آرمان - مهندس بهزاد نبوی را اغلب به خاطر فعالیتهای سیاسی و چریکی دوران انقلاب، با صفت چریک پیر خطاب کرده و گویی میخواهند با این صفت او را تمجید و تحسین کنند. حال آنکه اصلاحگری این مرد بزرگ و تلاش در مسیر توسعه، حاکمیت قانون، تقویت جامعه مدنی، دوری از افراطیگری، مقاومت، استواری و وفاداری بر اصول اصلاحات و حقوق ملت، واجد اهمیتی به مراتب شایستهتر، اخلاقیتر و زیبندهتر از چریکیگری است. پرداختن به شخصیت سیاسی و تجزیه و تحلیل رفتارهای سیاسی ایشان، نیازمند مطالعه و تحقیقی گسترده و شناخت همهجانبه بستر و کانتکست هر کنش میباشد که مجالی مفصل طلب میکند. مخفی نماند که به نبوی و جناح متبوعش، همچون هر سیاستورز و جناح دیگر، نقدهایی وارد است و خود این را میپذیرد. مخالفت ایشان با افراطیگریهای ایران سوز در دو جبهه اقتدارگرایی و براندازی خواهی، در دورانهای گوناگون ایشان را به عنوان لنگر اصلاحطلبی اصیل نمایان ساخته است. برخی افراطیگریهایی که دوران اصلاحات، هزینه براندازی خواهی را بر اصلاحطلبی تحمیل میکردند، به شدت مورد انتقاد ایشان بود. البته از بهرهگیری از ظرفیتهای موجود برای اصلاح امور از هیچ کوششی دریغ نمیورزیدند. نه افراطیگری براندازانه را به نام اصلاحطلبی تاب میآورد و نه انفعال و رکود درون اصلاحات را به نام تعامل و اعتدال بر میتابید. اصلاحطلبی او معطوف به حق حاکمیت ملی، حفظ تمامیت ارضی، امنیت و آرامش کشور، اعتدال و میانهروی، آرمانگرایی معطوف به واقعبینی، قانونگرایی و توسعهگرایی بوده است. آنگاه که جمهوری اسلامی را برداشتهای دگم و ضدجمهوریت تهدید میکرد، از سردمداران دفاع از آرمانهای انقلاب با لحاظ ظرفیت سیاسی، اجتماعی و آرایش سیاسی و توازن قوا (واقعیات سیاسی) بود و گاهی که افراطیگری براندازی خواهانه کشور را تهدید مینمود، آبرو در طبق اخلاص نهاد، تهمتها به جان خرید، با کمری خمیده از فشارهای اقتدارگرایی، اما استوار در برابر براندازی خواهی صلا داد: «من در زندان، ضد انقلاب، یعنی ضد همه انقلابها شدم! از انقلاب فرانسه تا بهار عربی. از نگاه من انقلابها مشکلات اساسی دارند.» او سالها پیش از این از چریکیگری به اصلاحگری تحول یافته بود. اما در اوج اعتراضات و شرایط سختی که برای کشور پیش آمده بود، به خاطر ایران و به حکم تجربه و عقلانیت، ضمن به رسمیت شناختن حق اعتراض مردم، با دلی عاری از کینهتوزی، وضعیت مستقر (البته با تاکید بر اصلاحات) را بر هرگونه براندازی خواهی ترجیح داد و این بار آماج حملات افراطیون براندازیخواه قرار گرفت. نبوی از تبار مهندسین سیاستورز و اصلاحگری است که ذهنیت خلاقشان به عرصه سیاست نیز وزانت و خلاقیت هدیه کرده است. بازرگان، سحابی و نبوی را میتوان مهندسان عرصه اجتماع نام نهاد. اینان بسان سرمایههای اجتماعی رویکرد مهندسی اجتماعی ظاهر شدند. مهندسانی که امکانات و ظرفیتها را در کنار ناداشتهها و محدودیتها، ارزیابی میکنند. مفهوم مهندسی اجتماعی تدریجی نزد پوپر دیدگاهی عملی و نقدپذیر است. پوپر نظر خود را به طور مشروح در این باب در فصل نهم کتاب جامعه باز توضیح میدهد. سیاستمداری که این روش را اختیار میکند ممکن است، نقشه جامعه را در ذهن داشته یا نداشته باشد، ممکن است با اینکه نوع بشر سرانجام روزی دولت مثالی و آرمانی را تحقق بخشد و به سعادت و کمال در این دنیا دست یابد، امیدوار باشد یا نباشد. اما میداند که کمال، اگر اصولا دستیاب باشد، بسیار دور است، میداند هر نسلی از بشر و بنابراین، هر انسان زنده ادعای حقی دارد که شاید به سبب نبودن هرگونه وسیله برای خوشبخت کردن دیگران از طریق نهادها، بیش از آنکه حق خوشبخت شدن باشد، حق بدبخت نشدن است هرجا که بدبختی قابلاجتناب است. بنابراین، کسی که مهندسی تدریجی را پیشه میسازد، روشی اختیار میکند برای جستوجو و مبارزه با بزرگترین و عامترین بدیهای گریبانگیر جامعه، نه جستوجو و مبارزه در راه بزرگترین خیر نهایی برای آن. نگاه اصلاحگرایانه نبوی به جای دفن واقعیات و بستن اسب به دنباله ارابه (آنگونه که برخی خیال اندیشان در سیاست میدمند)، خیر عمومی و تدبیر و تصمیم را در شرایط فقدان تدبیر و تصمیم، میجوید. شایسته است او را مهندس اصلاحات دانست، تجارب، عقلانیت و ذهنیت خلاقش را که نتیجه حضور متوالی او در آسیاب سیاست کشور بوده، قدر بدانیم و بر صدر نشانیم. جنبش اصلاحی ایران علاوه بر احساسات پاک جوانانش به عقلانیت و درایت بزرگانی چون نبوی نیاز مبرم دارد. همنشینی آن احساسات پاک با این عقلانیت عمیق است که عرصه عمومی و سپهر سیاست در کشور را از افتادن در چاه ویل افراطیگری و خشونتطلبی نجات میدهد. روزت مبارک مهندس اصلاحات.