آرمان - بیست وسومین دوره مسابقات المپیک زمستانی 2018 پیونگ چانگ کرهجنوبی که 27اسفندماه با امید نیل به اهداف ورزشی به کار خود پایان داد، از دستاورد به مراتب مهمتری از هدف اولیه اش، از جمله تحقق صلح و نزدیکی ملتها هم از بعد ورزشی و هم سیاسی و امنیتی برخوردار بود. به گزارش ایرنا، این بازیها که از 9 تا 25فوریه (20بهمن تا 6) بههمراه دوازدهمین دوره رقابتهای پارالمپیک زمستانی که آن نیز از 9 تا 18مارس (15اسفند تا 27اسفند 96) برگزار شد در واقع تورنمنت متفاوتی بود که پیشبینی میشود، بتواند نوید بخش استقرار صلح در شبهجزیره بحران زده کره (کرهشمالی و جنوبی) و حتی در شرق آسیا باشد. این المپیک توانست با حدود 3هزار ورزشکار از 95 کشور جهان، بزرگترین بازیهای المپیک زمستانی تاریخ از لحاظ تعداد کشورهای شرکتکننده و همچنین تعداد ورزشکاران حاضر در المپیک به شمار آید و در عین حال بیش از 200هزار گردشگر ورزشی جهان را به خود جلب کرد و طبق برآوردهای اولیه 14تریلیون وُون (حدود 17میلیارد دلار) سود در بر داشت. مدیریت ورزشی کشور میزبان بههمراه تدبیری که از سوی نخبگان سیاسی این کشور اندیشیده شد، موجب شد تا هم ورزشکاران کرهشمالی بهعنوان کشور رقیب و یا بهتر است گفته شود متخاصم سیاسی، به آن فراخوانده شوند و هم علاوه بر گردشگران ورزشی، حتی مقامات ارشد پیونگ یانگ را نیز جلب و جذب کند. دولت میزبان این تورنمنت به اقدامی دست زد که با سیاستهای تفرقه افکنانه آمریکا در منطقه برای بهرهبرداری اقتصادی و سیاسی از اختلاف کرهشمالی با کرهجنوبی و ژاپن در تضاد قرار گرفت، چون سئول به رغم حضور 242ورزشکار آمریکایی در این تورنمنت برآن شدند تا برای نخستین بار در تاریخ معاصر با در پیش گرفتن یک دیپلماسی پینگ پنگی، از 22ورزشکار کرهشمالی از جمله 1هاکی باز زن آن کشور برای شرکت در این رویداد دعوت و در واقع رژیم تحریمی سابق خود را بشکنند، تا شاید همانگونه که دیپلماسی پینگپنگ در اواسط دهه 1970توانست به گفتوگوهای پنهانی ایالات متحده آمریکا و چین پایان دهد، این روش سیاسی در مورد جدید نیز بتواند بار دیگر در رفع یک اختلاف دیرینه سیاسی کارساز افتد. دولت کرهجنوبی سعی کرد با پذیرش خواهر کیم جونگ ایل، رهبر کرهشمالی در این مسابقات و انجام مذاکرات آشکار و پنهان با او در حاشیه این رویداد ورزشی از این سفر وی بهعنوان بهانهای برای بازکردن گرههای کور دیپلماسی میان دو کشور بهره ببرد. در واقع، به اعتقاد تحلیلگران سیاسی، حضور این مقام بلندپایه کرهشمالی در کرهجنوبی توانست تاحدودی به سالها کینه و عداوت دوطرفه که همواره با رجز خوانیهای جنگی و بهتازگی با تهدیدهای بسیار خطرناک هستهای نیز همراه شده بود، ولو بهطور موقت پایان دهد. از سوی دیگر باید گفت که المپیک زمستانی پیونگ چانگ، برخلاف بازیهای المپیک تابستانی سال 1988 سئول که به تشدید خصومتهای دو کشور منجر شده بود، از نادر رویدادهای ورزشی جهانی شد که توانست هدف اصلی خود را نیز تحقق بخشد، چرا که طبق تعاریف اصلی برای برگزاری چنین رویدادهای ورزشی بینالمللی، این قبیل مسابقات باید به استقرار صلح میان ملتها نیز کمک کند که البته با اقرار همه کارشناسان، این تورنمنت به حد کافی توانسته است حداقل در کوتاهمدت ادبیات جنگی میان دو کشور را متوقف کند. چون سئول بعد از 65سال آتش بس موقت و بهسر بردن در وضعیت نه جنگ و نه صلح با پیونگ یانگ، با دعوت از دیپلماتهای کشور رقیب یا متخاصم به پیونگ چانگ و انجام دیدارهای رسمی و دوجانبه سیاسی با آنها به هدف اصلی خود نزدیک شد. اگرچه برخی تحلیلگران بعید میدانند که سئول واقعا خواسته باشد برخلاف نظر واشنگتن به پیونگ یانگ روی خوش نشان دهد و کرهجنوبی با هماهنگی با آمریکا و در یک ترفند سیاسی و ورزشی از طریق دعوت از ورزشکاران، تماشاچیان و مقامات کرهشمالی سعی کرد مقامات آن کشور را برای انجام هرگونه اقدامی برای بیارزش کردن دستاوردهای ورزشی و اقتصادی این روداید ورزشی خلع سلاح کند. اما برخی دیگر از تحلیلگران معتقدند که مقامات سئول این بار وقعی بر خواسته واشنگتن ننهاده و واقعا قصد داشتند با میزبانی این رویداد ورزشی یخهای مناسبات دوجانبه با کشور همسایه را آب کنند و زمینه را برای وحدت مجدد دو کشور فراهم آوردند. اما صرف نظر از رویکرد گروه اول به المپیک زمستانی کرهجنوبی و محقق شدن هدف کوتاهمدت برگزارکنندگان آن، چنانچه بخواهیم همچنان به رویکرد دوم اعتقاد داشته باشیم، باید پرسید که آیا با پایان موفقیتآمیز این رویداد ورزشی میتوان بر ادامه هدف سیاسی و امنیتی کشور میزبان نیز امیدوار بود؟. پاسخ مثبت به این سوال را باید در نیت واقعی و پنهانی مقامات سیاسی سئول جستوجو کرد و دید که آیا آنها همچنان به وعدههای خود در دیدارهایشان با میهمانان ویژه از کشور متخاصم پایبند خواهند بود یا تحتفشار آمریکا از این پس توجهی به خواستههای پیونگ یانگ نخواهند کرد و همچون گذشته به سیاستهای دیکته شده از سوی واشنگتن عمل خواهند کرد، بدون اینکه خواسته باشند آرزوی تاریخی بخش اعظم ملت خود برای وحدت با شمالیها عمل کنند. چرا که امروزه باز شاهدیم که واشنگتن بار دیگر بر برنامههای هستهای کرهشمالی متمرکز شده و بیانیههای مختلفی را نیز علیه این برنامهها صادر کرده است، بیانیههایی که اطمینان و خوش بینی مقامات پیونگ یانگ به نیت واقعی سئول را متزلزل میکند، چرا که نزدیکی سئول به واشنگتن بر بیاعتمادی پیونگ یانگ به سئول نیز افزوده و همچنان میافزاید. البته اگرچه کرهجنوبی بهعنوان یک کشور مقتدر اقتصادی و حتی سیاسی به خوبی میداند که در صورت وحدت با کرهشمالی، بخشی از اقتدار اقتصادی خود را به سبب بازسازی اقتصاد ویران کرهشمالی از دست خواهد داد، اما بهلحاظ سیاسی و فرهنگی و تحت خواست شهروندان این کشور برای پیوستن به وابستگان سببی و نسبی خود در بخش شمالی بیشتر ترجیح میدهد این وحدت هرچه زودتر محقق شود و در عین حال این وحدت نهتنها از توان نظامی کره نمیکاهد، بلکه به کره واحد قدرتی میبخشد که میتواند بهراحتی در برابر تهدیدات احتمالی چین و یا ژاپن نیز ایستادگی کند. یعنی باید دید که کدام میل مقامات سئول بر میل دیگر غلبه خواهد کرد؛ اینکه به خواست قلبی تاریخی خود (وحدت) برای کسب قدرت واقعی سیاسی و اقتصادی پاسخ میدهند یا به تسلیم در برابر قدرت فرامنطقهای خارجی (آمریکا) تن خواهند داد. کرهجنوبی از یک سو هرگز مایل به بازگشت به دوران جنگ 1953-1950 دو کره نیست و لذا از آمریکا میخواهد از قدرت بازدارندگی خود برای بروز چنین جنگی استفاده کند و از سوی دیگر نمیتواند بر وحدت این دو خواهر دوقلو و جدا افتاده از هم نیندیشد. کرهجنوبی در عین حال به رغم تکیه بر آمریکا، به هیچوجه حاضر به بروز یک جنگ مخرب میان آمریکا و کرهشمالی که شهروندان آن کشور