آرمان - با توجه به اوضاع و احوال ناهماهنگ عرصه سیاسی گزاف نخواهد بود اگر گفته شود مباحث سیاسی را باید از ابتداییترین مسائل و تعاریف شروع کرد. بنابر رفتارهای پرهزینه، ناکارآمد و تنشزا در عرصه سیاسی میتوان نتیجهگیری کرد که تعریف و درک مشترک میان نخبگان پیرامون چیستی، چرایی و ضرورت انسجام و ثبات وجود ندارد. به همین دلیل و به منظور کارآمدی عرصه سیاسی ضروری است تا تبیین سادهای پیرامون چیستی حکومتها ارائه شود. اگر یک بنگاه اقتصادی ماهها حقوق کارمندان خود را ندهد، از پرداخت بدهی خود به بانکها ناتوان باشد، نتواند تولیدات خود را بفروشد، به دلیل فقدان منابع مالی از خرید مواد اولیه برای تولید ناتوان باشد، بدهیهای مالیات پیوسته انباشته شود و... این شرکت ورشکسته اعلام میشود. اگر بخواهیم دلیل ورشکستگی این بنگاه اقتصادی را دریابیم لاجرم باید عملکرد مدیریت شرکت را مورد بررسی و کنکاش قرار دهیم. به منظور برون رفت از برخی دشواریها و کاستن از ناامیدی و مشکلات شهروندان، ضروری است یک پرسش بنیادین مطرح شود. وظیفه حکومتها چیست؟ اجازه دهید برای پاسخ سطحی به این پرسش از مهندسی معکوس استفاده و پرسش را اینگونه مطرح کنیم؛ اگر فروشگاههای خواربار فروشی، بیمارستان، خیاطی، مدرسه، دانشگاه، پلیس، نیروهای دفاعی و اطلاعاتی، ادارههای راهسازی، شرکتهای ساختمان سازی، سازمانهای تامین آب و برق و گاز و... وجود نداشته باشد زیست شهروندان چگونه خواهد بود؟ در چنین شرایطی شهروندی وجود نخواهد داشت. بلکه صرفا موجوداتی خواهیم داشت که شب و روز خود را صرف زنده ماندن میکنند. در چنین وضعیتی متوجه میشویم که بدون نهاد مدیریت کلان سیاسی که نماد درک و اراده یکایک شهروندان است، ادامه بقا یا میسر نیست یا بسیار دشوار و کوتاه خواهد بود. بنابر استدلال فوق بنیادیترین وظیفه حکومتها تهیه و تامین خواستهها، نیازها، آرزوها و اهداف شهروندان خود است. از این رو حکومتها برآیند درک جمعی انسانها به منظور تهیه و تامین نیازها، آرزوها، خواستهها و اهداف عینی و ملموس است. اگر استدلال فوق پذیرفته شود، آنگاه میتوان ادعا کرد که ریشه بیشتر چالشها استفاده برخی مسئولان از توجیهات برای پوشاندن منویات شخصی و جناحی است. معتبرترین سنگ محک کارآمدی یک حکومت میزان رفاه و امنیت اجتماعی است که برای شهروندان ایجاد میکند. هیچ تعریف و کارکرد منطقی و خردمندانهای بهجز ایجاد رفاه و امنیت جمعی را نمیتوان برای حکومتها متصور شد. نظر عمومی شهروندان معتبرترین معیار مشروعیت حکومتهاست. تاریخ جوامع بشری مملو از شواهدی است که بیشتر ناآرامیها هنگامی آغاز میشود که در جامعه شکاف ایجاد میشود. در مبادلات، مجادلات و نقدهای سیاسی معمولا احساسات گوناگون، غرضورزی، و اظهارات بیمصداق هم شنیده میشود. کشور نیاز به سیاستورزان وطن دوست، صادق، اندیشمند، آگاه به امور داخلی و خارجی و حامی منافع جمعی دارد. برای برون رفت از چالشها که در صورت حل و فصل نشدن منافع و وقتی امنیت ملی را بهطور جدی به مخاطره میاندازد، ضروری است تا دلسوزان از چهارچوبهای تفکر و عملکرد جناحی بیرون بیایند و در راستای منافع ملی اندیشه، عمل و برنامهریزی کنند. شرایط و اوضاع و احوال شهروندان در عرصه گوناگون بر همگان آشکار است. چالشهایی چون فقر، افسردگی، تضعیف اخلاق اجتماعی، بینظمیهای اداری، فقدان اهداف کاربردی و... واقعیتهای عینی روزمره است. دغدغههای شهروندان ایران زمین مسکن، غذا، لباس، اشتغال، بهداشت، آموزش است. بنابراین، هیچ هدف سیاسی، اعتقادی و ذهنی مقدم بر کاستن نا امیدی، درد و رنج، معیشت و... شهروندان وجود ندارد. وضعیت و تعدد فقرا یا مستضعفان معتبرترین نشان حقانیت، کارآمد بودن یا درستی عملکرد مدیریت کلان سیاسی است. خواسته یا ناخواسته عرصه سیاستورزی ایران گاهی مصداق از آب گلآلود ماهی گرفتن میشود. عرصه سیاسی کشور شدیدا گلآلود است. گلآلود بهاین معنی که موضوع بنیادین یعنی وظیفه اصلی در انبوه واژهها و جدلهای غیر مرتبط یا غیرضروری گم شده است. اگر میان نخبگان درک مشترکی از چیستی و وظیفه اصلی ایجاد شود، آنگاه بیشتر چالشها در عرصههای گوناگون حل و فصل خواهد شد.