بستن
کد خبر: ۷۸۵۲۷

اینفانتینو به ایران خوش آمدی!

اینفانتینو به ایران خوش آمدی!
بهمن فروتن - کارشناس فوتبال

آرمان - دربی این فصل را از چند منظر مختلف بررسی می‌کنم. حضور رئیس فیفا و بهترین گلزن فوتبال زمان ما در دربی پایتخت و ملاقات با رئیس جمهور و گذری بر ایران حائز اهمیت است. در هفتم بهمن 1971 یعنی 47 سال پیش به وسیله یک همه‌پرسی از مردان تصویب شد که زنان در سوئیس حق رای داشته باشند. این در حالی است که 10 سال قبل از این تاریخ در ایران و افغانستان زنان حق رای پیدا کرده بودند. یعنی 10 سال بعد از ما و افغانستان زنان در سوئیس حق رای به وسیله یک همه‌پرسی از مردان را یافتند. البته در همان سال 1971 همه زنان در سوئیس یکباره حق رای پیدا نکردند و این ماجرا تا 20 سال یعنی تا 27 نوامبر 1990 یعنی حدود 28 سال بعد به طول انجامید که در کانتون آپنسل اینرهودن مردها اجازه دادند که زنان این کانتون هم رای دهند. الان اینفانتینو به ایران آمده و در استادیوم صدهزار نفری که همه مردها نشسته‌اند، دربی را تماشا می‌کند. همه اینها در حالی است که چند تا زن هم در بیرون دستگیر و بازداشت شده‌اند! رئیس فدراسیون ما اگر آن موقع به سوئیس و کانتون آپنسل اینرهودن می‌رفت، زن‌ها می‌گفتند که این رئیس فدراسیون ایران است. همانجا که آنها حق رای دارند و ما نداریم. حالا اینفانتینو واقعا تعجب می‌کند که اینجا زنان حق ورود به استادیوم را ندارند. حالا که کشورهای منطقه خودمان هم زنان را به استادیوم راه داده‌اند، سخت می‌شود کشوری را پیدا کرد که زنان نتوانند به استادیوم بروند. این اصلا جنبه دینی و مذهبی هم ندارد که عده‌ای به آیات عظام گفته‌اند استادیوم محل وحوش است و به زنان اجازه ورود به استادیوم را ندهید. یعنی آنقدر انسان ایرانی به درجه پستی رسیده که در استادیوم مردان مزاحم زنان شوند؟ نمی‌دانم اینفانتینو در سال 1990 که هنوز زنان یکی از کانتون‌هایش حق رای نداشتند، چند ساله بوده است؟ اما مساله این است که استادیوم صدهزار نفری در این دربی پر و خالی شده و یک خال به کسی نیفتاده است. این مساله را واقعا باید بررسی کنیم و آیات عظام باید نگاه کنند که آیا همه کارشناسان در مورد ورزشی که همه دوست دارند، مشاوره درستی می‌دهند؟ این ورزشی است که همه به صورت پاک آن را دوست دارند. تصاویر استادیوم آزادی که پر از قرمز و آبی است، در سراسر دنیا منعکس شده و از اینکه خون از دماغ کسی نیامده، واقعا انعکاس خوبی داشته است.

