بستن
کد خبر: ۷۷۷۳۶

پراکندگی درسیاست خارجی ایران استراتژی فراموش شده

پراکندگی درسیاست خارجی ایران استراتژی فراموش شده
حامد روشن چشم - دکترای علوم سیاسی

آرمان - رویکرد سیاست خارجی ایران بیانگر نوعی پراکندگی فزاینده است. به‌نظر می‌رسد که سیاست خارجی در ایران نه‌تنها فاقد استراتژی مدون منطقه‌ای و بین‌المللی بوده، بلکه در نوعی سردرگمی دستگاه‌های دیپلماسی بسر می‌برد. نگاه به رویکرد منطقه‌ای ایران حاکی از نوعی تناقض آفزاینده است. ایران در خصوص مسائل منطقه‌ای هیچ‌استراتژی مدون و برنامه‌ریزی شده‌ای را تاکنون به اجرا نگذاشته است، تمام توان دستگاه خارجی صرف موضوعی تحت عنوان توافق هسته‌ای شد که این عمل بدون نگاه استراتژیک در منطقه مشکلات زیادی را بر آن وارد ساخت. به‌نظر می‌رسد که دستگاه سیاست خارجی ایران فراموش کرده است که در منطقه خاورمیانه پویش می‌کند. موضوعی که پس از توافق هسته‌ای ما شاهد مقاومت‌های منطقه‌ای شدیدی علیه آن بودیم. شاید استراتژی سیاست خارجی ایران پیش از آنکه وارد یک رویکرد فرامنطقه‌ای با قدرت‌های بزرگ در خصوص موضوع هسته‌ای بشود، یک توافق منطقه‌ای و پذیرش آن توسط بلوک‌های منطقه‌ای را ایجاب می‌کرد تا شاهد سنگ‌اندازی قدرت‌های منطقه‌ای چون عربستان سعودی، ترکیه، پاکستان و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نمی‌شد. هرچند این موضوع از دیدگاه متخصصان دستگاه سیاست خارجی کشورمان چیز پیش پا افتاده‌ای باشد، چرا که ما با به اصطلاح کدخدای دنیا معامله کردیم، اما فراموش شده است که در این معامله بلوک‌های قدرت منطقه‌ای را دور زده‌ایم و دقیقا از طریق همین بلوک‌های قدرت منطقه‌ای در حال آسیب دیدن هستیم. احتمالا بیراه نخواهد بود که یکی از دلایل ائتلاف کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی همین دور زدن بوده باشد.نکته دیگر اینکه چارچوب تئوریک و رفتار سیاست خارجی‌مان در منطقه روشن نیست. مشخص نیست که ایران در قالب واقع گرایی در حال تعامل منطقه‌ای است و نوعی موازنه قدرت منطقه‌ای را دنبال می‌کند که در این صورت فعالیت‌های مستشاری خود را در منطقه افزایش می‌دهد و به‌دنبال ایجاد مجموعه امنیتی جدید در خاورمیانه است که در این حالت شیفت، از چهار بلوک قدرت در گذشته یعنی ایران، عربستان (شورای همکاری خلیج فارس)، رژیم صهیونیستی و ترکیه به سه‌بلوک ایران، ائتلاف عربستان و رژیم صهیونیستی و ترکیه شده‌ایم. این ساختار سه ضلعی منطقه به‌دلیل تفاوت در منابع قدرت در حال افزایش تنش است. یا اینکه برمبنای نوعی دیدگاه سازه‌انگاری مرز ژئو-مذهبی را هدف قرار داده است. حضور در مناطق تحت نفوذ، نوعی پوشش پیرامون رژیم صهیونیستی را نشان می‌دهد. با این وجود عدم توجه به نگرش کارکردگرایی در منطقه خاورمیانه به خوبی نشان داد که قابلیت بهره‌گیری ایران از بحران قطر و نفوذ در شورای همکاری خلیج فارس بسیار پایین است. قطر به‌عنوان یک کشور مهم در شورای همکاری خلیج فارس که پس از تحریم کشورهای عربی ظرفیت‌های بهره‌گیری ایران بر مبنای اقتصادی-سیاسی بالایی داشت، اما ایران نتوانست به خوبی از این فرصت استفاده کرده و یک منطقه نفوذ در حاشیه خلیج فارس با رویکردی کارکردگرایانه ایجاد کند، در حالی که ترکیه توانست به خوبی بهره‌برداری نظامی و اقتصادی آن داشته باشد. این نقطه استراتژیک فراموش شده ظرفیت تغییر در معادله سیاسی اقتصادی منطقه را می‌توانست به‌همراه داشته باشد، اما بیش از اینکه از ظرفیت‌های منطقه‌ای در راستای افزایش نقش بین‌المللی بهره‌گیری شود، دستگاه سیاست خارجی ایران رویکرد نگاه به غرب و اتحادیه اروپا را پیگیری می‌کند. همین ظرفیت نیز در خصوص مصر به درستی پیگیری نشد، در حالی که ایران با مصر روابط دیپلماتیک رسمی ندارد، با این حال از ظرفیت‌های ایجاد شده پس از محمد مرسی در مصر و ایجاد رابطه منطقه‌ای با السیسی دوری جسته شد و بار دیگر انباشت تنش در منطقه نسبت به ایران ایجاد شد. به‌نظر می‌رسید یکی از دلایل این تفاوت در ساختار سیاست خارجی و پراکندگی در استراتژی کثرت در ارگان‌های عمل‌کننده در سیاست خارجی است. وزارت امورخارجه تنها بازیگر بین‌المللی و دیپلماسی در ایران در صحنه جهانی نیست. این تفاوت به‌دلیل این تقسیم کار در منطقه خاورمیانه و دیپلماسی مذاکره در خارج خاورمیانه است که منجر به برخی تناقضات و عدم هم‌افزایی رویکرد منطقه‌ای ایران شده است. نمی‌توان در منطقه دیپلماسی مذاکره را کنار گذاشت اما در اروپا از رویکرد مذاکره بهره‌گیری کرد. فراموش نکنیم که به هر میزان قدرت چانه‌زنی و رویکرد مذاکره ما در اتحادیه اروپا بیشتر شود اما در تنش منطقه‌ای بسر ببریم یا مجموعه امنیتی به‌نفع خود نتوانیم ایجاد کنیم، تمام استراتژی سیاست خارجی ما رو به اضمحلال خواهد رفت. این نکته مهمی است که ما با همسایگانمان زندگی می‌کنیم نه با قدرت‌های فرامنطقه‌ای، بنابراین هرگونه مذاکره در خصوص مسائل راهبردی بیش از آنکه در نظام بین‌المللی مطرح شود باید در منطقه مورد اجرا گذاشته شود تا اینکه منجر به رفتار سیاست خارجی دوگانه نشویم. تعادل در رویکردهای استراتژیک منطقه‌ای و تغییر آن با توجه به معادلات ایجاد‌شده پویایی و موفقیت رفتار خارجی ایران را تضمین می‌کند. اگر ایران نتواند نظم منطقه‌ای مطلوبی ایجاد کند در سیاست خارجی با مشکلات اساسی مواجه خواهد شد. نمی‌توانیم در خصوص بحران کردستان موضع منطقه‌ای داشته باشیم، اما در خصوص حمله نظامی ترکیه به کردهای شمال سوریه از رویکرد ملی‌گرایانه وارد شویم. ترکیه که زمانی گذرگاه نیروهای تروریستی به سوریه بود اکنون نگران ژئوپلیتیک و مسائل داخلی خود است. در حالی که ایران با توجه به ثبات امنیتی باید رویکرد مشخص‌تری نسبت به تحولات امنیتی، سیاسی و انسانی در منطقه داشته باشد. از این جهت، به‌نظر می‌رسد که ایران فاقد استراتژی مشخص منطقه‌ای به غیر از مقابله با رژیم صهیونیستی است و منطقه خارومیانه در رویکرد ایران به فراموشی سپرده شده است.

انتشار :
آخرین اخبار
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی