آرمان - اظهارات رئیسجمهور به مناسبت 22 بهمن این بار با شکل و محتوایی دیگر و البته در گستره وسیعتری از باب بررسی و اعلام نظر در رابطه با مسائل متنوعی بود. این اظهارات در سه بخش قابل تحلیل و ارزیابی است؛ از یک بُعد رئیسجمهور به بیان برآیند فعالیتهای مدیریتی سالهای گذشته در حوزه سیاست، روابط با کشورها، برجام و خنثی کردن اقدامات دولت آمریکا در بحث نظامی، توفیقات و دستاوردهای صنعت نظامی، تقویت بنیه دفاعی، در بُعد فرهنگی، ارتقاء سطح علم در کشور و غیره مباحثی مطرح شد. در بعد دیگر سخنان آقای روحانی، ضمن پذیرش تلویحی مشکلات و ناکامیها و مسائل، اشاره به برنامههای دولت در بخش اقتصادی و وعدهها برای سال آینده به منظور رفع چالشها بهویژه بحث اشتغال بود و در همین بخش در بحث ناکارآمدی در محیط زیست، مشکلات عملی مربوط به ریزگردها، آلودگی هوا و ضرورت برنامهریزی در این زمینه و اینکه ما باید در بُعد جلب مشارکت مردم در تمام زمینهها با تمهید مقدمات، حضور حداکثری مردم را باعث شویم که تاکنون به دلایل مختلف این توفیق حاصل نشده است. جالب اینکه دومین فرد قدرتمند کشور از لحاظ قانون اساسی این بار متواضعانه با قبول مشکلاتی در عدم استفاده از تمام مردم و حتی پیاده کردن بسیاری از مردم از قطار جنبش سیاسی کشور در دهههای گذشته به نوعی برنامهریزی، اجرای برنامهها، توفیق در ارتقای وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی را با حضور همه مردم و صاحبان این کشور ممکن دانست و با پذیرش تلویحی سوءسیاست در این زمینه و فرصت سوزی، رشد و بالندگی در آینده را مدیون از بین بردن مرزبندیها و درواقع ایجاد فرصتهای یکسان برای همه دانست. جالب اینکه در این بخش از مطالب آقای روحانی که در کنار سایر مطالب اصولا یک مانیفست کامل از دولت ایشان تلقی میگردد، این بار شعارها از دایره معمول «من چنین میکنم و آنچنان انجام خواهم داد و تعیین وعده برای انجام برنامهها»، با استدلال کامل به یک مانیفست کامل، این امر رادر اذهان خواننده متبادر به ذهن میکند که ظاهرا اداره بهینه مملکت با نگاه جدید ایشان جز با دیدی وسیع و جامع الاطراف ممکن نیست.
چشمها را باید شست و باید نگاهی متفاوت به مسائل داشت. اشاره ایشان به جلب مشارکت عمومی، یکی از جلوههای مردمسالاری و دموکراسی دربحث اداره کشور است که قطعا این امر مستلزم تلطیف قلوب، رفع تبعیض، مبارزه با فساد و شایسته سالاری است، این بار شعاری نه در حد یک بخش و یک مقطع زمانی بلکه در قامت یک کشور و سیاستمداری آینده نگر را به اذهان القا میکند. از طرف دیگر اشاره شخص رئیسجمهور در این زمینه در قالب یک مفهوم مخالف، پیامی به افراد و گروههای دیگر به همراه داشت و آن اینکه اداره کشور به صورت فعلی مختوم به توفیق نبوده و جز با تغییر مشی و سیاست و برنامهریزی برای آینده نمیتوان بر سیر مشکلات فائق آمد. بهاین منظور آقای روحانی با ترسیم نموداری از آینده کشور که در آن امید به رشد، بالندگی، پویایی و توسعه پایدار میتواند وجود داشته باشد؛ رهایی از دورهای که در آن تبعیض، فقر و فساد چنان بوده که به محض ایجاد اولین فرصت، کنشها و واکنشهای معترضان و قربانیان این تبعیض و فقر و فساد به صور مختلف خودنمایی کرده است. لذا با هماهنگی گروهها، چارهای نمیماند که همه همراه، همدل و همگام در اداره کشور، بدون تبعیض کوشش کنند. اما بعد سوم سخنرانی ریاستجمهور گرایشی به بحث حقوق اساسی مردم مصرح در قانون اساسی، حقوق شهروندی، رعایت این حقوق، ایجاد تضمینات کافی برای آن، تامین حقوق بشری برای کلیه آحاد ملت بدون تبعیض از هر لحاظ و ایجاد نهادهای مدنی بود. با این بیان آقای رئیسجمهور رعایت داشتن حریم خصوصی افراد، آزادی بیان، تحزب، مطبوعات، گردش اطلاعات، حق اظهار نظر، حق تظاهرات و گردهماییها در چارچوب قانون را به نهادهای مختلف یادآوری کرد. قطعا آقای رئیسجمهور مأخوذ به منشور حقوق شهروندی -هرچند که تاکنون به علت فقدان پشتوانه قانونی جنبه اجرایی پیدا نکرده است- با تاکید بر قانون اساسی یکباردیگر وظیفه مقرر در اصل یکصد و سیزده آن قانون را به مخاطبان یادآوری کرد و به نوعی ضمن ضرورت پاسداری از آن، ایجاد تصمیمات برای اجرای مفاد آن، با ایجاد توقع جدید در مردم، مسئولان را به رعایت این حقوق فراخواند، اینبار مخاطبان نه این سازمان و وزارتخانه بلکه کلیه نهادها، تمام مسئولان از یک طرف به عنوان مکلفان اجرای قانون اساسی و از طرفی تمام مردم را به عنوان مخاطبان مورد توجه قرار داد. امری که بار سنگینی را بر شانههای روسای سه قوه و سایر مسئولان قرار میدهد. زیرا اقرار به کاستیها در بخشهای اقتصادی، فرهنگی، آب و هوا، آلودگی، عدم حضور اکثریت مردم در اداره کشور، عدم شایستهسالاری و مشارکت گروهی، عدم اجرای بخشهایی از قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی، تغییر و سیاستی جدید را نوید میدهد که ظاهرا باید با گذشته متفاوت باشد و به نظر میرسد نوعی هماهنگی و توافق با سایر مسئولان نظام در این زمینه متجلی است. سخنرانی روز ۲۲بهمن؛ روز پیروزی مردم بر حکومت پهلوی نه تنها از این مناظر که گفته شد بلکه تازهکننده وعدههایی است که رهبران این جنبش در قبل، حین و بعد از انقلاب بارها و بارها به مردم دادند و مردم هرچند بخشی از مخاطبان آن دوران امروز در بین ما نیستند اما با انتقال این وعدهها به نسلهای دوم و سوم منتظرند تا شعارها جامه عمل بپوشانند. آقای رئیسجمهور قطعا به اهمیت آنچه گفتند و یادآوری کردند، واقف هستند. آقای روحانی به عنوان یک حقوقدان، فقیه و وکیل دادگستری چارهای جز اجرای وعدهها ندارند. شاید در مدت کوتاهی که باقی مانده، با همت مضاعف، با شجاعت بیشتر و بانگاهی مجدد به وعدههای داده شده به مردم و با برنامهمحوری کاری که باید انجام شود، هر چه زودتر به سرانجام برسد.