انعکاسی که بگویند مردم ایران متمدن هستند و صدهزارتایشان می‌توانند در کنار هم باشند درحالی که در این میان دیپلم، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای تماشاگران مطرح نیست. فرهنگ در اینجا، در یک سطح دیگری است که در یک استادیوم صدهزار نفری در کنار همدیگر می‌نشینند. هرچند در این میان سنگ، لیمو و پرتقال هم به میانه زمین پرتاب می‌کنند که به نظر نمی‌رسد خودجوش بوده باشد. اصلا برایم عجیب است در کنار پرچم کرنر عده‌ای نشسته‌اند که در موقعیتی، سنگی پرتاب کرده‌اند. این مساله را باید مورد کنکاش قرارداد چون منجر به خراب کردن ایرانی‌ها می‌شود. سکانس دوم؛ طبیعی است که بازی، بازی خوبی از نظر عموم نبود که در اینباره توضیح می‌دهم. درست است که اسم فوتبال ما فوتبال حرفه‌ای است اما یک فوتبالی است که به دلیل جنبه ناسیونالیستی به تیم ملی‌اش فقط می‌رسند. به تیم‌های باشگاهی و فوتبال کشور رسیدگی چندانی نمی‌شود. تقریبا هیچ نوع سرمایه گذاری خاصی در آن نیست. بنابراین از نظر بهداشتی و پزشکی و رسیدگی به سلامت بازیکنان، حرفه‌ای بودن آنها و شیوه زندگی آنها کار ما در سطح پائین‌تر از متوسط است. بازیکنان ما توان بازی‌های متعدد پشت سر هم را ندارند. البته تعداد کمی از باشگاه‌های دنیا وجود دارند که بازیکنان آن با مراقبت‌های پزشکی بسیار عالی باز هم کمبود و کاستی‌هایی در سطح فنی خودشان دارند. به این شکل که اکثر تیم‌هایی که سه شنبه و چهارشنبه مسابقات باشگاه‌های اروپایی دارند یعنی چمپیونزلیگ و جام یوفا که چمپیونزلیگ اکثر سه‌شنبه و چهارشنبه‌ها مسابقه دارند و یوفا پنجشنبه‌ها. تیم‌هایی که سه‌شنبه بازی دارند و شنبه باشگاهی داخلی بازی دارند، اکثرا اگر به آمار مراجعه کنید، بازی‌های داخلی خودشان را حتی به ضعیف‌ترین تیم‌ها هم می‌بازند. همین چندی پیش رئال‌مادرید قبل از بازی چمپیونزلیگ به یک تیم بسیار ضعیف می‌بازد. اینها شنبه بازی داخلی دارند، سه‌شنبه یا چهارشنبه چمپیونزلیگ دارند و باز دوباره شنبه مسابقه باشگاهی داخلی، البته در جام حذفی هم بازی دارند. به این بازیکنان فشار می‌آید چون بازی‌های ملی و اردوهای متفاوت هم در برنامه خود دارند. الان پرسپولیس و استقلال به فاز مسابقات قهرمانی آسیا آمده‌اند. ما می‌بینیم تراکتورسازی به پیکان 9نفره در زمین خودش در تبریز می‌بازد! چون تراکتورسازی هم در همین فاز و در فاز چمپیونزلیگ آسیاست و رمق این بازیکنان کشیده شده. حالا وقتی بازی پرسپولیس و استقلال را دیدم باز به این نتیجه رسیدم که بازی جلوی صدهزار تماشاچی، دربی که از سه هفته پیش رسانه‌ها به این بازی پرداخته‌اند و فشار عجیبی روی بازیکنانی هست که بدون مراقبت‌های پزشکی رمقشان در یک چنین بازی‌ای کشیده شده، هیچ نتیجه‌ای به غیر از یک بازی بد نخواهد بود. هرچند بازیکنان آمدند و آدم می‌دید که می‌خواهند ولی بدن‌هایشان جوابگوی آن خواسته نبود. آن وقت نتیجه‌اش یک چنین بازی می‌شود که برای عموم بد بود. اما چرا استقلال بهتر از پرسپولیس بود؟ به این دلیل که پرسپولیس در آستانه قهرمانی ایستاده و برای این قهرمانی زمان دارد و هیچ احتیاجی نیست که حتما در این بازی برنده باشد. پرسپولیس بعد از این بازی دو تا بازی آسیایی دارد و بهتر است که توان خود را تا حدودی ذخیره کند. می‌دیدیم که بازیکنان واقعا با یک ترمزدستی کشیده شده گاز می‌دادند. اما استقلال به‌اندازه یک گل بهتر بود. برای اینکه آنها این انگیزه را داشتند که نمی‌توانند قهرمان شوند. یک بازی جام حذفی دارند که معلوم و مشخص نیست که از پیش برنده باشند. بنابراین بازی حیثیتی است و دربی قبل را هم که باخته بودند و به هر حال انگیزه خیلی بیشتری از پرسپولیس برای بردن داشتند. به همین دلیل دست به یک پرس 70 دقیقه‌ای در تمام نقاط زمین زدند. 20 دقیقه خسته شدند که در آن 20 دقیقه پرسپولیس به دروازه حریف حمله کرد ولی در عین حال پرسپولیس نشان داد که در مقابل پرس یک مقدار ضعف دارد که برانکو برای مسابقات آسیایی باید این ضعف را برطرف کند. اما در این بازی آنچه یک کارشناس می‌تواند ببیند اینکه استقلال زور بیشتری برای این برد مصرف کرد. باید گفت که عواقب ریکاوری درست پزشکی-ورزشی و مراقبت‌های پزشکی از بازیکنان و شیوه زندگی بازیکنان ما حرفه‌ای نیست. از این نظر برای استقلال نگرانم که در دو، سه بازی آینده دسته A بقیه تیم‌ها تعطیلی دارند و تراکتور، استقلال و پرسپولیس هستند که درگیر این بازی‌های آسیایی‌اند. ولی شفر از فوتبال کاملا حرفه‌ای آمده و چقدر زورش می‌رسد که این ریکاوری درست انجام شود، برای بازی‌های بعدی مهم است. مطمئنم در بازی‌های بعدی پرسپولیس چون انرژی کمتری در این بازی مصرف کرده، می‌تواند نتایج بهتری بگیرد. وقتی غفوری را می‌بینیم که برای این بازی چقدر زحمت کشید و حالا باید در دو بازی آسیایی هم واقعا همین قدر زحمت بکشد، فکر می‌کنم تیم استقلال نیاز به مراقبت‌های ویژه پزشکی دارد. مساله سوم هم با اینکه می‌گویم این بازی بد بود اما یک بازی پرشکوه بود. به نظرم جشن آدم‌ها بود. سازماندهی فدراسیون مفید بود و تمام نیروهایی که باید امنیت این بازی را فراهم می‌کردند کارشان را به خوبی انجام دادند. تماشاگران بافرهنگی را شاهد بودیم. سالیان سال در اروپا زندگی کردم و می‌دانم همانجا با وجود تمام سیستم‌های پیشرفته زمانی که قرار است یک بازی با صدهزار نفر تماشاچی برگزار شود، خیابان‌های اطراف استادیوم شاهد شلوغی‌هایی هستند. اما به غیر از این چهار تا سنگ سازمان یافته که خودجوش نبود، اینفانتینو باید دید بسیار مثبتی راجع به سازماندهی یک جشن صدهزار نفر در کشوری که زنانش 20 سال جلوتر از زنان کشور خودش هستند، پیدا کرده باشد. ما باید از دیدن این جشن باشکوه اعتماد به نفس پیدا کنیم و دنبال این برویم تا ارزش‌هایی را که داریم با ندانم کاری چند تا کارشناس از دست ندهیم.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی