آن استفاده کنند.
آیا حضور پلیس طبیعت ضرورت دارد؟
یک عضو فراکسیون محیطزیست مجلس ایجاد پلیس طبیعت را یک ضرورت دانست. احمد همتی عنوان کرد: «در برخی مراکز گردشگری انباشتی از زبالهها به فاجعه تبدیل شده است که این معضل می تواند مانعی برای جذب گردشگران خارجی باشد بنابراین این معضل تهدیدی برای کشور محسوب شده که باید با استفاده از تکنولوژی های روز برای رفع آن چاره اندیشی کرد.» هرچند او توضیح بیشتری در ارتباط با مکانیزم و ساختار پلیس طبیعت ارائه نداده است، اما بهنظر میرسد پلیس طبیعت همانگونه که از نام آن برمیآید احتمالا زیرمجموعه نیروی انتظامی است و اختیارات قانونی نیرویانتظامی را نیز داراست. بدونشک اکنون مسائل محیطزیستی از اهمیت بسیار ویژهای در کشور برخوردار هستند. بحران آب، خشکسالی و کمبود منابع آب زیرزمینی و...، اما پلیس طبیعت چه کمک ویژهای میتواند به این مسائل داشته باشد؟ تصور کنید پلیس طبیعت مانع استفاده بیرویه شهروندان از آب شرب و لولهکشی شود. در نگاه اول اقدام شایستهای است، اما هنگام یادآوری این نکته که تنها سهدرصد از مصارف بیرویه آبی در کشور به مصارف خانگی ختم میشود این اقدام چندان مثمرثمر بهنظر نمیرسد. اگر یکی از اقدامات مهم این پلیس را ساماندهی موضوع پسماند و زباله بدانیم نیز با یادآوری مشکل سازمانیافته و حل ناپذیر پسماندها در کشور و روش معدومسازی و بازیافت آنها وجود پلیس طبیعت راهحل نهایی برای رهایی از این مشکل نیست. در مواردی وجود پلیس طبیعت در کشور حائزاهمیت میشود. بهعنوان مثال در گردهماییهای بزرگ مردم در طبیعت و بهعنوان مثال روز سیزده بدر وجود پلیس طبیعت ضروری است. در روز طبیعت سال 97 اخبار تایید نشدهای از قطع درختان، برافروختن آتش در مناطق غیرمجاز و همچنین ایجاد کمپ در مناطق غیرقانونی به گوش رسید. حال تصور کنید معضل قطع شاخ و برگ و حتی درختان نابالغ در جنگلها توسط گردشگران و مسافران رخ دهد در این صورت ماموران محیطبان در اسرع وقت به محل اعزام شده و از بروز این حوادث محیطزیستی جلوگیری خواهند کرد، اما در پارکهای جنگلی در حاشیه و درون شهرها چطور؟! در این صورت چگونه میتوان از حریم طبیعت محافظت کرد و طبیعت مظلوم را از گزند آسیبهای انسان در امان نگاه داشت؟ در این موارد بیشک پلیس طبیعت جایگاه ارزشمندی خواهد داشت. در واقع در هر مکانی که محیطبانان و بازرسان سازمانمحیطزیست به هر نحو حضور ندارند وجود پلیس طبیعت بیشک راهگشا خواهد بود. اگر اختیارات قانونی و حوزه عملکرد این پلیس را همانند تمام نیروهای انتظامی بدانیم در این صورت این پلیس قادر به دستگیری خاطیان و همچنین برخورد قانونی با آنها خواهد بود. اگر این افراد زیرشاخهای از نیروی انتظامی نیز نباشند و در مجموعه سازمان محیطزیست قرار بگیرند نیز احتمالا باید اختیارات قانونی متفاوت و حیطه عملکرد گسترده داشته باشند.
ضرورت فرهنگسازی برای حفظ محیطزیست
بهگفته اکثر مسئولان روز طبیعت امسال به نسبت سالهای گذشته شاهد آسیب کمتر مردم به محیطزیست بودیم، هرچند در نوروز امسال میزان قابلتوجهی از مساحت جنگلهای گیلان و مازندران را بهدلیل خطای انسانی از دست دادیم. در هر صورت نباید از یاد برد که جدا از وجود محیطبانان، ناظران سازمان محیطزیست یا ایجاد پلیس طبیعت آنچه راهگشا خواهد بود، وجود فرهنگ حفظ محیطزیست و حیاتوحش توسط مردم است و بس! محیطزیست ایران نفس تازه نخواهد کرد مگرآنکه هر ایرانی خود یک محیطبان،قرقبان و پلیس طبیعت باشد و حفاظت از محیطزیست و گونههای مختلف جانوری و گیاهی را وظیفه خود دانسته و محیطزیست را امانتی در دست خود بشمارد.
