آرمان - زمانی که به بررسی اعتراضات اجتماعی پرداخته میشود، همواره از دیدگاه علمی دو شاخص اصلی ذهنی و عینی برای هرگونه جنبش و اعتراض مورد توجه قرار میگیرد. منظور از فضای ذهنی مجموعه آگاهیها و تفاسیر فردی و گروهی است که شخص یا گروه بر اساس آن اقدام به اعتراض میکنند که عمدتا تحت عنوان «محرومیت نسبی» تعریف میگردد. در کنار عوامل ذهنی و عینی که تشکیل دهنده هرگونه حرکت اجتماعی است، فضا نقش تعیین کننده دارد. به عبارتی این فضای اعتراضی است که ذهنیت و عینیت را بهم پیوسته و در نهایت شکلدهنده جنبش، جریان، اعتراض یا هرگونه ابراز نارضایتی در نهایت مسیر توسعه و اصلاحات را میگشاید. یک نگاه کوتاه به فضای جامعه ایران به خوبی نشان میدهد که ذهنیت و عینیت جامعه در نوع جدیدی از ارتباطات بهم پیوسته است. فضای مجازی، ساختاری است که اکنون بستر و نقطه تلاقی ذهنیت و عینیت جامعه را تداعی میکند. این فضا بنابر ویژگی و ساختار خود نوعی روابط غیر اقتدار آمیز را در تعاملات اجتماعی به تصویر میکشد و امکان نقشآفرینی افراد فاقد قدرت در سلسله ساختارهای قدرتی را بهوجود میآورد. از این رو، فضای مجازی که اکنون در جامعه ایران گسترش یافته، حق برابری، ابراز وجود و نارضایتی را که یکی از اصلیترین فرآیندهای اجتماعی برای توسعه و اصلاح میباشد، فراهم آورده است. فضای مجازی به خوبی تداعی کننده حق بیان و درخواست اجتماعی میباشد. بنابراین، این ساختار ارتباطی بیش از هرگونه مجاز، حقیقت جامعه ایران و ابزار توسعه برای اهداف و خواست جامعه حقیقی است. بهتر است کمی عمیق به این موضوع نگاه شود و بیش از هرچیز دیگر یا نگرانی، شکلگیری واقعیتهای اجتماعی را بر اساس خواست و بیان جامعه مورد توجه قرار گیرد. عوامل ذهنی به خوبی در گردش آزاد اطلاعات و براساس مجموعه آگاهیهای شهروندان در جامعه ایران در این بستر تولید میگردد، عینیت همین چرخش آگاهی در خود فضای مجازی از رویکردها در قالب کمپینهای گروههای مختلف در جامعه ایران به چرخش در میآید. اتفاقی که اکنون رخ داده، این است که تلفیقی بین ذهنیت و عینیت در جامعه ایران به سبب این فضا بهوجود آمده که در عین تولید ذهنیت جامعه، عینیت خود را تداعی و به جریان میاندازد.
یکی از مهمترین ویژگیهای جامعه توسعه یافته، تاثیرپذیری ساخت قدرت از مجموعه انباشت خواست جامعه است. به عبارت بهتر، جامعه ای ادعای توسعه یافتگی میتواند داشته باشد که سیستم، جمعآوری درخواست و اعتراض را به رسمیت شناخته و سپس آن را بهواسطه مجموعهای از سیاستگذاری تبدیل به خروجی کند و پاسخگوی نارضایتی باشد. به نظر میرسد که مجموعه ساختار تصمیم گیرنده در ایران به جای اینکه بهره لازم از این فضا را جهت توسعه انسانی و شناخت شرایط و خواست جامعه داشته باشد، به دنبال تصویر سازی تهدید از این بستر است که در نهایت منجر به بسته شدن فضای بیان اجتماعی و خواست انسانی میگردد. اینکه هر فضای اجتماعی در جامعه دارای تهدیدات خاص به خود است در آن جای هیچ شکی نیست، اما نبایستی به جای رفع تهدیدات همانگونه که در جامعه حقیقی نیز وجود دارد، اقدام به خاموشی و مصدود کردن دریچههای بیان در جامعه گردد. امید آن میرود، که فضای مجازی در ایران مورد پذیرش مقامات واقع شده و این بستر ذهنی با اتکا به تئوریهای توطئه کور نشود، چرا که برابری حاصل شده و امکان بیان صریح خواستها یکی از نیازمندیهای اساسی در جامعه ایران برای پیشرفت است. در صورتی که ساختارهای ارتباطاتی جدید که گستره بیان و مشارکت اجتماعی ایران را به حداکثر رسانیده است و به نوعی بستر اعتراضات نیز بهشمار میرود، با مجموعهای از سیاستهای فیلترینگ بسته شود، بیشک انباشت نارضایتی و آنومی اجتماعی غیر قابل تصوری در ابعاد گوناگون بهخصوص بیاعتمادی فزاینده و فروپاشی سرمایه اجتماعی را همراه خواهد داشت. نشنیدن و ندیدن فریاد اعتراضی مردم در کنار پاک کردن صورت مساله با دلایلی چون تهدیدات نهفته در این فضا، مانعی بر توسعه اجتماعی خواهد بود و جامعه ایران در نداشتن فضای اعتراضی فروخواهد رفت. بر این مبنا، مسئولان امر بهخصوص متخصصان در امور اجتماعی و کنشهای ارتباطی نوین هشدارهای لازم و آگاه سازیهای مورد نیاز در خصوص فیلترینگ این فضا را گوشزد کرده و از هرگونه تبعات منفی فیلترینگ این فضا را آگاه سازند. بیشک آگاهی جامعه، توسعه و جلوگیری از فسادهای گسترده در گروه شفافسازی و گردش آزاد اطلاعات است و فضای مجازی اکنون حقیقیترین فضا برای توسعه و جلوگیری از هرگونه فساد در جامعه ایران میباشد.