آرمان - تغییر در دستگاه سیاست خارجی آمریکا از سوی دونالد ترامپ، بیانگر نوعی استراتژی جدید دولت آمریکا نسبت به مسائل بینالمللی است. این تغییر دلایل متعددی دارد، اما به نظر میرسد که انتخاب پمپئو بهعنوان وزیر خارجه آمریکا نوعی شیفت به سوی رویکرد واقعگرایی تهاجمی دارد. این رویکرد واکنشی است که نسبت به تحولات بینالمللی اتخاذ شده است. به نظر میرسد با توجه به انتقاداتی که به رویکرد سیاست خارجی آمریکا مطرح است، باعث گردیده تا دولت ترامپ نوعی رفتار تهاجمی در نظام بینالملل را پیگیری کند. آزمایش موفقیت آمیز موشک فوق پیشرفته روسیه در کنار نرمش پذیری که کره شمالی برای مذاکره با آمریکا داشته است، باعث شده تا ترامپ نوعی حرکت رو به جلو و از رویکرد تهاجمی به منظور کسب حداکثر نتیجه بینالمللی را گزینش کند. بررسی سابقه پمپئو که پیش از این رئیس سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) بوده و جایگاه امنیتی در آژانس امنیت ملی آمریکا و مسئولیت در دستگاه اطلاعات ارتش داشته است، نشان دهنده نوعی روحیه تهاجمی وی بر اساس واقعگرایی است. بیشک نگاه دستگاه سیاست خارجی آمریکا نسبت به تحولات منطقه خاورمیانه نیز بههمراه توطئههای جدید خواهد بود. نزدیکی نخست وزیر اسرائیل به پمپئو و دستگاه سیاست خارجی به خصوص پس از اعلام حمایت تام ترامپ از اسرائیل و اعلام قدس شریف به عنوان پایتخت این کشور نیز از جمله متغیرهای تاثیرگذار برای مقاومت در برابر این اقدام در منطقه ارزیابی میشود. نقش ایران در منطقه، بحران کره شمالی و رقابت با روسیه در نظام بینالملل سه محور اصلی رویکرد سیاست خارجی آمریکا خواهد بود. در این میان موضوع ایران از جمله توافق هستهای (برجام)، افزایش نقش منطقهای ایران پس از شکست داعش و پایداری دولت سوریه در کنار نفوذ ایران به نزدیکی مرزهای اسرائیل باعث شده که سیاست خارجی دولت جمهوریخواه آمریکا بر اساس مجموعهای از عملکرد تهاجمی نسبت به ایران مفصلبندی شود. به نظر میرسد، آمریکا با بهرهگیری از ظرفیت منطقهای خود به خصوص اختلافات میان ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اسرائیل به دنبال افزایش فشار به ایران در ابعاد اقتصادی و سیاسی برمیآید. تمدید هشدار ملی نسبت به تهدیدات ایران، تحرکاتی که نخست وزیر اسرائیل نسبت به ایران به راه انداخته است، بهعلاوه اقدامات خصمانه عربستان سعودی در منطقه بر علیه ایران، بیانگر اعمال سیاستهای تهاجمی بهخصوص به منظور محدود کردن هر چه بیشتر برجام و ناکام گذاشتن دستاوردهای اقتصادی آن برای ایران است. روشن است که توافق هستهای (برجام) و نگرانی از نفوذ ایران در منطقه دو محور اصلی مقابله با ایران خواهد بود. بهگونهای که آمریکا درصدد خواهد بود تا بتواند با بهرهگیری از ظرفیتهای منطقهای بهخصوص سیاستهای خصمانه عربستان سعودی و اسرائیل نسبت به ایران برای راضی کردن متحدان خود استفاده کند. نزدیک شدن به زمان تعلیق موقت تحریمهای هستهای بر اساس برجام و تغییر در سیاست خارجی بیانگر روزهای سختی برای برجام است. پمپئو که خود یکی از مخالفان توافق هستهای است و همواره رویکرد تهاجمی را در دستور کار خود قرار داده است، منجر به پیچیدگی خاصی نسبت به برجام و ابعاد بینالمللی آن شده است. به طوری که وزیر امور خارجه ایران در موضعگیری خود نسبت به این تحولات، ترامپ را فردی غیر قابل پیشبینی دانسته است. این بدین معنی است که ایران انتظار این تحولات را نداشته و باید استراتژی هوشمندانهای نسبت به رفتار سیاست خارجی آمریکا در آینده اتخاذ گردد. بهرهگیری از ظرفیتهای منطقهای و بینالمللی در افزایش هزینههای لغو برجام، بازگشت سریع دستاوردهای هستهای، ایجاد مناطق نفوذ برای کاهش آسیبهای تحریمهای گسترده، نفوذ ایران در منطقه در کنار افزایش اتحاد ملی و تقویت سرمایه ملی در برابر بحران بینالمللی شاخصهای خواهد بود که باید در برابر رفتار سازماندهی شده و تهاجمی آمریکا نسبت به ایران در آینده ساماندهی و برنامهریزی گردد. مهمترین مقاومت در این گونه رفتار واقعگرایی تهاجمی در نظام بینالمللی افزایش هزینههای تهاجم نسبت به دولت آمریکا خواهد بود که نیازمند سیاست خارجی هوشمندانه و پیچیده در منطقه و نظام بینالملل است در غیر این صورت ایران و برجام روزهای سختی را در پیش رو دارند.