بستن
کد خبر: ۷۸۱۷۶

سیاست دودلی را کنار بگذاریم

سیاست دودلی را کنار بگذاریم
حسین عبداللهی - مدیر مسئول

آرمان - بخشنامه سه‌بندی اخیر بانک مرکزی در واکنش به نوسانات و تلاطم‌های ارزی چند هفته اخیر توانست به طور موقت آرامش و نه کاهش، در بازار ارز و به‌تبع آن بازار طلا در تهران را پدید آورد. واقعیت این است که افزایش نرخ بهره یا بازی با نرخ بهره یکی از ابزارهای بسیار مهم بانک‌های مرکزی تمام دنیا برای کنترل وضعیت پولی و اداره اقتصاد کشورهاست. مشکلی که تا به‌حال بانک مرکزی در ایران داشته این است که فکر می‌کرده با این ابزار باید دیر به دیر بازی کند و این ابزار انعطاف کافی را ندارد در حالی که تجربه فنی بانک‌های مرکزی جهان نشان می‌دهد که حتی اگر لازم باشد ماهانه باید نرخ بهره را تغییر داد که بند اول در این بخشنامه به این موضوع اشاره دارد. بندهای دوم و سوم به‌اندازه بند اول مهم نیستند ولی بند اول که حاکی از افزایش یکباره پنج درصدی است به معنی سیاست پولی انقباضی‌تر خواهد بود و باعث می‌شود نقدینگی‌های مردم از حالت جاری که اخیرا به سمت بازار ارز میل کرده به بازار سرمایه رو کرده و به صورت سپرده‌گذاری در بانک خود را نشان دهد که موجب آرامش بازار خواهد شد. همین‌طور پیش فروش سکه به نرخ قطعی هم به نظر می‌رسد که بتواند گام‌های نسبتا موثری گرچه نه به‌اندازه تصمیم اولیه بانک مرکزی در جهت کنترل قیمت ارز و کاهش التهاب بردارد. اما واقعیت قضیه این است که اگر بانک مرکزی یا دولت فکر می‌کنند با اتخاذ این تدابیر می‌توانند رشد نقدینگی را همچنان به نرخ 20 تا 25 درصد در سال ادامه دهند و همچنان به تثبیت قیمت ارز امیدوار باشند، حتما اشتباه می‌کنند! چون بخشی از وضعیت موجودی که الان در بازار ارز داریم معلول سیاست‌های دولت آقای روحانی در جهت تثبیت مصنوعی قیمت دلار است چه با هدف آرامش بخشیدن به بازار و چه با اهداف سیاسی و انتخاباتی. وقتی نرخ رشد نقدینگی یا تورم سالانه بین 10 تا 25 درصد افزایش پیدا می‌کند، تثبیت قیمت دلار معنایی جز فشرده‌تر شدن این فنر و در رفتن ناگهانی‌اش در یکروز نخواهد داشت. چنان‌که ما بارها و بارها این را در اقتصاد ایران تجربه کرده‌ایم. بنابراین اگر دولت بخواهد فکری اساسی و بنیادین برای مساله ارز بکند و یکبار برای همیشه به این بحران که هرچند وقت یکبار در اقتصاد ایران ظاهر می‌شود، خاتمه دهد باید دروهله اول، یک تناسب بین نرخ رشد نقدینگی و تورم از یک طرف با نوسانات و تغییرات تدریجی قیمت دلار از طرف دیگر انجام دهد.

