آرمان - در سفر دو روزه رئیس جمهور به استان هرمزگان طبیعتا یکی از موضوعاتی که مورد بحث قرار گرفت و توجه رسانههای گروهی را هم به خودش جلب کرد، مسأله استفاده از آب دریا برای مصارف صنعتی، کشاورزی و آشامیدنی بود. متاسفانه جریانهای ناشناختهای از طریق رسانههای گروهی داخلی و خارجی با هدفهای متفاوت و بدون مطرح کردن هیچگونه مبنای علمی عنوان میکنند که در 20 سال آینده ایران به بیابان تبدیل خواهد شد. حال این که این پیشبینیها بر چه اساسی هستند را کسی روشن نمیکند. مقوله ریزگردهای استان خوزستان را مدتها به گردن عربستان و عراق و دیگران میانداختند ولی پس از چندی اعتراف شد که کانون ریزگردهای استان خوزستان در همان استان هستند و ارتباطی به طوفانهای صحرایی که هر 10 سال یکبار ممکن است اتفاق بیفتند، ندارند. مسأله شیرین کردن آب دریا در جهان امروز تبدیل به یک واقعیت غیرقابل انکار شده است. به طوری که حتی شهرداری لندن تصمیم گرفته است که به علت پایین آمدن کیفیت رودخانه تایمز بهتر است که در کناردریا، یک واحد آب شیرین کن برای مصرف شهروندان ساخته شود. درروز بر پایه آمارهای موجود بالغ بر 86 میلیون مترمکعب آب از دریاها و اقیانوسها شیرین میشود. بزرگترین آب شیرین کن جهان در ایالت کالیفرنیای آمریکا قرار دارد. از مجموعه 86 میلیون مترمکعب آبی که روزانه شیرین میشود 40 میلیون مترمکعب آن مربوط به منطقه خلیج فارس است و عمدتا در عربستان سعودی در جنوب خلیج فارس، از کویت گرفته تا عمان نه آب زیرسطحی وجود دارد و نه اصولا رودخانهای جاری است ولی در آنجا تمدنهای نوینی به وجود آمده است. به طوری که 40 میلیون مترمکعب آب در روز تنها در منطقه کشورهای خلیج فارس تبدیل به آب شیرین میشود. سهم ایران از این میزان به کمتر از صد هزار مترمکعب در روز میرسد به عبارتی یعنی هیچ! زمانی که مسأله استفاده از آب خلیج فارس و دریای خزر برای استفادههای آشامیدنی و صنعتی مطرح شد، عدهای از جریانهای مشکوک عنوان میکردند که این باعث خواهد شد تا نمک اضافی به دریا وارد شود و آب خلیج فارس شور شود که آقای روحانی در سفر اخیر خود به استان هرمزگان به این مطلب به طور غیرمستقیم پاسخ دادند و گفتند که بقیه در خلیج فارس دارند چنین کاری را میکنند. نمک را نیز در خلیج فارس میریزند حال که ما میخواهیم چنین کاری را بکنیم مرتب از ما ایراد میگیرند.
زمانی که مسأله انتقال بخش کوچکی از آب دریای خزر به استان سمنان که شدیدا درگیر کم آبی و خشکسالی است، همین باصطلاح طرفداران محیط زیست عنوان کردند که تعدادی از درختان برای احداث لوله انتقال آب باید از میان برداشته شود. استاندار سمنان اعلام کرد که ما قول میدهیم به ازای هر درختی که برای این مسیر از بین میرود 10 درخت جدید بکاریم ولی همین جریانهای مشکوک مانع از انجام چنین کاری شدند. حال اینکه ادله آنها چیست بر کسی پوشیده نیست ولی این که این جریانها در مقابل از بین رفتن هزاران هکتار از جنگلهای شمال، جنگلهای بلوط زاگرس و تبدیل شدن استان خوزستان به کانون ریزگردها چشم خود را میبندند. به یاد دارم روزی با یکی از مهندسین چینی دیداری داشتم. ایشان گفتند که شما ایرانیها برای چه مرتب از کمبود آب صحبت میکنید؟ شما که در دو طرفتان هزاران کیلومتر دریا و اقیانوس وجود دارد! ما در چین یک کانالی به طول 600 کیلومتر ساختیم و آبی را برای تغذیه 40 میلیون نفر از یکی از سدهای خود انتقال دادیم ولی شما معلوم نیست که به دنبال چه چیزی هستید و مرتب صحبتهای تکراری را انجام میدهید بدون در نظر گرفتن مبانی علمی آنچه که در عمل باید صورت بگیرد. در یک کشور نیمه بیابانی مانند ایران ذخیره کردن حتی یک مترمکعب آب هم توجیه اقتصادی دارد ولی همین جریانهای مشکوک احتمالا با انگیزههای سیاسی و با انگزدن به دولت سازندگی، بحران خشک شدن تالابها را به گردن ایجاد سدهای ساخته شده در آن دوران میاندازند. بدون در نظر گرفتن اینکه اگر چنین سدهایی نبودند، آب این رودخانهها نه تنها موجب آسیب فراوان و خسارتهای سنگین میشد، بدون استفاده به دریا ریخته میشد. بنابراین اگر بخواهیم راجع به این مسأله اندکی دقت کنیم و مصداقی بیاوریم بر روی سه رودخانه بزرگ ایران که از کوههای زاگرس سرچشمه میگیرد مانند رودخانه کارون، دز و کرخه بر پایه مطالعاتی که کارشناسان امریکایی در دهه 60 میلادی سده گذشته انجام دادند، میتوان بیش از بیست هزار مگاوات برق رایگان و بدون استفاده از سوختهای فسیلی تولید کرد. حال این مسأله را مسئولان کشور رها کردهاند و تکیه خود را بر استفاده از تولید انرژی خورشیدی کردهاند آنهم با سرمایه گذاری بسیار سنگین که اخیرا قراردادی با یک شرکت انگلیسی برای تولید صد مگاوات با هزینه سرمایهگذاری بیش از 600 میلیون دلار به امضا رسید در حالی که با یک چنین مبلغی میتوان نه تنها یک نیروگاه بزرگ ساخت بلکه با تکمیل سدهای روی رودخانههای سهگانه بزرگ خوزستان بالغ بر 15 میلیارد مترمکعب آب را ذخیره کرد. ولی در همین حالی که صحبت از کمبود آب در ایران میشود، متاسفانه در استان خوزستان فاجعهای در حال انجام است. با صرف هزینههای سنگین، کانالی به عرض 50 متر و طول 55 کیلومتر برای انتقال 20 مترمکعب آب از رودخانه کارون نه برای کاشت درخت بلکه برای مرطوب کردن کانون ریزگردها سرمایهگذاری شده است. هزینه قیمت این آب بدون درنظر گرفتن ایستگاه پمپاژ، حفر کانال و سایر هزینههای مربوطه روزانه بالغ بر یک میلیون و 300 هزار دلار است. یعنی سالی 300 میلیون دلار و در مقابل چنین فجایعی همه سکوت کردهاند و در نهایت هر موقعی میخواهند کاری در راستای مبانی علمی انجام شود، انواع و اقسام بهانههای من درآوردی مطرح میشود و در نهایت هم دولت و مسئولان کشور را از آنچه گفتهاند یا میخواهند انجام بدهند، پشیمان میکنند. ولی همین جریانات چشم خود را روی از بین رفتن هزاران هزار هکتار جنگل میبندند. آنها را آسیب به محیط زیست نمیدانند زیرا شاید از طریق مافیای زمین خواران هدایت میشوند.