محیطبان و قرقبان پلیس طبیعتاند
مدیرکل محیطزیست استان تهران با تاکید بر آنکه اولویت باید بر افزایش حمایت از سازمان محیطزیست و محیطبانان باشد تا ایجاد پلیسطبیعت، میگوید: طبیعت در کشور دارای متولی و براساس اصلهای 45 و 50 قانون اساسی تکلیف محیطزیست کاملا مشخص است. براساس اصل 45 تمام جنگلها، مراتع، کوهها و... جزو اموال عمومی محسوب میشوند و در اختیار حاکمیت هستند. براساس اصل 50 نیز حفظ محیطزیست وظیفه عمومی تلقی میشود. کیومرث کلانتری میافزاید: برای حفظ منابع طبیعی و محیطزیست بهترین روش مشارکت مردم است. در سطح دنیا منابع طبیعی و محیطزیست به دو روش مدیریت میشوند، یکی از این روشها کنترل و فرماندهی است و روش دیگر مشارکتمردمی است و بهترین روش، روش مشارکت مردمی است. مردم باید در حفظ منابعطبیعی و همچنین محیطزیست با حاکمیت شریک شوند. او تاکید میکند: قطعا امکانپذیر نیست که به ازای هر فرد یک پلیس بگماریم، اما قطعا در برخی موارد نیازمند اعمال قانون از سوی حاکمیت و پلیس به منظور اجرای قانون نیز هستیم. کلانتری میافزاید: بهترین روش آن است که بتوانیم مردم را در حفظ طبیعت و محیطزیست شریک کنیم. براساس فرمایشات مقام معظم رهبری حفظ محیطزیست و منابعطبیعی باید به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود. اگر این اتفاق رخ دهد قطعا مردم خودشان حافظ طبیعت و محیطزیست خواهند بود. بنابراین نباید مردم را جزو مزاحم برای منابع طبیعی و محیطزیست برشماریم و آنها باید جزو لاینفک محیطزیست و منابع طبیعی باشند تا مردم به این یقین برسند که مواهب الهی در طبیعت حق و حقوق تک تک آنهاست. او خاطرنشان میکند: در واقع منابعطبیعی و محیطزیست متعلق به مردم است و حفظ آن نیز وظیفهای همگانی است. بنابراین تمام افراد به یک اندازه در حفظ منابعطبیعی مسئولیت دارند و تمام آحاد جامعه باید نسبت به منابعطبیعی و محیطزیست احساس تکلیف و دین کنند. کلانتری میگوید: حیات تمام موجودات زنده و در راس آنها انسان منوط به حفظ محیطزیست و منابعطبیعی است. او تاکید میکند: در حالحاضر فرهنگ مردم نسبت به محیطزیست و منابعطبیعی به میزان قابلتوجهی افزایش یافته است. بهعنوان مثال خانوادههای بسیاری در روز طبیعت اقدام به جمعآوری پسماندهای خود کردند و آنها را در کیسه زباله ریختند و درون اتومبیل خود گذاشتند تا در اولین سطل زباله قرارشان دهند. در موارد اندکی نیز ممکن است تعرضی به منابعطبیعی و محیطزیست در روز طبیعت شده باشد، اما بهطورکلی حساسیت شهروندان به مساله محیطزیست بیشتر شده است. کلانتری تاکید میکند: محیطبانان در سازمان محیطزیست و قرقبانها در سازمان جنگلها وجود دارند، این افراد در حقیقت همان نیروهای حاکمیتی هستند که وظیفه صیانت و حفظ محیطزیست را در مقابل افراد فرصتطلب و سودجو را دارند. بنابراین اگر محیطبانان را بیشتر تجهیز کنیم و منابع مالی را در اختیار دو سازمان منابعطبیعی و محیطزیست قرار دهیم زیرساخت در این بخش موجود است. در واقع محیطبانان و قرقبانان شرح وظیفه دارند و آنها میتوانند همان نیروی پلیس طبیعتی باشند که برای حفظ محیطزیست استخدام شدهاند و وظیفه برخورد با سودجویان از محیطزیست را دارند.