آرمان - ساعت نزدیک ده صبح روز گذشته زیرنویس رسانهها حاکی از آن است که هواپیمای تهران-یاسوج از صفحه رادار محو شده است. پانزده دقیقه نمیگذرد که خبرهای تلگرامی حاکی از سقوط هواپیما در نزدیکیهای سمیرم است و چند دقیقه بعد عکسی از هواپیمای ATR72 شرکت هواپیمایی آسمان منتشر میشود که هر روز مسیر تهران تا یاسوج را میپیمود. حادثههای سال 96 از زلزله گرفته تا سانچی، آتشسوزی و سقوط پرواز تهران-یاسوج، چرا دست از سر ما برنمیدارند؟ اما به یکباره موج رسانهای علیه دستاوردهای برجام آغاز میشود. گویی عدهای نشستهاند تا یک هواپیمای ATR به زمین بخورد تا معلوم شود برجام و هواپیماهایش هیچ بودهاند؛ اگرچه قرارداد خرید 20 فروند ATR هم در چارچوب برجام نهایی شده است. چند دقیقه بعد خبر میآید که ربط ATR سقوط کرده با هواپیماهای خریداریشده در چارچوب برجام رد شده است. هواپیمای سقوطکرده 25 سال عمر داشته و ارتباطی با برجام ندارد. واقعا نباید شرم کنیم از اینکه جان ایرانیان مضحکه بازی سیاسی شود؟ آیا سیاست باید تا آنجا بر عقل سلیم غلبه داشته باشد که گروهی مجبور باشند درباره ضرورتی چون تجهیز ناوگان هوایی فرسوده کشور، استدلال کنند و گروهی دیگر به کمین نشسته باشند که از سقوط یک هواپیمای مشابه آنچه بر اثر برجام خریداری شده است، ماهی سیاسی بگیرند و برجام را ذلیل کنند؟ عقلانیت تا کجا به مسلخ سیاست بیاصول برده شده که جماعتی باید اطلاعیه بدهند به برجام نتازید که این هواپیما از آن دست نیست که با برجام خریدهایم و جماعتی دیگر دندان تیز کردهاند تا بگویند دیدید که برجام همین چند هواپیما بود که یکی از آنها قاتل مردم شد. سیاست برای تدبیر امور و کاهش مناقشه، برای حل منازعه است و کاستن از خشونت و آنگاه که به چنین حضیض مضحکهای درافتد، باید در فضیلتش تردید رواداشت و به بیماریاش ایمان آورد. سیاستی که بازیگرانش چنین به دریدن یکدیگر دندان تیز کرده باشند، یا حتی بازیگرانش فقط این سطح از تهدید علیه یکدیگر را احساس کنند -بدون آنکه واقعیت داشته باشد- راه صواب نمیرود، قطبنمایش راه راست نشان نمیدهد و چارهای جز درمانش نیست. سیاست ارزشمند، طعمه خویش را از قلاب سقوط و مرگ صید نمیکند.