آرمان - قانون هدفمندی یارانهها از روز اول تابهحال اجرا نشده است. درحالی که اگر این قانون اجرا میشد، مصرف سالانه انرژی کشور 80 میلیارد دلار هدرسوزی نبود. آن قانون به رغم نواقصی که دارد اگر درست اجرا شود، مدیریت انرژی کشور سامان میگیرد. قانون هدفمندی یارانه همان مدیریت مصرف انرژی کشور است. مصرف انرژی کشور ما بهصورت غیرمتعارفی خارج از قاعده است. به قاعده آوردن مصرف انرژی، دستور مقام معظم رهبری است. در کشوری مثل ترکیه، تولید ناخالص داخلی بیش از دو برابر ما ولی انرژی مصرفیاش نصف ماست. مصرف انرژی بد نیست به شرطی که منجر به تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی بشود. اما اگر انرژی مصرف کنیم و به تولید بیشتر در اقتصاد کشور منجر نشود، هدرسوزی است. در حال حاضر نصف ترکیه تولید میکنیم اما دو برابر ترکیه مصرف انرژی داریم. این به معنای هدرسوزی است که باید اصلاح شود. مقام معظم رهبری چندین سال پیش در این مورد تاکید کردند که منجر به قانون هدفمندی یارانهها شد ولی این قانون نه دوره احمدینژاد اجرا شد و نه بعد از آن. این قانون ما را ملزم میکند که در یک دوره زمانی معین به 95 درصد قیمت جهانی برسیم. درواقع اگر قانون به درستی اجرا شود، مصرفمان در گاز، بنزین و گازوئیل معقول میشود. در این قانون ابعاد مختلفی نظیر مصارف تولیدی، خانگی، حمل و نقلی و نیروگاهی دیده شده است. اما هیچ یک از اهداف انرژی که در برنامههای پنجساله تدوین شده تاکنون به نتیجه نرسیده است. مثلا باید راندمان نیروگاههای کشور اصلاح میشد. اکنون متوسط بازدهی نیروگاههای کشور 37 درصد است. این بدان معناست که تنها 37 درصد گازی که وارد نیروگاه میشود به برق تبدیل میشود و بقیه به صورت هدرسوزی از اگزوز نیروگاه خارج میشود. بسیاری از نیروگاههای ما هنوز به سیکل ترکیبی تبدیل نشدهاند. سیکل بخاری یک عمر و سیکل گازی هم یک عمر مشخصی دارد. عمر بخاریها معمولا دو یا سه برابر عمر گازیهاست. توربینهای گازی عمرشان تمام شده اما هنوز چرخه بخاریشان را نصب نکردهاند. پس در نیروگاهها هدرسوزی داریم. در خطوط انتقال هدرروی به صورت بسیار زیاد وجود دارد.
برق دزدی در انواع مختلف داریم و همه اینها به معنای این است که انرژی ما در برق و حمل و نقل هدر میرود. اقدام اخیر جناب رئیسجمهور بسیار بزرگ و قابل تقدیر است که به کاهش مصرف انرژی منجر میشود. قیمت اتوبوس درون شهری 850 میلیون تومان و اتوبوس برون شهری 900 میلیون تومان است. دولت اتوبوس را 425 میلیون تومان میفروشد و 500میلیون تومان را خودش به عنوان یارانه پرداخت میکند. در هر اتوبوس درون شهری و برون شهری دولت 500 میلیون تومان یارانه میدهد تا اتوبوسهای فرسوده از گردونه خارج و اتوبوسهای نو جایگزین شوند. قیمت واقعی یک دستگاه کامیون 500 میلیون تومان است اما دولت آن را به قیمت 296 میلیون تومان به فروش میرساند و پرداخت مابقی مبلغ را متعهد میشود تا کامیونهای فرسوده از چرخه خارج و کامیونهای نو جایگزین شوند. در این صورت هم انرژی کشور هدر نمیرود و هم آلودگی هوای کمتری خواهیم داشت. مینیبوسها به طرز وحشتناکی در آلودگی هوای شهرها نقش دارند. قیمت یک مینیبوس 140 میلیون تومان است که دولت 80 میلیون تومان آن را یارانه میدهد تا متقاضیان بتوانند با پرداخت 60 میلیون تومان مینیبوس فرسوده خود را به مینیبوس نو تبدیل کرده تا فضای آلوده شهرها تغییر کند. در مورد سواریها هم وضع به همین منوال است و بعضا در نُرمهای جهانی نیستند. همینطور انرژی خانگی، در اروپا به ازای هر مترمربع زیربنا سالانه 50کیلو وات ساعت مصرف انرژی هدفگذاری شده است. در کشور ما به دلیل ارزانی، 500 کیلو وات ساعت به ازای هر مترمربع در سال انرژی مصرف میشود. افراد با کمی احساس گرما، به جای کاهش مصرف انرژی مبادرت به باز کردن پنجرهها میکنند. درحالی که باید دیوار، کف، سقف و پنجرههای منازلمان را عایق کنیم. درواقع استاندارد همین است و مبحث نوزده مقررات ملی ساختمان این موارد را تکلیف کرده است اما رعایت نمیشود. چرا شهرداریها بهرغم عدم رعایت مبحث نوزده توسط مالکان، مبادرت به صدور پایان کار میکنند؟ همین حالا لحاف CO2 روی شهر تهران و سایر کلانشهرها کشیده شده که منجر به پدیده وارونگی میشود. در پدیده ریورس هوای آلوده زیر لحاف CO2 حبس میشود و منجر به تهدید سلامت و بروز انواع بیماریها در پیر، جوان، کودک، زن و مرد میشود. همان چیزی که الان شده است. شهرداریها اجرای مقررات ملی ساختمان، مبحث نوزده را جدی نگرفته و چشمپوشی میکنند اما وقتی یک متر بالکن ساختمانی وارد خیابان میشود، پیگیری میکنند. همینطور که در این مورد سختگیری میکنند باید در اجرای مقررات ملی ساختمان، مبحث نوزده هم سختگیری کنند. این کاری است که باید انجام شود.