همچنان با هموطنان خودش رابطه سببی و نسبی دارند نیست و در ضمن مطمئن هم هست که تخریب کشور همسایه در واقع چیزی جز تخریب همه زیرساختهای اقتصادی کرهجنوبی نمیتواند باشد. اما آمریکا نیز به منافع راهبردی و تاریخی خود از منطقه میاندیشد و لذا بهراحتی راضی نخواهد شد دو کره به وحدت برسند، چراکه در این صورت، اهداف بلندمدت نظامی استفاده از کرهجنوبی و ژاپن برای تقویت جبهه مقابله با چین و روسیه را در اقیانوس آرام از دست خواهد داد. از سوی دیگر، ژاپن نیز بهراحتی به این وحدت تن نخواهد داد، چرا که بیم آن دارد یک کشور واحد کره با تواناییهای اقتصادی و نظامی برای خود تهدید بزرگتری از یک کرهشمالی صرفا نظامی با ضعفهای سیاسی و اقتصادیاش باشد. در این میان چین نیز به منافع منطقهای خود میاندیشد تا بهتر بتواند بر آبهای منطقهای تسلط داشته باشد، به همین دلیل از یک سو بهلحاظ ایدئولوژیکی از کرهشمالی حمایت میکند و بعضا این کشور را وجه مصالحه اختلافات خود با آمریکا و ژاپن نیز قرار میدهد و از سوی دیگر از وحدت دو کره نیز واهمه دارد، چرا که یک کره متحد و مسلح میتواند تهدید بزرگتری برای اهداف منطقهای پکن به حساب آید به همین دلیل همواره سعی میکند موضوع وحدت دو کره را ملمع نگهدارد تا هرگاه خواست از این موضوع بهرهبرداری لازم را به عمل آورد. بنابراین، پکن به موضوع کرهشمالی در کلیت آن بهعنوان یک شمشیر دو لبه تضعیفکننده آمریکا مینگرد، از اینرو تلاش میکند از یکسو آن را بهعنوان استخوانی در گلوی آمریکا تعریف کند و از سوی دیگر از رویارویی آمریکا و کره بهنفع خود سود ببرد. چون از یک طرف در صورت حمله آمریکا به کرهشمالی، چین میتواند آمریکا را بهعنوان یک کشور متجاوز معرفی کند و در صورت عدم حمله آمریکا به آن کشور نیز میتواند آن کشور را بهعنوان کشور ضعیفی معرفی کند که نتوانسته از پس کشور کوچکی چون کرهشمالی برآید. چین در عین حال کم میل نیست دو کره به وحدت تاریخی خود دست یابند، زیرا این وحدت میتواند موجب تضعیف حضور آمریکا در شبه جزیره کره و در کلیت آن در منطقه نیز بشود. این هدف آخر چین، از قضا از اهداف بلندمدت روسیه در منطقه نیز به شمار میرود، اگرچه روسیه با کرهجنوبی چالش جدی ندارد، اما حضور آمریکا در منطقه بههمراه حمایت از ژاپن میتواند بر قدرت چانه زنی ژاپن در برابر روسیه بیافزاید. اما آنچه بیش از همه در این معادله چند وجهی اهمیت دارد، خواست هردو کشور کرهشمالی و جنوبی است که بخواهند بدون در نظرگرفتن مصالح دیگر بازیگران فرعی، باردیگر به مصالح و منافع مشترک و واحد خود بیاندیشند و دست به یک همافزایی قدرت سیاسی و اقتصادی بزنند که سعادت همیشگی شهروندان هردو کشور را در جهان تضمین کند. واقعیتها موید آن است که کرهجنوبی بدون در نظر گرفتن منافع منطقهای این بازیگران فرعی، وارد گفتوگوهایی با کرهشمالی شد که چندان خوشایند آمریکا نیست. ظواهر همچنین نشان میدهد که کرهشمالی نیز به ادامه این مذاکرات خوشبین است، چرا که ردی از آمریکا در آنها نمیبیند و بهخوبی هم میداند با ادامه این مذاکرات میتواند واهمههایی که همسایه جنوبی از بروز جنگ میان دو کشور یا جنگ آمریکا و کرهشمالی داشت، بکاهد و از این طریق توجه قلبی آنها را برای وحدت بیشتر کند، وحدتی که در نهایت به برونرفت از بحران اقتصادی کرهشمالی نیز خواهد انجامید. کرهشمالی به خوبی میداند چنانچه این مذاکرات به هدف نهایی وحدت با جنوبیها بیانجامد، دیگر نیازی به حضور تهدیدکننده نظامی آمریکا در منطقه نخواهد بود، بنابراین دو کره باید از یک سو با اعتماد متقابل به هم به این مذاکرات ادامه دهند و از سوی دیگر وقعی بر خواسته دیگران نگذارند. ظاهرا تا این مرحله، هر دو کشور به خوبی بر ضرورت این گفتوگوها وقوف کامل دارند، اما اگرچه آمریکا وانمود میکند خود را از معادله مذاکراتی دور کرده است، اما بهعنوان یک کشور دارای قدرت اقتصادی و سیاسی غالب و قدرت قهریه بالا نمیتواند جنگ طلبی خود را پنهان داشته و به پیمان دفاعی مشترک میان سئول و واشنگتن اهمیت ندهد. البته از سوی دیگر کرهجنوبی نیز نمیتواند نسبت به این پیمان بیتفاوت باشد، چرا که سئول به خوبی میداند که نقض این پیمان به دلخوری یا عصبانیت بیشتر واشنگتن از سئول میانجامد و سرانجام آمریکا را وا میدارد به ژاپن بهعنوان یک دشمن منطقهای دیگر هر دو کره، روی آورد و در نهایت ژاپن را علیه کره واحد بشوراند و بر بیثباتی منطقهای بیافزاید. هر دو کره به خوبی به اقتضائات این وحدت واقفند؛ بهویژه اینکه منفعت اصلی این وحدت از آن کرهشمالی خواهد بود، چون پیونگ یانگ از این طریق هم توان هستهای خود را حفظ میکند و هم از مواهب اقتصادی این وحدت ملی بهره خواهد برد، اما در این میان تنها مانع فقط وابستگی قبلی کرهجنوبی به قدرتهای فرامنطقهای است و این موضوع همچنان آینده این وحدت را در پردهای از ابهام قرار میدهد.
کرهشمالی:
تحریمهای آمریکا به منزله اعلان جنگ است
کرهشمالی اعلام کرد که تحریمهای سرسختانه دولت دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا علیه این کشور به منزله اعلان جنگ است.به گزارش ایرنا ، ترامپ هفته گذشته فهرستی از تحریمها را اعلام کرد که 50 شرکت و کشتی از کرهشمالی و چین و چند کشور دیگر را شامل میشود. کرهشمالی تاکید کرده است که تحریمهایی که ترامپ علیه این کشور اعلام کرده حرکتی جنگی محسوب میشود که بیش از هر زمان دیگری خطر بروز درگیری در شبه جزیره کره را افزایش میدهد. خبرگزاری کرهشمالی از قول یک سخنگوی وزارت خارجه این کشور که نامی از وی برده نشده آورده است که هر گونه دست اندازی به تملکات کرهشمالی و مسدود کردن و به محاصره در آوردن کشتیهای این کشور با سوءاستفاده از این تحریمها از دیدگاه پیونگ یانگ به معنای اعلان جنگ است. کرهشمالی افزوده است که آمریکا با تحریمهای جدید خود که به اذعان بسیاری سنگین ترین تحریمها علیه پیونگ یانگ محسوب میشود ، ابرهای جنگ و رویارویی نظامی را به منطقه میکشاند. این سخنگو تسلیحات اتمی کشورش را شمشیر عدالت توصیف کرد و گفت که تنها با تملک قدرت نظامی هستهای است که میتوان با تهدیدهای آمریکا مقابله کرد. وزارت خارجه کرهشمالی هم در بیانیهای آورده است که آمریکا با این اقدامات خطرناک و گستاخانه خود مسوول همه پیامدها و عواقب فاجعه بار در شبه جزیره کره و هر جنگی است که در منطقه درگیرد. کرهشمالی میگوید که آمریکا با این تحریمهای جدید خود درصدد محاصره دریایی کامل پیونگ یانگ و جلوگیری از کلیه معاملات تجاری دریایی این کشور است. در اثنای هشدارهای وزارت خارجه کرهشمالی ، کیم یونگ چول رئیس هیات این کشور در مراسم اختتامیه بازیهای المپیک زمستانی کرهجنوبی به مون جایهاین رئیسجمهور این کشور گفت که کرهشمالی مایل است گفتوگوهایی با آمریکا انجام دهد.