در وهله دوم، به‌خصوص در حالی که ما الان به لحاظ سیاسی بین‌المللی هم درگیر پرونده‌های تازه‌ای در مساله تحریم‌های ایران می‌شویم، نکته خیلی مهم این است که باید تقاضای ارز را کاهش دهیم. وقتی قیمت ارز افزایش پیدا می‌کند و ما نمی‌توانیم طرف عرضه را به دلیل مناسبات بین‌الملل و فشارهای سیاسی که درخارج از کشور برشبکه بانکی وارد می‌شود، تغییر دهیم، باید بتوانیم روی طرف تقاضا دست بگذاریم و درواقع تقاضای ارز را کاهش دهیم. پایین نگه داشتن قیمت دلار به‌خصوص در زمینه‌های غیرضروری مثل سفرهای خارجی، معنایی جز این ندارد که دولت دارد رانت می‌دهد آن‌هم به گروه خاصی از مسافران که به هر حال اکثریت نیستند. واقعیت قضیه این است که 9 میلیون و 200 هزار نفر پارسال در ایران سفر خارجی رفته‌اند که به نظر می‌رسد امسال این عدد بالغ بر 10 میلیون نفر شود. از این 10 میلیون نفر حدود دو میلیون و200، 300هزار نفر تا دو و نیم میلیون نفرشان مسافران عتبات عالیات هستند که معمولا مصرف ارزی نسبتا بالایی ندارند، هفت تا هشت میلیون نفر دیگر مسافرهایی هستند که به طور متوسط به ازای هر نفر، حداقل دوهزار دلار برای سفر خارجی هزینه می‌کنند و این عددی بین 14 تا 16 میلیارد دلار در سال به بنیه ارزی کشور فشار وارد می‌کند که تماما هم به کف خیابان و بازار اسکناس دلار وارد می‌شود. دولت باید این را کنترل کند و قبل از اینکه دلار به هفت یا هشت هزار تومان یا اعداد بالاتر برسد، باید این کار را انجام دهد. وقتی با نظم بین‌المللی موجود درافتادیم باید بتوانیم با لوازم این درافتادن خودمان را هماهنگ کنیم که یکی از این لوازم، لگام زدن به میل سفرهای خارجی است که به نظر می‌رسد در این مقطع چاره‌ای جز اینکه این سفرها گران‌تر شود، نداریم. همان موقع هم که سازمان برنامه پیشنهاد کرده بود که نرخ عوارض خروج از کشور افزایش پیدا کند، هدف اصلی‌اش برخلاف آنچه در بین مردم و روشنفکران شایع شد، این نبود که از این افزایش اضافه عوارض، درآمدی کسب کنند بلکه این بود که مصرف ارزی کشور را از طریق کاهش تقاضای مسافرت پایین بیاورند. بنابراین برای روزهای آینده به‌خصوص ماه‌های بسیار حساس بعد از عید نوروز یعنی فروردین، اردیبهشت و خردادی که حتما روزهای پرالتهابی خواهد بود، دولت باید از همین الان خودش را آماده کند. روزهای پرالتهابی که هر آن آمریکا ممکن است از برجام خارج شود و این روی بازار روانی ارز اثر بگذارد. ما باید از الان خودمان را ایزوله کنیم و به استقبال این شرایط برویم. نمی‌توانیم هر چهار ماه یک بار دست به دامان آسمان شویم و دعا کنیم که ترامپ برجام را تایید کند. ما باید خودمان بتوانیم میزان وابستگی‌مان به دلار را به حداقل ممکن کاهش دهیم. اگر نمی‌توانیم از قسمت‌های ضروری مثل دارو، غذا یا مواد واسطه‌ای برای تولید شروع کنیم، از مصارف غیرضروری‌تر که می‌توانیم شروع کنیم، مثل همین مسافرت‌ها. واقعیت قضیه این است که در تمام چهار، پنج سال دولت آقای روحانی ما همواره مازاد تراز بازرگانی خارجی داشتیم و همواره یک مقدار بر ذخایر ارزی‌مان اضافه شده و این حتی امسال هم ادامه پیدا کرده ولی می‌دانیم که امسال واردات کشور حدود 15 میلیارد دلار بیشتر از صادرات کشور است که حداقل 60 میلیارد دلار هم نفت صادر می‌کنیم لذا کشور حدود 30 تا 35 میلیارد دلار مازاد تراز بازرگانی خارجی خواهد داشت. ولی واقعیت این است که این با اسکناس دلار کف خیابان فرق می‌کند که به دلیل تحریم‌ها یا فشارهای سیاسی ممکن است ما به این اسکناس دسترسی کافی نداشته باشیم و همین نقطه است که ما باید کنترلش کنیم.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی