آرمان - یکی از ویژگیهای بارز آیتا... هاشمی به عنوان یک سیاستمدار زیرک و باهوش که نه تنها دوستان و حبیبان بلکه منتقدان و رقیبان منصف وی نیز اذعان دارند، واقعگرایی و درک درست ایشان از فضای سیاست بود. شخصیت و رفتار سیاسی هاشمی، پا به پای تحولات داخلی، منطقهای و جهانی هر روز در حال پویایی بود. هاشمی بعد از تحولات خرداد ۷۶به درستی دریافته بود که جامعه وارد مرحله جدیدی از گفتمان سیاسی و اجتماعی شده است. ایشان با درک درست و اجتهاد فقهی در خصوص حکومت دینی، به لحاظ شناخت شناسی، معرفتی عمیق پیدا و دریافته بود که اراده و خواست مردم باید پایههای مشروعیت و اقتدار حکومت را تشکیل دهد و حاکمیت دینی موظف به زمینهسازی، جهت این خواست عمومی است. هاشمی خصوصا بعد از تحولات ۸۴، غایت مطلوب خویش را در رضایت مردم میدید و انتخابات آزاد را عاملی برای فعلیت بخشیدن به این غایت مطلوب میدانست. آیتا... با واقعگرایی که مهمترین مولفه در روابط بینالملل است نوع گفتمان حاکم بر سیاست خارجی را که با احساسات تند انقلابی سالهای اولیه همراه بود و ایدئولوژیگرایی مفرط به عنوان عنصر هویت بخش گفتمان امنیت ملی ما را در سیاست خارجی تبیین میکرد و صدور انقلاب را به جهان و منطقه در رأس اولویتهای خویش قرار داده بود، به خردورزی تبدیل کرد و در نهایت از بسط محوری به گفتمان حفظ محوری تغییر داد، زیرا هاشمی معتقد بود گفتمان بسطمحور که با احساسات انقلابی و ساختار شکن همراه بود، در عرف و ماهیت روابط خارجی مشکلاتی را به وجود آورده است که کشور را متحمل خسارات فراوانی نموده و از جمله تصرف سفارت آمریکا که زمینهای برای تحولات سالهای اولیه انقلاب، سقوط دولت موقت و شروع جنگ ۸ ساله را به همراه داشت. با پایان یافتن جنگ تحمیلی و آغاز ریاستجمهوری هاشمی، کشور عملا وارد مرحله جدیدی شد که متعاقب آن گفتمان غالب سیاسی به تبع تحولات داخلی و منطقهای و نیاز به جبران خسارات ناشی از جنگ و لزوم تعامل با فضای بینالملل، وارد مفصلبندی جدیدی حول دال مرکزی گفتمان جمهوری اسلامی ایران شد. از این رو فضای خالی و شناور این گفتمان برای تعیین شاخص رفتار حاکمیت در فضای بینالمللی، دچار تغییراتی اساسی شد از جمله مهمترین این تغییرات آن بود که آرمانگرایی انقلابی، جای خودش را به واقعگرایی خردورزانه در سیاست خارجی داد. این تغییرات را میتوان مهمترین مدعا برای واقعگرا بودن شخصیت آیتا... هاشمی دانست. آنچه موجب شد تا هاشمی، این انقلابی واقعگرا درستترین درک را داشته باشد، ضرورت حفظ منافع ملی بود. برخی نگاههای افراطی نه تنها مشکلی از مشکلات عدیده کشور حل نخواهد کرد بلکه هر روز مشکل دیگری را بر کشور تحمیل میکند. هرچند، آیتا... هاشمی توفیق آن را نیافت که در سال ۸۴ مجددا به ریاستجمهوری برسد و ادامه دهنده سیاست خارجی دولت اصلاحات گردد و کشور را برای همیشه از رکود و توسعه نیافتگی نجات دهد، ولی در دولتهای نهم و دهم، دستگاه دیپلماسی کشور به لحاظ گفتمانی توان اجرا کردن اهداف عالی انقلاب را نداشت و موجب شد که این عدم درک از فضای جهانی ما را دچار مشکل کند. در واقع دولت از وظیفه اصلی خود که همانا تولید امنیت داخلی و ملی کشور است دور ماند، زیرا ما در تقابل با ساختار حاکم بر جهان و مجموعهای از این دست قرار گرفتیم که موجب شد بهجای محاسبهگرایی وظیفهگرا شویم. در پایان اضافه نمایم، هاشمی سیاستمداری بیبدیل و مردی برای تمام فصول سیاست و تضمینکننده منافع و امنیت ملی کشور بود.